در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این میان قاره آفریقا نیز دورانی بس بحرانی را سپری میکند در حالی که همچون گذشته در سایه سکوت جهانی روزانه صدها قربانی میگیرد.
جنگ داخلی در سومالی در کنار مساله دزدان دریایی، تحرکات چاد در سودان و استمرار فعالیت شورشیان دارفور، ادامه بحران در کنگو، ناآرامی در نیجریه، آفریقای جنوبی، الجزایر و... بیانگر دوران نخست در آفریقا است. بررسی پرونده تحولات قره آفریقا را نشان میدهد که کشورهای این قاره به رغم برخروداری از ثروتهای طبیعی و معادن فراوان همچنان در فقر به سر میبرند در حالی که دو شاخصه در اکثر این کشورها مشاهده میشود. اولا این کشورها با جنگ داخلی مواجه هستند مانند سومالی، سودان، نیجریه، چاه، زیمبابوه ثانیا به دلیل اختلاف میان همسایگان با جنگ منطقهای همراه شدهاند چنانکه نمونه آن را در تحرکات اریتره در سومالی و چاد در سودان میتوان مشاهده کرد.
هرچند که محافل رسانهای و سیاسی غربی و حتی مجامع جهانی تلاش دارند تا این عوامل را دلیل اصلی بحرانهای کنونی در آفریقا معرفی کنند. اما روند تحولات و جایگاه جهانی آفریقا نشانگر حقایق دیگری است که وجود بازیگران خارجی در این ناآرامیها را تقویت میکند.
بسیاری از ناظران سیاسی و اقتصادی تاکید دارند آفریقا قارهای ثروتمند است که ثروت آن موجب فقرش شده است. این اصل را در قرنهای گذشته به صراحت میتوان مشاهده کرد که قدرتهای بزرگ برای تامین منافع خود به بازیگری در این قاره پرداختهاند که نتیجه آن استعمار و استثمار این قاره بوده است. اکنون نیز بار دیگر این سناریو در قاره آفریقا مشاهده میشود به گونهای که کشورهایی چون آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپا چین برای نفوذ در این قاره به تدابیری مختلفی متوسل میشوند در این میان این رقابت نه به نفع آفریقا بلکه به عامل بحران در این منطقه منجر شده است.
نکته قابل توجه در این عرصه آنکه برخی کشورها مانند آمریکا تاسیس پایگاه نظامی در آفریقا را در سر می پرورانند (طرح آفریکوم) لذا از بحرانهای امنیتی و تروریسم برای رسیدن به خواسته خود بهره برداری میکنند. نکته قابل توجه دیگر در تحولات آفریقا نقش صهیونیستها است که سالهاست برای رسیدن به اهداف خود به هر اقدامی متوسل میشوند. بررسیها اثبات میکردند که صهیونیستها با هدف سلطه اقتصادی و سیاسی بر قاره ثروتمند آفریقا و نیز اسلام زدایی در این قاره در کنار رویکردهای دیپلماتیک عادی بر بحرانهای امنیتی نظیر ایجاد جنگ داخلی و تخریب روابط همسایگان میپردازند.نمونه بارز این امر را حمایت آشکار صهیونیستها از رهبران شورشیان دارفور برای ترکیه سودان و نیز حمایت از ارتیره برای اشغال سومالی میتوان مشاهده کرد.
در جمع بندی کلی از تحولات آفریقا میتوان گفت که این قاره به دلیل عوامل داخلی و نیز دخالتهای خارجی وسیاستهای توسعه طلبانه قدرتهای عمومی و صهیونیسم بین الملل همچنان در شرایط امنیتی قرار گرفته بود که میرود تا آتش جنگ سراسری را در این قاره برافروزد.
قاسم غفوری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: