با محمداسماعیل کوثری ، نماینده مجلس و از فرماندهان سابق سپاه پاسداران انقلا‌ب اسلا‌می

دشمن هنوز در خانه بود

مسجد جامع خرمشهر ، 27 سال پیش در چنین روزی میزبان کسانی بود که نزدیک به یک سال و نیم، بخشی از وجود خود را در اسارت دشمن می‌دیدند.
کد خبر: ۲۵۴۷۸۰

سوم خرداد یادآور دلاورمردی رزمندگانی چون شهید حسن باقری است که به پاس یاران شهیدشان چون محمد جهان‌آرا از هیچ تلاشی برای بازگرداندن خرمشهر به میهن عزیزمان فروگذار نکردند.

عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر آنچنان ابعاد گسترده‌ای داشت که در بیست و هفتمین سالگرد آن، هنوز عظمت خود را حفظ کرده است.

در این عملیات که از نظر وسعت، بزرگ‌ترین عملیات دفاع مقدس بود نزدیک به 5500 کیلومترمربع از خاک کشورمان از اشغال عراق آزاد شد و نزدیک به 20 هزار نفر از نیروهای عراقی به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. به مناسبت سالگرد این حماسه با محمد اسماعیل کوثری، از فرمانده‌های سابق سپاه به گفتگو نشستیم.

او که در حال حاضر نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون امنیت ملی است، از شرایط نظامی کشور در آستانه این عملیات بزرگ می‌گوید. او همچنین به ابهاماتی که درخصوص چرایی ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر مطرح می‌شود، پاسخ داده است.

وقتی خرمشهر در سال 59 به اشغال عراق درآمد، وضعیت این شهر از نظر دفاعی به چه شکلی بود و در زمان حمله به شهر چه کسانی دفاع از شهر را به عهده داشتند؟

با توجه به حمایت و هدایت و پشتیبانی به تمام معنای دو ابرقدرت شرق و غرب در 26 تیرماه سال 58 صدام حسین در عراق روی کار آمد و حسن البکر کنار گذاشته شد؛ چون دیدند حسن البکر نمی‌تواند خواسته‌های آنها را عملی کند، ولی صدام حسین یک آدم قدرت‌طلب، بسیار حرف‌پذیر و اطاعت‌پذیر از ابرقدرت‌ها بود. پس این هماهنگی‌ها در پشت پرده صورت گرفت و در نهایت با کمک‌های مالی کشورهای عربی، بخصوص عربستان و کویت، ارتش بعث عراق را آنچنان تقویت کردند که نسبت به ارتش ایران که در زمان طاغوت، ژاندارم منطقه بود، استعدادش تقریبا 2 برابر شد.

با این توانمندی که در عرض تقریبا یک‌سال و 3 ماه آموزش، تجهیز و سازماندهی به دست آمده بود، همچنین با توجه به چراغ سبزی که از سوی برخی عوامل داخل ایران از جمله بنی‌صدر و امثال او به استکبار نشان داده شد، حمله عراق به ایران آغاز شد.

خود من آن زمان در مرکز فرماندهی سپاه بودم و اطلاعات را لحظه به لحظه به شورای عالی دفاع می‌فرستادیم که بنی‌صدر در آن زمان به عنوان فرمانده کل قوا، رئیس این شورا بود؛ اما نه‌تنها بنی‌صدر توجهی به این مساله نمی‌کرد ، بلکه ما را مواخذه نیز می‌کرد که شماها نمی‌دانید جنگ حساب و کتاب دارد و هیچ شواهدی دال بر این‌که جنگی صورت بگیرد، وجود ندارد.

در نهایت تجاوز ارتش بعث عراق در سراسر مرز غربی کشور و بخصوص در سمت استان خوزستان آغاز شد.

البته عراق در زمان حمله تنها ارتش ایران را در محاسبات خود در نظر گرفته بود و با توجه به سابقه فعالیت‌های مستشاران آمریکایی در ارتش ایران در دوران طاغوت کاملا به زیر و بم و نقاط ضعف و قوت آن آشنا بود بنابراین با توجه به این سابقه و شناختی که آمریکایی‌‌ها از ارتش ایران داشتند این‌گونه تحلیل می‌کردند که 3 روزه استان خوزستان را می‌گیرند و بعد هم ظرف 6 الی 7 روز به تهران می‌رسند. نمی‌دانستند که امام در همین مدت‌ کوتاه جوانان را آنچنان تربیت کرده است که هرکدام از آنها در هر محله‌ای، ارتشی به نام نیروهای مردمی برپا کرده بودند. خود حضرت امام(ره)‌ این نیروهای مردمی را بسیج مستضعفین نامیدند.

در نهایت این نیروهای ارتشی و سپاهی دوش به دوش نیروهای مردمی که حتی بانوان نیز در میان آنها بودند جلوی لشکرهای زرهی و مکانیزه عراق را آنچنان گرفتند که اصلا استکبار جهانی و عراقی‌ها فکر آن را نمی‌کردند. این مقاومت‌ها به حدی بود که اگر بنی‌صدر خیانت نمی‌کرد و مهمات و آب و آذوقه به منطقه می‌فرستاد و پشتیبانی درست و بموقعی از جنگ می‌کرد ، حتما مقاومت خرمشهر یا طولانی‌تر می‌شد یا اصلا سقوط نمی‌کرد، چون بنی‌صدر با خیانت خود از نیروهای رزمنده در آن منطقه حمایت نکرد و اجازه ورود نیرو و مهمات به آن منطقه را نداد، شاهد سقوط خرمشهر بودیم که البته با تمام این اوصاف خرمشهر به مدت 34 شبانه‌روز مقاومت کرد.

بنابراین اگر بخواهیم نقش نهادهای مختلف در حمایت از خرمشهر را ارزیابی کنیم، نیروهای مردمی نقش بسیار مهمی داشتند که البته فرماندهی آنها به عهده سپاه بود. این نیروهای مردمی و سپاه و ارتش دست در دست هم مقاومتی جانانه را در مقابل دشمن شکل دادند و نگذاشتند آنها به هدف خود برسند و همین مساله ضربه بزرگی به دشمن بود.

از زمان اشغال خرمشهر تا خرداد سال 61 که این شهر آزاد شد،‌ آیا بجز عملیات بیت‌المقدس، عملیات دیگری برای آزادسازی این شهر انجام گرفت؟

به این صورت که در قالب عملیات‌های ایذایی، ضرباتی به نیروهای عراق وارد کنیم، عملیات‌هایی داشتیم اما عملیات تمام‌عیاری همچون بیت‌المقدس که با هدف آزادسازی خرمشهر انجام شود، نداشتیم. اولین حرکتی که به صورت گسترده و با هدف آزادسازی خرمشهر انجام شد،‌ همان عملیات بیت‌المقدس بود که به لطف خدا به ثمر نشست و با پیروزی همراه شد.دلیل آن هم این بود که حضرت امام(ره)‌ در درجه اول تاکید زیادی روی شکسته شدن حصر آبادان داشتند. به خاطر این که نیروهای عراقی در آن منطقه از رودخانه کارون گذشته بودند و تقریبا در حدود 300 تا 320 درصد، آبادان را محاصره کرده بودند. حتی در مقطعی که هنوز بنی‌صدر فرماندهی کل قوا را به عهده داشت و به نظر من آنچنان هم از اوضاع ناراضی نبود، عراقی‌ها از رودخانه بهمن‌شیر هم عبور کردند و وارد جزیره آبادان شدند که رزمندگان ایران متوجه شدند و بسرعت خود را به منطقه رساندند و دشمن را سرکوب کردند و آنها را به ‌آن سمت رودخانه بهمن‌شیر عقب راندند.

شرایط نظامی ایران در آستانه عملیات بیت‌‌المقدس به چه شکلی بود؟

یکی از شرایط ویژه در آن زمان این بود که خرمشهر به مدت حدود 18 ماه در اشغال عراق مانده بود و شرایط ویژه این مساله به نفع ما بود، چرا که ما در این مدت دو سه ضربه سنگین به ارتش عراق وارد کرده بودیم. از جمله این ضربات می‌توان به عملیات ثامن‌الائمه(ع( )شکسته شدن حصر آبادان)‌، عملیات طریق‌القدس (آزادسازی بستان)‌ و عملیات فتح‌المبین در شمال خوزستان اشاره کرد. این 3 عملیات ضربه سنگینی به عراق بود و آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها اصلا فکر نمی‌کردند ما چنین توانمندی‌ای داشته باشیم.

در همین مرحله بود که ما می‌بایست قبل از این که دشمن خودش را پیدا کرده، تجدید قوا کند، اقدام می‌کردیم. ما باید فرصت را از دشمن می‌گرفتیم تا نتواند در عملیات بیت‌المقدس (که از نظر وسعت، بزرگ‌ترین محدوده را در عملیات‌ های دوران دفاع‌مقدس داشت) موانع ایجاد کند. زمان برای ما خیلی مهم بود و هرچه می‌توانستیم محدوده زمانی میان عملیات فتح‌المبین و عملیات بیت‌المقدس را کوتاه‌تر کنیم به نفع ما بود.

دومین اصلی که ما باید رعایت می‌کردیم، اصل غافلگیری بود و نباید می‌گذاشتیم به هیچ‌وجه دشمن متوجه شود که ما از چه منطقه‌ای عملیات خواهیم کرد که البته ما همین کار را کردیم و با عبور از رودخانه کارون و رفتن به سمت جاده اهواز  خرمشهر، عراقی‌ها را غافلگیر کردیم

فرماندهانی که نیروهای عراقی را هدایت می‌کردند تصور نمی‌کردند ما ناگهان از رودخانه کارون عبور کنیم و یک‌شبه خودمان را به جاده اهواز - خرمشهر برسانیم. این مسائل برای ما خیلی مهم بود و به قول معروف باید نفس عراقی ‌ها را می‌گرفتیم که نتوانند تجدید قوا کنند که بحمدالله این اتفاق افتاد و ما توانستیم به مدت یک ماه از پایان عملیات فتح‌المبین، عملیات بیت‌المقدس را آغاز کنیم.

به این صورت که در نهم فروردین سال 61 عملیات فتح‌المبین پایان یافت و در دهم اردیبهشت عملیات بیت‌المقدس را آغاز کردیم. این یک ماه هم بیشتر در جهت کار شناسایی و اطلاعاتی و آماده کردن زمین و سازماندهی نیروهای تازه‌وارد بود. این نیروهای تازه‌وارد عمدتا نیروهای بسیجی بودند و نکته قابل توجه این بود که این نیروها که قبلا در حدود 20 هزار نفر بودند، در آن مقطع به حدود 60 هزار نفر رسیدند.

حال شما حساب کنید که این 40 هزار نفر نیروی اضافه شده، تجهیزات و آب و آذوقه می‌خواهند و ما به معنای واقعی هیچ چیزی برای آنها نداشتیم. به لطف خدا با توجه به غنیمتی که از عملیات فتح‌المبین به دست‌ آمد، سلاح‌های این نیروها فراهم شد، اما تجهیزات انفرادی به آن صورت موجود نبود.

نیروهای ما در آن زمان با همان امکانات اولیه بدون این که نگرانی داشته باشند با انگیزه بسیار بالای الهی در مقابل دشمن ایستادند. خوب است خاطره کوتاهی را در همین جا بگویم. صبح روز جمعه، 11 اردیبهشت من پشت خاکریز جاده اهواز  خرمشهر از چند تا از بسیجی‌ها پرسیدم از کجا آمده‌اند. آنها در پاسخ گفتند ما از قم اعزام شده‌ایم، اما وقتی از کار و فعالیت آنها قبل از آمدن به جنگ پرسیدم پاسخ آنها جالب بود. آنها گفتند ما قبل از آمدن به جنگ در آمریکا مشغول به تحصیل بودیم، ولی با دیدن شرایط خاص جنگ از آمریکا به زادگاهمان قم بازگشتیم و از آنجا به منطقه اعزام شدیم.

امثال این رزمندگان بسیار بودند و من می‌‌خواهم بگویم که مردم بدانند نیروهای ما از چه انگیزه الهی بالایی برخوردار بودند.

شما به چند عملیات موفق که بلافاصله پشت سر هم در مدت زمان کوتاهی انجام شد، اشاره کردید. در آن زمان چه شرایطی در کشور وجود داشت که چنین عملیات‌هایی را ممکن می‌ساخت؟

بالاترین مساله، رهبری و فرماندهی حضرت امام(ره)‌ بود؛ مثلا در آن زمان همین که حضرت امام می‌فرمودند حصر آبادان باید شکسته شود، همه احساس مسوولیت می‌کردند. این احساس مسوولیت هم از آنجا بود که همه در آن زمان معتقد بودند حضرت امام(ره) چیزی را می‌بیند که چنین فرمایشی را می‌کند. مساله دیگر در آن زمان، وحدتی بود که میان نیروهای بسیج، سپاه، ارتش و نیروهای مردمی بود و همه این نیروها دوش به دوش هم در مقابل دشمن می‌ایستادند. یکی دیگر از عوامل اصلی انگیزه نیروها بود و آخرین نکته هم خواستن و توکل به خدا بود. با این ویژگی‌ها همه نیروها برای آزادسازی خرمشهر بسیج شدند.

اما پیش از این مقطع هم ما این فاکتورها را داشتیم؟

نه، شرایط خیلی فرق می‌کرد؛ مثلا ما قبل از انقلاب هم نماز می‌خواندیم و روضه‌خوانی هم داشتیم، اما اینها با روضه‌خوانی شب عملیات و نمازی که رزمندگان در آن شب‌ها می‌خواندند خیلی تفاوت داشت. بچه‌ها می‌دانستند به کجا می‌خواهند بروند و از همین رو با شناخت و آگاهی عمیق به مسائل نگاه می‌کردند. الان هم چنین چیزهایی هست و نباید منکر آن شد، اما مثلا می‌بینیم که در آستانه انتخابات بعضی چیزها رنگ می‌بازد و برای رسیدن به یک مسوولیت عده‌ای به سر و کول یکدیگر می‌زنند. در زمان جنگ این طور نبود که فرماندهان برای گرفتن پست پیشقدم شوند، بلکه به زور به آنها محول می‌شد. مفهوم واقعی شایسته‌سالاری را می‌توانستیم در زمان جنگ شاهد باشیم؛ یعنی مسوولیت‌ها به شایسته‌ها سپرده می‌شد و همین باعث می‌شد وقتی یک زیردست می‌دید که فرد بالادست او شایستگی این پست را دارد، خیلی راحت حرف او را قبول می‌کرد. در دوران جنگ فرماندهان، شجاع‌ترین، مومن‌ترین، کم‌خواب‌ترین، پرکارترین، صبورترین و فهیم‌ترین بودند و در کل در بیشتر زمینه‌ها نسبت به دیگر نیروها برتری داشتند و همین مسائل به پیشبرد اهداف بلندی که از سوی امام(ره) ترسیم شده بود، کمک می‌کرد.

عملیات بیت‌المقدس، جدا از آزادسازی خرمشهر چه دستاوردهای دیگری برای کشورمان داشت؟

دستاوردها و موفقیت‌های عملیات بیت‌المقدس فراوان بود. به عنوان مثال ما در این عملیات غیر از خرمشهر، هویزه و پادگان حمیدیه را که از پادگان‌های بسیار مهم ارتش بود، آزاد کردیم. جاده اهواز  خرمشهر آزاد شد. تعداد بسیار زیادی روستا که اطراف هویزه و جنوب سوسنگرد بود به اضافه روستاهایی که در حاشیه رود کارون و اطراف خرمشهر قرار داشتند، در این عملیات آزاد شدند. یکی از دستاوردهای بزرگ دیگر این بود که ما در این عملیات با آزادسازی نزدیک به 6 هزار کیلومترمربع از خاک کشور، به مرزهای بین‌المللی رسیدیم. همچنین ما در این عملیات ضرب شست محکمی به دشمن نشان دادیم و آنها متوجه شدند که همه عملیات‌های قبلی نیز با طراحی و حساب و کتاب انجام شده است. از سوی دیگر به دنیا نشان دادیم که ما مصممیم تا آخرین وجب از خاک کشورمان را از لوث وجود بیگانگان پاکسازی کنیم. پس از عملیات بیت‌المقدس، حرف ما از بعد سیاسی خیلی خریدار داشت.

خیلی دستاوردهای دیگر هم داشتیم، مثلا نزدیک به 20 هزار نفر از نیروهای عراقی را به اسارت گرفتیم و عده زیادی از آنها را به هلاکت رساندیم.

پس از آزادسازی خرمشهر، عده زیادی از مهاجران بازگشتند و شهرهای دیگری ازجمله اهواز نیز که با اشغال خرمشهر ناامن شده بود، امنیت بیشتری یافت.

فتح خرمشهر تا چه حد در ادامه جنگ تاثیرگذار بود و بر سرنوشت جنگ چه تاثیری داشت؟

این عملیات تاثیر زیادی بر سرنوشت جنگ داشت. علتش هم این بود که خرمشهر از جهات مختلف اهمیت فراوانی داشت. قبل از انقلاب، خرمشهر بندر داشت و راه‌آهن سراسری به آنجا کشیده شده بود. چون قبل از انقلاب بندر شهید رجایی و باهنر در سمت بندرعباس آنچنان فعال نبودند و بیشتر مبادلات تجاری در بندر خرمشهر انجام می‌شد.

بنابراین می‌توان گفت با توجه به اهمیت خرمشهر و از آنجا که عملیات بیت‌المقدس وسعت بسیار گسترده‌تری نسبت به دیگر عملیات‌های جنگ داشت، این مقطع یکی از شاخص‌ترین مقاطع دفاع مقدس بود و براین اساسی بیت‌المقدس به عنوان نمادی از مقاومت ملی در طول 8 سال دفاع مقدس درآمد.

بحث‌‌هایی مطرح می‌شود که فتح خرمشهر را به عنوان زمان مناسبی برای پایان جنگ مطرح می‌کنند و عده‌ای معتقدند ایران باید در این مقطع آتش‌بس را می‌پذیرفت. تحلیل شما از این‌گونه مسائل چیست؟

باید از افرادی که چنین حرف‌هایی را مطرح می‌کنند پرسید در آن زمان کجا بودند؟این مساله علت هم دارد. ما در عملیات بیت‌المقدس 5500 کیلومتر مربع از خاک کشورمان را آزاد کردیم و 2000 کیلومتر مربع را نیز در عملیات فتح‌المبین آزاد کرده بودیم.

ابعاد کوچک‌تری را هم در عملیات‌های دیگر آزاد کرده بودیم، مثلا 600 الی 700 کیلومتر مربع را در عملیات طریق‌القدس و حدود 200 کیلومترمربع را در ثامن‌الائمه آزاد کردیم. اگر مجموع اینها را حساب کنیم، حدود 10هزار کیلومتر مربع در این عملیات‌ها آزاد شد، اما باتوجه به این‌که ما چیزی در حدود 15 تا 20 هزار کیلومتر مربع را در اشغال عراق داشتیم، با یک حساب ساده می‌توان ملاحظه کرد که ما با تمام این پیروزی‌ها هنوز حدود 40 درصد از اراضی اشغال‌شده را نتوانسته بودیم آزاد کنیم. در این زمینه می‌‌توان به مناطقی از شلمچه و هورالهویزه اشاره کرد. در مناطق فکه، موسیان، مهران، سومار، نفت‌شهر و قصرشیرین هم ما اراضی‌ای در اشغال عراق داشتیم.

حال با این تفاسیر قضاوت کنید اگر در آن زمان، جنگ را خاتمه می‌دادیم چه اتفاقی می‌افتاد!

این اتفاق، همان چیزی بود که در دوره قاجار و قبل از انقلاب در کشور ما رخ داده بود و در هر زد و خوردی بخشی از خاک کشور به بیگانگان واگذار شده بود.

کسانی که این گونه مسائل را مطرح می‌کنند، نه‌تنها یک روز در جنگ نبودند، بلکه یک نفر از خانواده‌شان هم به جنگ نرفته بود.

طبیعی است که جنگ فی‌نفسه چیز خوبی نیست و آدم باید دیوانه باشد که به دنبال جنگ باشد، اما ما به دنبال این بودیم که یک نفر در سازمان ملل پیدا شود که صاحب اختیار باشد و بگوید من تعهد می‌کنم عراق به لب مرزها برگردد و آن زمان مذاکره آغاز شود.

دشمنان انتظار داشتند ارتش عراق، مناطق اشغال‌شده از کشور ما را در اختیار داشته باشد و با این وجود، آتش‌بس را بپذیریم. طبیعی بود که امام(ره) نیز با قاطعیت در مقابل آنها می‌ایستاد.

نکته بعد این که اگر ما در آن زمان آتش‌بس را می‌پذیرفتیم چه کسی به ما خسارت می‌داد و حتی چه کسی به ما تعهد می‌داد که عراق پس از پذیرش آتش‌بس، با بازسازی نیروهای خود مجدد به ما حمله نکند که همین کار را هم کرد و پس از پذیرش قطعنامه از سوی امام(ره)، عراقی‌ها مجدد به ما حمله کردند و جاده اهواز  خرمشهر را گرفتند و به سمت اهواز آمدند یا در منطقه غرب، سرپل ذهاب را که ابتدای جنگ نتوانستند بگیرند، در آن زمان حمله کردند و گرفتند و تا اسلام‌آباد هم آمده بودند که رزمندگان اسلام جلوی آنها را گرفتند.

بنابراین هیچ‌کس نمی‌توانست تعهد بدهد که با پذیرش آتش‌بس از سوی ما، عراق مجدد به ما حمله نکند. دلیلش هم این بود که چون عراق آغازکننده جنگ بود، اصلا نمی‌توانست بپذیرد ایران پیروز جنگ باشد و جز به شکست ما راضی نمی‌شدند.

ما به دنبال جنگ نبودیم، بلکه فقط در پی این بودیم که حقمان را بگیریم. حقمان را هم می‌دیدیم که با زبان به ما نمی‌دهند و به همین دلیل مجبور بودیم جنگ را ادامه دهیم.

نظر امام خمینی(ره) در آن زمان در مورد این‌گونه مسائل چه بود؟

در زمان پایان جنگ مسوولان نشستند و مذاکره کردند و مثلا آقای میرحسین موسوی که در آن زمان نخست‌وزیر بودند، ادامه پشتیبانی مالی از جنگ را غیرممکن می‌دانستند و از آن سمت، سپاه و نیروهای مسلح هم خواستار خاتمه جنگ بودند و در نهایت، مسوولان به خدمت امام رسیدند و اعلام کردند ما توانمندی‌ مالی و تجهیزاتی برای ادامه جنگ را نداریم. امام(ره) هم پذیرفتند. حضرت امام همیشه نگاه می‌کردند که نظر فرماندهان و مسوولان چیست و با گرفتن نظرات آنها تصمیم می‌گرفتند. امام خمینی(ره) نیز مانند دیگران حتی نمی‌خواست این جنگ رخ بدهد، اما دشمنان آن را به ما تحمیل کردند و به همین دلیل بود که حضرت امام (ره) خیلی محکم ایستادند تا بتوانند به دنیا و بخصوص ابرقدرت‌ها تفهیم کنند که شماها جنگ‌طلب هستید. آخر هم دیدید که آمریکایی‌ها چگونه آمدند و با شلیک موشک از ناو جنگی خود، هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران با 296 نفر از مسافران و خدمه را در آسمان مورد هدف قرار دادند. آنها که در مورد ادامه جنگ ابهام دارند، چنین مسائلی را نمی‌بینند و اگر یک وجب از خاک کشور در اختیار دشمن باقی مانده بود الان باز خود آنها مدعی بودند که چرا این مساله اتفاق افتاده است.

ما هدفمان این بود که دنیا بفهمد باید براساس حق و حقیقت تصمیم بگیرند نه براساس منافع ابرقدرت‌ها.

عملیات آزادسازی خرمشهر به چه شکلی انجام شد و اولین کسانی که وارد خرمشهر شدند چه افرادی بودند؟

عملیات بیت‌المقدس به این شکل بود که ابتدا بعضی یگان‌ها راه را بر نیروهای عراقی بستند که از جمله آنها تیپ 27 محمدرسول‌الله(ص) و برخی یگان‌های ارتش بودند. در اصل می‌توانیم این طور بگوییم که قرارگاه نصر به فرماندهی شهید بزرگوار حسن باقری، مسوولیت بستن راه نیروهای عراقی را داشت که البته بد نیست اینجا به شخصیت این شهید عزیز نیز نگاهی داشته باشیم. او یک دانشجو بود و به علت این که او را از دانشگاه اخراج کرده بودند خبرنگار شده بود، اما در کوتاه‌ترین زمان و در 26 یا 27‌‌سالگی به یکی از فرماندهان بزرگ جنگ تبدیل شد.

ایشان به همراه نیروهای خود جلوی پیشروی نیروهای عراقی را گرفت و سپس یگان‌های قرارگاه فتح به فرماندهی سردار رشید داخل خرمشهر شدند.

در آن زمان نیروهای عراقی با تصور این که ما برای آزادسازی خرمشهر نیروهای خود را به آن منطقه هلی برن می‌کنیم، در محدوده‌ای به شعاع یک کیلومتر از کارون تا اروند، موانعی قرار داده بودند که امکان فرود چتربازان در این منطقه نباشد؛ اما نیروهای قرارگاه فتح از همان جاده‌ای که عراقی‌ها تردد می‌‌کردند، خود را به خرمشهر رسانده، با کمترین تلفات این عملیات را به پیروزی رساندند.

اولین کار هم که توسط رزمندگان اسلام پس از آزادی خرمشهر انجام شد این بود که خود را به مسجد جامع خرمشهر رساندند و دو رکعت نماز شکر بجا آوردند.

حسین نیک پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها