گفتگو با جی‌جی‌ آبرامز، کارگردان «سفرهای ستارهای»

برگشت به پیش ازآغاز

یازدهمین قسمت مجموعه فیلم «سفرهای ستاره‌ای» حدود 10 سال پس از اکران عمومی آخرین قسمت آن، روانه پرده سینماها می‌شود. دهمین قسمت فیلم در سال 1998 در نمایش عمومی خود شکست خورد و همین مساله باعث شد تا تهیه‌کنندگان آن در کمپانی فوکس قرن بیستم تصمیم بگیرند برای مدتی کار تولید قسمت‌های جدید آن را متوقف کنند.
کد خبر: ۲۵۵۱۹۰

 حضور جی‌جی آبرامز به عنوان کارگردان قسمت جدید، این نوید را می‌داد که یازدهمین ماجراجویی سرنشینان سفینه اینترپرایز یک ماجراجویی جذاب و تماشایی باشد. آبرامز با احیای مجدد این مجموعه فیلم، قصه آن را به دورانی پیش از شروع قصه مجموعه تلویزیونی موفق دهه شصتی «سفرهای ستاره‌ای( »که در ایران با نام «پیشتازان فضا» تماشاگران زیادی داشت)‌ برد و به این ترتیب روزهای نخستین حضور کاپیتان جیمز کرک در فدراسیون بین ستاره‌ای را به تصویر کشید.

جوان شدن قصه فیلم، جوان شدن بازیگران نقش‌های اصلی مجموعه فیلم را می‌طلبید. به همین سبب قسمت جدید با چهره‌های آشنا و قدیمی مجموعه فیلم یعنی ویلیام شاتنر، لیونارد نیموی و بقیه خداحافظی کرد و ایفای نقش کاراکترهای معروف قصه را به بازیگران جوان و تازه‌وارد سپرد.

کریس پاین و زاخاری کوئینتو در سفرهای ستاره‌ای در نقش دوران جوانی کاپیتان کرک و آقای اسپاک ظاهر می‌شوند. این دو همراه بقیه سرنشینان سفینه اینترپرایز راهی سیاره‌های دور و ناشناخته می‌شوند، جایی که هنوز پای هیچ بشری به آنجاها نرسیده است. آبرامز که در تلویزیون سابقه ساخت مجموعه هیجان‌انگیز و پربیننده «گمشدگان» را دارد، بهترین گزینه برای احیای مجموعه فیلم موفقی مثل «سفرهای ستاره‌ای» بود.

با وجود 6 فصل مجموعه تلویزیونی و 10 فیلم سینمایی از سفرهای ستاره‌ای، منتقدان سینمایی می‌گویند فیلم شما جذاب‌ترین دیدگاه را در مورد قصه و کاراکترهایی که جین رادنبری در دهه 60 میلادی خلق کرده ارائه داده‌اید.

خب، از این تعریف زیبا ممنونم. ولی نمی‌‌دانم چه بگویم. این چیزی است که تماشاگران و منتقدان سینما باید درباره‌اش نظر بدهند. من فقط تلاش می‌کنم یک فیلم خوب و درست بسازم. به دنبال تعریف قصه‌ای بودم که در یک آینده نه‌چندان دور، نوع بشر تلاش می‌کند تا بر موانع و مشکلات خود غلبه کند و در همان حال، با دشمنان جدید خود در دل کهکشان روبه‌رو می‌شود.

خواست خود شما بود که به این قصه و کاراکترهایش، امکان یک شروع تازه را بدهید و قصه را به دورانی پیش از آغاز قصه مجموعه تلویزیونی ببرید؟

من و تهیه‌کنندگان فیلم به این نتیجه رسیدیم که این کار را انجام دهیم. نکته کلیدی این بود که قصه ما باید الهام گرفته از آن قصه اصلی باشد، آن قصه و حال و هوا را در بر بگیرد و تمام چیزهایی را که قبل از این وجود داشت، مورد احترام قرار دهد؛ اما شما از تماشای همان صحنه‌های آغازین فیلم، متوجه می‌شوید که این بار داریم به جای دیگری می‌رویم و سفر تازه‌ای را آغاز کرده‌ایم. همان ‌طور که می‌دانید، قصه یازدهمین قسمت فیلم پیش‌درآمدی بر کل کار (هم مجموعه تلویزیونی و هم مجموعه سینمایی)‌ است. تماشاچی در این قسمت دیدار تازه‌ای با کاراکترهای آشنای قدیمی خود دارد.

نگران آن نبودید که دارید یک قصه قدیمی و کلاسیک را دوباره‌نویسی می‌کنید و به شکل تازه‌ای ارائه می‌دهید؟

این تاریخ هیچ وقت به صورت کامل نوشته نشده است، پس می‌توانیم یک شروع تازه برایش رقم بزنیم. در عین حال، فکر می‌کردم برخورد دوستداران و طرفداران این مجموعه فیلم‌ با حال و هوای جدید آن هیجان‌انگیز باشد.
زمانی که فیلم را می‌ساختم، مدام از خودم می‌پرسیدم واکنش تماشاگران نسبت به آن چه خواهد بود و چه اتفاقی می‌افتد اگر آنها فیلم را نپسندند؟

تمام جنبه‌های فیلم ‌صحنه‌پردازی، لباس‌ها، جلوه‌های ویژه و وسایل صحنه امروزی شده‌اند. ولی دوستداران آن می‌توانند حال و هوای کلی قدیمی را از دل این تازگی و نوشدن تشخیص بدهند.

این دقیقا همان چیزی بود که خودمان می‌خواستیم. هدفم خلق یک تازگی با حفظ آن حال و هوای کلاسیک بود. تماشاگران فیلم به این چیزها علاقه دارند و نباید با احساسات آنها خیلی بازی کرد. برای مثال، مگر شما می‌توانید آن یونیفورم فضایی آبی و قرمز قدیمی فضانوردان را با لباس دیگری عوض کنید؟

زمانی که کارگردانی قسمت جدید فیلم به شما پیشنهاد شد، می‌دانستید چه مسوولیت بزرگی را دارید به عهده می‌گیرید؟ شما در حال حمل فانوسی بودید که مدت‌هاست دارد کار می‌کند و شما باید دقت می‌کردید که خاموش نشود.

برایم خیلی جالب است که شما چنین تشبیهی می‌کنید: حمل یک فانوس روشن. علتش این است که خودم هم هنگام تولید فیلم، همین احساس را داشتم. «سفرهای ستاره‌ای»‌ برای بسیاری از آدم‌ها، حکم یک اثر بزرگ را دارد. به همین سبب من این مسوولیت را با کمال میل و شادمانی قبول کردم اما هیچ‌وقت تحت‌تاثیر این موضوع قرار نگرفتم. برعکس، سعی کردم از این وضعیت استفاده خوبی بکنم. خود دوستداران و طرفداران فیلم، بخشی از الهام برای ادامه کار بوده‌اند. برایم کارگردانی این فیلم مثل یک فرصت گرانبها و باور نکردنی بود. در تمام مدت فیلمبرداری به حس و حال طرفداران فیلم توجه داشتم و مراقب بودم که آن فانوس خاموش نشود.

بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین چالش هنگام کارگردانی فیلم چه بود؟

خب، پاسخ این سوال را خوب نمی‌دانم و شاید جوابی که می‌دهم چندان قانع‌کننده نباشد. اما با دو چالش اساسی روبه‌رو بودم. اولی،‌ همراه و هماهنگ شدن با دیدی بود که باید نسبت به آینده ارائه می‌کردم. واقعیت این است که بسیاری از تکنیک‌هایی را که در زندگی روزمره‌مان مورد استفاده قرار می‌‌دهیم، خیلی زود مورد تقلید قرار می‌گیرند و دیگر یک تکنیک جدید نیستند. به همین سبب، این روزها ساخت فیلمی که هنگام نمایش عمومی یک اثر جدید و بدیع به نظر برسد،‌ خیلی مشکل است. در عین حال، باید کاملا دقت می‌کردم که نوآوری‌های تازه،‌ جنبه‌های اصیل نمایش قدیمی را در سایه قرار ندهد. چالش بعدی من انتخاب بازیگران نقش‌های اصلی بود. چگونه باید برای نقش کاراکترهای مهم فیلم بازیگرانی را پیدا کنم که ضمن مستعد بودن،‌ شباهت‌هایی هم به بازیگران نسخه اصلی مجموعه فیلم داشته باشند و بتوانند پا داخل کفش آنها کنند؟

در کارهایم سعی دارم شوخ‌طبعی و انسان‌گرایی را به صورت همراه در کنار یکدیگر قرار بدهم

 

 

 

 

این کار در تئوری‌ سخت بود و در عمل سخت‌تر هم می‌شد. می‌دانستم تا بازیگران درستی را برای نقش‌‌های اصلی فیلم انتخاب نکرده‌ام، نمی‌توانم کار فیلمبرداری را شروع کنم. اگر بازیگران به درد این نقش‌ها نمی‌خوردند یا نمی‌توانستند‌ آنها را بازی کنند، فیلم دیگر به هیچ دردی نمی‌خورد. در این رابطه مشاوران ما برای انتخاب بازیگران، ‌کمک خیلی زیادی به من کردند. گروه بازیگران فیلم بسیار مستعد و خوب هستند و کاملا در قالب نقش‌‌های خود فرو رفته‌اند. شما در قسمت جدید یک کاپیتان کرک و آقای اسپاک کاملا زنده و قابل‌قبول را می‌بینید. بقیه هم همین‌طور هستند. شما در مقام تماشاچی وقتی بازیگران این نقش‌ها را می‌بینید، باور می‌کنید که آنها جوانی همان بازیگران قدیمی هستند.

در طول فیلمبرداری، به گفته‌ها و اظهارنظرهای هواداران فیلم در اینترنت هم توجهی داشتید؟

یک سری از شنیده‌ها را آویزه گوش کرده بودم. ولی وقتی کار فیلمبرداری شروع شد، ما دیگر می‌دانستیم قرار است چه کاری انجام دهیم. به همین سبب اظهارنظرهای مختلف طرفداران فیلم دیگر تاثیر خیلی زیادی روی کار ما نداشت. پیش از شروع فیلمبرداری، در رابطه با نوع علائق و خواسته‌‌های آنان به یک نتیجه‌گیری کلی رسیده بودیم.

در فیلمنامه جایی هم برای کمدی در نظر گرفته بودید؟

می‌ترسم به این پرسش جواب بدهم! زیرا ممکن است از سوی عده‌ای متهم به این شوم که سفرهای ستاره‌ای را به شکل یک کار کمدی می‌بینم. اما من هیچ وقت به این مجموعه فیلم به چشم یک کار کمدی نگاه نکرده‌ام. اما برای من شوخ‌طبعی همیشه نکته مهمی بوده است. در کارهایم سعی دارم شوخ‌طبعی و انسان‌گرایی را به صورت همراه، در کنار یکدیگر قرار بدهم. سعی داشتم رگه‌هایی از شوخ‌طبعی را در روابط بین کاراکترها بگنجانم. در این زمینه از خود واقعیت‌های زندگی استفاده کردم. شما در زندگی واقعی خودتان، هم لحظات دراماتیک دارید و هم لحظات شاد و کمدی. اگر شما در قصه فیلم، کمدی یا شوخ‌‌طبعی را نگنجانید، تماشاگران خودشان جاهایی را در فیلم پیدا کرده و می‌خندند. در دنیایی مثل سفرهای ستار‌ه‌ای که موجودات انسانی و بیگانه‌های فضایی رودرروی یکدیگر هستند، چنین چیزی فاجعه‌بار است. شما باید با دقت از این مساله جلوگیری کنید و بهترین راه این است که خودتان چند صحنه کمدی و شوخ‌طبعی در دل قصه فیلم قرار دهید.

زمانی که می‌خواستید فیلم را بسازید به این مساله هم توجه داشتید که کاراکترهای تازه‌ای را که در قسمت‌های قبلی مجموعه فیلم حضور نداشته‌اند به قصه و ماجراها اضافه کنید؟

به این موضوع فکر کردم، ولی یک نکته را در همه حال باید در نظر می‌گرفتم. ببینید، این درست است که قصه قسمت جدید حال و هوای تازه‌ای دارد و چندین سال پیش از شروع ماجراهای قسمت اول مجموعه تلویزیونی آن اتفاق می‌افتد من می‌توانستم عناصر جدیدی را وارد قصه و ماجرا کنم. ولی یک محدودیت هم داشتم. حضور این عناصر جدید باید به صورتی می‌بود که به کلیت قصه لطمه نزند و جای توجیه برای اقدامات مرا داشته باشد. تماشاگران مجموعه فیلم سفرهای ستاره‌ای خیلی خوب با تاریخ و گذشته آن آشنا هستند. در این شرایط اگر من فرد تازه‌ای را وارد مجموعه کنم، این پرسش مطرح می‌شود که آخر و عاقبت او چه خواهد شد! به صورت طبیعی این آدم باید بعدها در قسمت‌های بعدی (یعنی مجموعه تلویزیونی و مجموعه فیلم آن)‌ هم دیده شود. طبیعی است که من نمی‌توانستم او را در میانه راه رها کنم و نوعی بلاتکلیفی در رابطه با کاراکتر وی خلق کنم. به همین خاطر، با وجود آن که هنگام ساخت قسمت جدید دستم باز بود، ولی محدودیت‌های زیادی هم داشتم! البته در رابطه با کاراکترهای منفی می‌توانستم هر کاری که می‌خواهم انجام دهم و موجودات تازه‌ای را به جمع افراد شرور قصه اضافه کنم. علتش هم این است که آنها معمولا در آخر قصه فیلم از بین می‌روند و در قسمت‌های بعدی کسی سراغ آنها را نمی‌گیرد!

مسوولان جلوه‌های ویژه از شما نخواستند مدل تازه‌ای از سفینه اینترپرایز را در فیلم ارائه دهید؟

خیر. سفینه اینترپرایز همین طوری که هست بسیار قشنگ و زیبا و کامل به نظر می‌رسد. می‌دانید، هنگام کار روی جلوه‌های ویژه فیلم، هیچ مشکلی با تکنسین‌های این بخش نداشتم. چندسال پیش هنگام کارگردانی «ماموریت غیرممکن 3» با آنها کار کرده بودم. آدم‌های دقیق و منظمی هستند و کارشان را خیلی خوب بلدند. ذهن بسیار خلاقی دارند و سعی می‌کنند کاملا با کارگردان همراه باشند. به همین سبب همکاری با آنها بسیار لذتبخش بود. شرکتی که آنها در آن کار می‌کنند، همیشه تلاش دارد بهترین کار را ارائه دهد و نکته مهم کارشان این است که صحنه‌ها را بسیار طبیعی و رئال خلق می‌کنند. شما وقتی دارید فیلم را تماشا می‌کنید، اصلا این حس را نخواهید داشت که در حال تماشای یک سری جلوه‌های ویژه هستید. هدفم این بود که همه چیز فیلم واقعی به نظر برسد و آنها کمک خیلی زیادی کردند تا این اتفاق بیفتد.

کار جدید چه دارید؟

پیش‌تولید پروژه «هانتر اسکات» را شروع کرده‌ام که درامی تاریخی و دلهره‌آور است. قصه فیلم درباره تحقیقات هانتر اسکات درباره غرق شدن یک کشتی بزرگ جنگی روسی در دوران جنگ جهانی دوم است. تحقیقات اسکات باعث شد تا این پرونده که بایگانی شده بود، دوباره به جریان بیفتد.

مترجم : کیکاووس زیاری
منبع: آسوشیتدپرس

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها