در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
با نگاهی به فیلمهایی که در سینمای ایران عنوان «موج نو» را به خود گرفتهاند میتوان به این نتیجه رسید که مدعیان فرق بین فیلم متفاوت با موج نو را نمیدانند و هر فیلم متفاوتی را که میبینند گمان میکنند که این فیلم قرار است موج نویی در سینمای ایران پدید آورد در صورتی که موج نو یک حرکت سینمایی است که امکان دارد درطول تاریخ سینمایی یک کشور فقط یک بار اتفاق بیفتد. همانگونه که 50 سال پیش فیلمسازانی مانند ژان لوک گدار، فرانسوا تروفو و ژان رنوار در سینمای فرانسه فیلمهایی را مقابل دوربین بردند که در سینمای جهان موجی را ایجاد کرد که به موج نوی سینمای فرانسه معروف شد. این فیلمسازان که همه متفکران آن دوران بودند برای مبارزه با سینمایی که فقط به گیشه فکر میکرد و تحت تسلط تهیهکننده بود فیلمهایی را کارگردانی کردند که داستانی متفاوت داشت و فکری را ترویج میکرد بدون اینکه از بازیگران معروف و ستاره استفاده کند. موج نوی سینمای فرانسه در تمام دنیا طرفداران زیادی پیدا کرد، اما نتوانست در سینمای هالیوود جایگاهی پیدا کند، چون سینمای هالیوود سینمای تهیهکننده سالار بود و گیشه و فروش فیلم در آن یک اصل بود که هیچ چیز نمیتوانست این اصل را مخدوش کند. هنوز هم بعد از گذشت 50 سال در سراسر دنیا فیلمهایی بنا به فرمول موج نوی فرانسه ساخته میشود و همه فیلمسازان علاقهمند به موج نو بر این عقیده هستند که فیلمسازان فرانسه الگوی مناسبی برای اندیشههای آنها در سینما ارائه دادهاند.
در سینمای ایران زندهیاد فرخ غفاری را یکی از پیشگامان موج نو در سینمای ایران میدانند. او با ساخت فیلمهای جنوب شهر و شب قوزی نشان داد که موج نوی سینمای فرانسه را میشناسد و تمایل دارد با استفاده از این نوع سینما، با سینمای سطحی که در آن دوران سینمای ایران را به نابودی میکشاند مبارزه کند. این فیلمها در زمان خود نتوانستند در تامین گیشه موفق شوند، اما این اتفاق چیز عجیبی نبود چون پیشگامان موج نو از همان ابتدا میدانستند که قرار نیست فیلمهای آنها مانند فیلمهای معمولی فروش بالایی داشته باشد و مردم معمولی به تماشای آنها بروند.
ابراهیم گلستان دیگر فیلمساز ایرانی بود که با فیلم خشت و آینه به موج نو پیوست، اما کارگردانی که توانست به جهانیان نشان دهد که سینماگران ایرانی هم موج سینمای نو فرانسه را درک کردهاند زنده یاد سهراب شهید ثالث بود که با ساخت فیلمهای «طبیعت بیجان» و «یک اتفاق ساده» به جشنوارههای خارجی راه پیدا کرد و فیلمهای او مورد تقدیر قرار گرفت. شهید ثالث در فیلمهای خود بخوبی از قواعد سینمای موج نو فرانسه استفاده کرد؛ موضوع بکر، پلانهای طولانی، ریتم کند، دیالوگ کم، استفاده از نابازیگران و... از شاخصههای فیلمهای شهید ثالث بود مثلا در فیلم طبیعت بیجان شهید ثالث شخصیتهای فیلم خود را از میانطبقهای انتخاب کرده بود که همواره در جامعه نادیده گرفته شدهاند؛ پیرمردی سوزنبان که با همسر خود در ایستگاهی دورافتاده مشغول به کار بود تا روزی که به او خبر میرسد که بازنشسته شده است و پیرمرد نمیداند بدون کار و بدون اتاقی که او سالها در آن زندگی کرده است چه باید بکند.
ناصر تقوایی با فیلم«آرامش در حضور دیگران» موج نو را در سینمای ایران تجربه کرد و داریوش مهرجویی با فیلم «گاو» نشان داد که میتوان با استفاده از موج نو داستانهای متفاوتی را در سینما روایت کرد. فیلم گاو از معدود فیلمهای موج نو بود که توانست نظر عموم مردم را به خود معطوف کند. بعد از مهرجویی و فیلم گاو نوبت به مسعود کیمیایی رسید که فیلم «قیصر» را کارگردانی کرد و توانست اتفاق جدیدی را در سینمای ایران رقم بزند. قیصر توانست با اقبال عمومی مردم روبهرو شود این در حالی بود که قیصر از هیچکدام از شاخصههای فیلمفارسی استفاده نکرده بود. برخی این اتفاق را در سینمای ایران «موج نو» نامیدند و قیصر را آغاز موج نو در سینمای ایران دانستند در حالی که قیصر فقط یک فیلم متفاوت بود که با استفاده از موضوعی بکر توانسته بود مردم را با گونهای جدید از فیلمها در سینما آشنا کند، اما کیمیایی در فیلم خود هم از بازیگران چهره آن زمان استفاده کرده بود و هم داستانی را انتخاب کرده بود که برای عموم مردم جذابیت داشت. قیصر یک اتفاق در سینمای ایران بود؛ اتفاقی که تکرار نشد، اما راه جدیدی را در سینمای ایران به روی کارگردانان گشود. اینکه قیصر را گروهی موج نوی سینمای ایران میدانند. به این دلیل است که قیصر در اواخر دهه 40 فیلمی متفاوت در سینمای ایران به شمار میآمد، اما قبل از کیمیایی فیلمهای زیادی در سینمای جهان ساخته شده بود که نشان میدادند چگونه قهرمان عاصی فیلم دیگر منتظر قانون نمیماند و خودش برای گرفتن حق خود دست به انتقام جویی میزند.
عباس کیارستمی از همان زمانی که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان فیلم کوتاه میساخت نشان داد که به سینمای شهید ثالث علاقهمند است و تصمیم دارد در سینما پیرو موج نو باشد، کیارستمی در فیلمهای بلند سینمایی خود هم این روش را ادامه داد، اما در هیچ کجای دنیا این مساله عنوان نشد که کیارستمی توانست سبک جدیدی را در سینما بنیان گذارد. اما در ایران فیلمسازان جوانی بودند و هستند که علاقهمندند مانند کیارستمی فیلم بسازند، به همین دلیل برخی کیارستمی را آغازگر موج نو در سینمای ایران میدانند در صورتی که کیارستمی توانست در دورهای بین جوانان «موج» ایجاد کند و آنها را به سینمای خود علاقهمند کند. همانطور که فیلمسازانی مانند محسن مخملباف، مسعود کیمیایی، بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی و... توانستند فیلمسازان جوان را به سینمای خود علاقهمند کنند، اما اینکه هر فیلم متفاوتی که در دورهای توانسته طرفدارانی پیدا کند و متفاوت جلوه کند را موج نو سینمای ایران دانست زیاد با شواهد و عقل جور در نمیآید. میگویند فیلم «درباره الی» فیلم خوبی است و داستان و ساختار متفاوتی دارد، اما نمیتوان این فیلم را موج نو سینمای ایران دانست. این فیلم شاید بتواند بین فیلمسازان جوان ایرانی موج ایجاد کند، اما نمیتوان انتظار داشت که این فیلم در دنیا موجی را راه بیندازد که به نام سینمای ایران ثبت شود. همه اینها را گفتیم تا شاید کمی فرق بین فیلم متفاوت و موج نو را روشن کرده باشیم.
چرا آمد، چرا رفت؟
هفته گذشته علاقهمندان مهناز افشار کلی ذوقزده شدند چون مطالب منتشره در مطبوعات خبر میداد که مهناز افشار بعد از گذشت 10 سال به تلویزیون برمیگردد تا در یک سریال کمدی بازی کند. سالها پیش آن زمان که افشار هنوز شهرت امروز را نداشت در سریالی به کارگردانی سامان مقدم بازی کرد و بعد تمام فعالیت خود را در سینما متمرکز کرد و با بازی در فیلم آتش بس ساخته تهمینه میلانی نشان داد که میتواند در دوام یک فیلمنامه کمدی نقش داشته باشد. هفته گذشته اعلام شد که افشار قرار است در سریال شمسالعماره به کارگردانی سامان مقدم بازی کند. این سریال کمدی است و داستان آن درباره دختر جوانی است که پدرش خانهای بزرگ دارد. او باید برای به ارث بردن این خانه ازدواج کند، 12 خواستگار تمایل ازدواج با این دختر خانم را دارند و او باید از میان آنها مناسبترین را انتخاب کند که نمونه خارجی آن سریال مرداندرجه2 است، روزهای گذشته در حالی که حرفهای زیادی درباره بازیگران سریال کمدی شمسالعماره بین خبرنگاران رد و بدل میشد مبنی بر اینکه آیا بازیگرانی مانند رویا تیموریان، مسعود رایگان و علی قربانزاده که قرار است نقشهای اصلی شمسالعماره را بازی کنند توانایی حضور در یک سریال کمدی را دارند، خبر انصراف مهناز افشار از سریال شمسالعماره در روزنامهها منتشر شد. این بازیگر گفته بود که به دلیل مشغله کاری نمیتواند در این سریال بازی کند. این در حالی بود که برخی از خبرنگاران در اخباری در گوشی از دستمزد بسیار بالایی که افشار برای بازی در این سریال طلب کرده بود سخن میگفتند. برخی از شنیدهها حاکی از این است که افشار برای بازی در سریال 70 قسمتی شمسالعماره طلب 250 میلیون تومان کرده است که تهیهکننده آن را پذیرفته است. ما اصلا به راست یا دروغ بودن این خبر کاری نداریم، اما مساله این است که تلویزیون چه نیازی به حضور بازیگران معروف دارد. آنچه اعتبار سریالهای داستانی تلویزیون را تامین میکند در وهله اول داستان جذاب و مردمپسند است. ابتدا داستان باید مخاطب را جذب کند و در مرحله دوم بازیگر است که این داستان جذاب را دیدنی میکند. این بازیگر میتواند یک بازیگر معروف و کار بلد تلویزیونی باشد، بازیگری که به پشتوانه کارهای قبلی خود نشان داده است که میتواند بازیگر را پای سریال بنشاند، اما برای تلویزیون امتیاز خوبی است اگر بازیگر سینما ایفاگر نقش در یک سریال باشد، اما در این مواقع بازهم موفقیت این سریال بستگی به این دارد که بازیگری که در سینما جا افتاده است و میتواند تماشاچی را حدود 90 دقیقه در سینما نگه دارد آیا میتواند در سریالی که حدود 2000 دقیقه زمان دارد بتواند با مخاطبی که قواعد خاص خود را دارد، ارتباط برقرار کند؟
تلویزیون قواعد خاص خود را دارد، مخاطب تلویزیون با مخاطب سینما کاملا متفاوت است به همین دلیل شاید اصلا تهیهکننده تلویزیون نباید بیشتر سرمایه خود را صرف جذب بازیگری کند که فقط در سینما فعالیت میکند و با این گمان به تلویزیون میآید که با خود اعتبار زیادی را به تلویزیون میآورد. بدون هیچ اغراقی اگر بگوییم که اکنون حضور بازیگرانی مانند پرویز پرستویی و فاطمه معتمدآریا در تلویزیون غنیمت است، بیراه نگفتهایم. هر دوی این بازیگران با بازی در سریالهایی مانند رعنا و آرایشگاه زیبا بین مردم محبوبیت پیدا کردهاند و در ادامه با بازی در سریالهایی مانند خاک سرخ و زیر تیغ نشان دادهاند که حضورشان در سریالهای تلویزیونی غنیمت است. شاید بد نباشد این مطلب را با این ضربالمثل به پایان ببریم که اول برادریتو ثابت کن بعد ادعای ارث کن.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: