در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اینک که مارادونا به جانشینی باسیله، سرمربی آرژانتین شده است، همه میخواهند بدانند او در آفریقای جنوبی چه خواهد کرد. مردی که فن و قوه سحرکننده دریبلها و پای چپ فوقالعادهاش وی را بر تارک فوتبال جهان نشاند، در مقام مربی بیشتر انتقالدهنده و گوشزدکننده ارزشهایی مثل همت و سختکوشی و عرق ملی به شاگردانش است و این خصلتها در ماههای آبان و بهمن 87 که آرژانتین در اولین و دومین مسابقه خود تحت رهبری مارادونا در زمین اسکاتلند و فرانسه به پیروزیهای جالب 0 - 1 و 0 - 2 رسید، جلوههای ویژه داشتند. این لزوما به معنای فقر آرژانتین در زمینههای فنی نیست؛ زیرا این کشور امثال مسی، تهوز، گاگو، ایگواین، هاینزه، زانهتی، ورون، دی ماریا و اگررو را دارد و ریکلمه هم با وجود قهر و خداحافظیهای دائمیاش به احتمال قوی از مسافران دور پایانی جامجهانی نوزدهم خواهد بود.
تصمیمهای غریزی
با این حال، ستاره آرژانتین نه نفرات شایسته فوق و نه حتی مسی و نه «ماسکرانویی» که بازوبند کاپیتانی را به دست بسته، بلکه خود مارادوناست و همه میخواهند ببینند آیا تصمیمهای غریزی او از کنار زمین برای جبران فقر آموزش کلاسیک مربیگری در نزد او کفایت خواهد کرد یا نه. فرانس بکن باوئر هم بدون این که مدرک مربیگری داشته باشد، آلمان را در سال 1990 فاتح جامجهانی کرد و در فینال آرژانتینی را 0 - 1 برد که همین مارادونا کاپیتان و کانیجیا ستارهاش بودند.
زندگی مارادونا آکنده با جنجال هم بوده است. از اعتراف او به اعتیاد به مواد مخدر که عمری قریب به 30 سال یافته و از 1990 به بعد غیرقابل کنترل شد و اقامت 6 ساله و رایگان او را در هاوانای کوبا به بهانه رفع اعتیادش موجب شد تا درگیریهای همیشگیاش با سران فیفا و کسانی که او همیشه دشمنان سازمان یافته خود خوانده، از دیهگو چهرهای ساخته که هر چند تودههای فقیر دوستش داشتهاند، اما پاکی عمل الگوهای ورزشی را به هیچ روی نداشته است.
اگر چه با تمام این اوصاف تنها فوتبالیستی که بالاتر از وی توصیف شده، پهله برزیلی بوده است.
او را در سال 1991 با افشای وابستگیاش به مواد مخدر از ناپل تاراندند و فیفا اولین فقره از محرومیتهای دوگانه 15 ماههاش را در آن تاریخ برای وی مقرر داشت، اما او در آن شهر هنوز یک چهره پرطرفدار است، زیرا تیم ناپولی را 2 بار فاتح اسکودتو و یک مرتبه قهرمان جام یوفا کرد. مارادونا هرگاه پا به این شهر میگذارد، در ناپل از فرط شوق شورش میشود و نام نامرئیاش بر سردر خیابانها میدرخشد. بخصوص که ناپولی بعد از رفتن وی تقریبا محو شده است.
نشانههای نخستین
دیهگو برای بارسلونا و سهویا هم در اسپانیا بازی کرد، اما عشق بزرگش در این سطح و آرژانتین همیشه بوکاجونیورز بود و هنوز هم در بسیاری از مواقع در بوم بونهرا حاضر است تا بازیهای این تیم را از نزدیک ببیند و لذت ببرد. امروز که او کممشکلتر به نظر میرسد، همه میپرسند تا چه حد میتواند باعث بازگشت فوتبال ذاتا فروزان آرژانتین به قله فوتبال جهان شود. نشانههای اولیه و پاسخهای نخستین به این پرسش عمدتا مثبت بوده است، زیرا آرژانتین در دیدارهای اول خود با هدایت وی پرشور و فنی و زیبا و مهمتر از تمام اینها مصمم جلوه کرده است و اکثر بازیکنان این تیم به جای این که به مارادونا به چشم مربی رسمی خود نگاه کنند، همچون برادر بزرگ و راهنما نگریستهاند و دیهگو کوشیده است ابتدا شارژکننده روحی آنها باشد.
او بخوبی فهمیده است این تیم با داشتن امثال مسی، رودریگز، لاوتزی، ساویولا و لوپز به لحاظ فنی چنان بالاست که در زمین راهش را پیدا خواهد کرد و در بیرون میدان بیشتر به یک هماهنگکننده و مدیر روحیهبخش نیاز دارد. وقایع ماههای اخیر میگوید او برای فرو رفتن در چنین قالبی مناسب و در ایجاد انگیزش و شور ملی نزد شاگردانش ماهر است. این بازیکنان نیز چون کسی را بالای سر خود میبینند که به بالاترین درجات فنی فوتبال رسیده، به حرفهای او گوش میکنند و قبولش دارند.
حتی سیاستمداری مارادونا در حرفها و تمجیدهایش از شاگردان خود اسباب تعجب شده است؛ زیرا انتظار آن را معمولا فقط از کسانی میتوان داشت که سالها در حرفه مربیگری بوده باشند. شاید هم حضور کارلوس بیلاردو، مربی آرژانتین در جامهای جهانی 1986 و 900 در سمت و پست مشاور ارشد مارادونا وی را در این زمینه موفق کرده باشد.
دیهگو به مطبوعات کشورش و همچنین رسانههای جهان اطمینان داده است که ملیپوشان فعلی این کشور هرگز از فداکاری دست بر نخواهند داشت و چنان همت و احساس تعهد دارند که حتما آرژانتین را از معابر دشوار عبور خواهند داد و هدفشان فتح جام جهانی 2010 است. آرژانتینیها از این که ملیپوشان کشورشان در جامهای جهانی 1998 و 2006 در پکچهارم نهایی به دست هلند و آلمان حذف شوند و در 2002 اصلا از گروهشان بالا نیامدند، ناراحتاند و حضور دوباره در فینال را از مردی میطلبند که هر چند باعث دردسر میشد، اما فن و تکنیکاش کم همتا بود و حالا با گرمکن مربیان با شهرت افراطیاش حتی بر مسی هم سایه انداخته است و تیمی را در مشتش دارد که باوجود شکست عجیب و غریب 1 6 در مقابل بولیوی در 13 فروردین امسال، همچون جواهر نشان میدهد، اما در قیاس با خود او کمرنگ جلوه میکند.
آیا نمیتوان او را از همین حالا پرطرفدارترین مربی جامجهانی 2010 دانست؟
مترجم :وصال روحانی
منبع: Cahnnel 4
2009
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: