در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در آستانه سوم خرداد و به مناسبت سالگرد آزادسازی خرمشهر نخستین کنگره تولیدات فرهنگی هنری پدافند غیرعامل با عنوان جشنواره پایداری ملی در تالار وحدت تهران برگزار میشود.
همین موضوع بهانهای شد تا در گفتگویی مفصل با دکتر محسن فردرو به تعریف، اهمیت و جایگاه پدافند غیرعامل و ویژگیهای جنگ نرم در ایران و دیگر کشورها بپردازیم.
دکتر فردرو، مدرس دانشگاه، مدیرکل امور استانها و دبیر کمیته پدافند غیرعامل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و فعلا تنها کسی است که مبانی نظری پدافند غیرعامل را در قالب یک کتاب منتشر کرده و البته 2 کتاب دیگر نیز در همین رابطه از او در آستانه انتشار است.
در این گفتگو، دکتر محسن فردرو با بیانی ساده همه چیز را درباره پدافند غیرعامل بیان و توضیح داده است.
آقای دکتر شما دیدگاههای نظری پدافند غیرعامل را در قالب یک کتاب تالیف کردهاید. فکر کنم برای شروع این گفتگو اگر این پدیده و ترکیب 2 کلمهای را تعریف کنید، شروع مناسبی برای گفتگو باشد.
پدافند غیرعامل در واقع یک ترجمه از ترکیب انگلیسی Passive defence است که دارای مبانی جهانی در ارتباط با انسانشناسی اجتماعی، امنیتی و فرهنگی است.
در پدافند غیرعامل ما از حفظ خود و بقا صحبت میکنیم؛ چراکه محور اصلی هر نوع زندگی چه فردی و چه اجتماعی بقاست. به بیان دیگر، تمدنها و جوامعی که امروز باقی ماندهاند یا در دورهای آثارشان به ما رسیده، آن گروه از جوامع بودهاند که قدرت و توانایی بقا داشتهاند.
البته این موضوع به طور کل، همه موجودات زنده اعم از جانداران، گیاهان و انسان را شامل میشود این که چه کاری و چه فعالیتی داشته باشند تا در برابر بلایای طبیعی و غیرطبیعی حفظ شوند.
اما به عنوان یک تعریف کلی باید بگویم پدافند غیرعامل در حوزه بشری هر گونه اقداماتی را شامل میشود که انسان بدون استفاده از ابزار نظامی به کار میگیرد تا جامعه را از تهدیدات مختلف حفظ کند یا اثرات نامطلوبی را که یک تهدید میتواند در پی داشته باشد، به حداقل برساند.
البته خود کلمه پدافند را بهتر بود دفاع ترجمه میکردند یا به جای غیرعامل هم میشود گفت غیرفعال.
با توجه به این تعریف، پس ریشه پدافند غیرعامل را باید در دل تاریخ جستجو کنیم؟
بله. دقیقا همین طور است. نخستین بار بشر از طبیعت و حیوانات یاد گرفت که چگونه خودشان را در برابر تهدیدها حفظ میکنند. برخی حیوانات خودشان را هنگام خطر و تهدید استتار میکنند یا برخی دیگر قدرت فرار از معرکه و تهدید را آموختهاند. در مورد گیاهان هم همین طور است و اتفاقا در این باره زیاد هم کار شده و کتابها و منابع متعددی وجود دارد.
اما بشر به غار پناه میبرد و قلعه و حفاظ درست میکند. بررسی این موضوع به شیوه تاریخی و کاملا علمی در دنیا کاملا شناخته شده است، اما در ایران خیلی دیر به دنبال آن رفتند و نخستین کسانی هم که در ایران به سراغ این موضوع رفتند. نظامیها بودند که با بعضی اصول و مبانی نظامی کار را شروع کردند.
این شروع نظامی در ایران در حالتی رخ داده است که به قول شما در تعریف پدافند غیرعامل بر ابزار غیرنظامی تاکید شده است؟
البته آنها هم تقریبا براساس همین تعریف کار کردند. پدیده استتار اگرچه نظامی است، ولی ابزار و اسلحه ندارد و غیرعامل محسوب میشود.
پیش از انقلاب ما این موضوع را با عنوان دفاع غیرنظامی میشناختیم که سازمانی هم داشت و زیرمجموعه وزارت کشور فعالیت میکرد.
اما پس از انقلاب چون مستقیم درگیر جنگ نظامی هم بودیم، خیلی بحث دفاع غیرعامل مطرح نبود تا این که به سراغ بحرانها رفتیم؛ مثلا ستاد مبارزه با بحرانها و حوداث غیرمترقبه در وزارت کشور تشکیل شد.
یعنی به اعتقاد شما بحرانها و حوداث غیرمترقبه هم شامل همین بحث میشوند؟
فعلا در کشور 3 بخش مطرح است اول مقابله با بحرانهای طبیعی، دوم دفاع غیرنظامی و دست آخر خود مقوله پدافند غیرعامل که کمی فراتر از دفاع غیرنظامی است. فعلا دفاع غیرنظامی و پدافند غیرعامل در سازمان ملی پدافند غیرعامل پیگیری میشود و بحرانها و حوادث غیرمترقبه هنوز در وزارت کشور است که به اعتقاد من بالاخره باید یکدست بشوند.
سازمان پدافند غیرعامل بیشتر دشمن خارجی را مد نظر دارد و این که چگونه باید در برابر تهدیدات خارجی عمل کنیم.
پس امروز نخستین کار در پدافند غیرعامل باید شناسایی مهمترین تهدیدهایی باشد که از خارج کشور را تهدید میکند؟
بله. تهدید شناسی یکی از مهمترین موضوعات در بحث پدافند غیرعامل است این که چه چیزی ممکن است امروز ما را تهدید کند یا در آینده تهدید آمیز باشد.
البته این موضوع کاملا نیاز به خرد جمعی دارد و هر کسی در زندگی فردی و اجتماعی خودش باید به آن فکر کند. سازمانها و حکومتها هم باید به آن فکر کنند. درست مانند زندگی خانوادگی که ما بررسی میکنیم چه عوامل و متغیرهایی برای فرزندمان تهدیدآمیز است؛ درس نخواندن، رفیق ناباب و... .
ضمن این که این کار در سطح کلانش بسیار تخصصی است و ممکن است متغیری در یک جامعه تهدید باشد و در جامعه دیگر تهدید به حساب نیاید. به عنوان مثال، در آفریقا یک کودک با مار بازی میکند، ولی در تهران ممکن است با انجام این کار این کودک بمیرد.
علت این موضوع چیست؟ کودک آفریقایی راه و شیوه تعامل با آن تهدید را آموخته است، پس آن تهدید را حتی تبدیل به یک فرصت کرده و مار خطرناک اسباببازی و سرگرمی اوست.
ما باید این گونه فکر کنیم که چگونه میتوانیم از تهدیدها فرصت ایجاد کنیم. امروز بسیاری از فناوریهای نوین مانند رسانههای مختلف هم فرصت و هم تهدید محسوب میشوند و ما در تعامل با آنها تعیینکننده خواهیم بود.
البته همان طور که گفتم، این موضوع به صورت ابتدایی در همه جوامع وجود دارد در بیشتر خانوادهها به شکل طبیعی مقداری غذا و میوه در خانه به صورت ذخیره موجود است که اگر سرزده مهمانی رسید، پیشبینی لازم را کرده باشیم.
در حال حاضر مهمترین تهدیدهایی که شما در حوزه پدافند غیرعامل پیشبینی و بررسی کردهاید، چیست؟
سازمان پدافند غیرعامل در هر دستگاهی یک کمیته ایجاد کرده تا هر دستگاه و سازمانی به موضوع تخصصی خودش بپردازد. مثل حفظ امکانات و نقاط حیاتی هر سازمان یا دستگاه تا بتوانند به صورت تخصصی در حوزههای خودشان و مرتبط با پدافند غیرعامل تلاش کنند.
اما در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به دیگر سازمانها انتظار بسیار بیشتر است؛ چراکه باید این موضوع ابتدا در میان مردم فرهنگسازی شود. به عبارتی، مدیران نظام درک کردهاند که پدافند غیرعامل موضوعی است که به طور مستقیم با مردم مرتبط است و مردم باید با این مقوله آشنا شوند و برای همین طرحی در نظر گرفته شد با عنوان توسعه فرهنگی پدافند غیرعامل.
البته به این نتیجه هم رسیدهایم که مهمترین تهدید امروز ما یک جنگ نرم و فرهنگی است.
پس ضرورت توجه به فرهنگ اینجا خودش را نشان میدهد. فرهنگ، توانایی پاسخگویی به نیازهای بشر را دارد و هر ملتی که برای پاسخگویی به نیازهایش تواتمندتر باشد، یعنی خوشفکرتر، خلاقتر و اندیشه و اطلاعات بیشتری دارد که شامل همان ارزشها، باورها، جهانبینی و دانش میشود.
امروز در جهان فرهنگ تبدیل به یک قدرت نرم شده است. یعنی هر جامعهای که از انسجام فرهنگی بیشتری برخوردار است، توانایی بیشتری برای بهرهگیری از امکاناتش دارد.
این نکته را بخوبی میتوان در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس دید. ما با دست خالی بدون ابزار نظامی با دنیا مقابله کردیم. اگرچه از نظر علمی و آکادمیک خودمان خیلی با آن آشنا نبودیم، ولی دنیا خیلی خوب آن را میشناخت. ما براساس بعضی ارزشها و باورهای مذهبی و رسیدن به یک انسجام فرهنگی و اجتماعی که متاثر از همان ارزشها بود، به یک قدرت دست یافتیم که به واسطه آن توانستیم در برابر همه آن تهدیدها ایستادگی کنیم و روز به روز این قدرت نرم انقلاب در سراسر دنیا گسترش یافت و دنیا هم این موضوع را بخوبی متوجه شده است.
همین فرهنگ است که در حزبالله لبنان جوانه زد و رشد یافت یا در همین غزه، مردم که پناهگاه و اسلحه خاصی نداشتند، قدرت آنها دقیقا همین پدافند غیرعامل بود. یعنی ایستادگی و باور به ارزشها و همین فرهنگ و نوع دفاع بود که دشمن و رژیم صهیونیستی را زمینگیر کرد یا در همین سوم خرداد هنگامی که امام(ره) میفرماید خرمشهر را خداوند آزاد کرد، دقیقا بر همین مساله تاکید میکند، یعنی تکیه بر قدرت معنوی و الهی و نه نظامی.
البته دشمن هم این موضوع را بخوبی درک و رصد کرده و در برابر قدرت نرم ما جنگ نرم را طراحی کرده است، جنگی که دیگر با اسلحه و ابزار نظامی نیست، به نرمی و آرامی ریشههای طرف مقابل را سعی میکند خشک کند.
اما با نگاه به تاریخ درمییابیم که ابتدای هر جنگ سخت یک جنگ نرم درمیگیرد مانند رجزخوانیهایی که قبل از جنگ انجام میدادند یا مغولها پیش از آغاز جنگ و حمله به محلی خاص زرههای بزرگی را درست میکردند و در حرکت از خود به جا میگذاشتند و طرف مقابل دچار وحشت میشد که اگر سپر مغولها این است خودشان چه نیروهای بزرگ و عظیمی هستند.
در همین زمینه مثال دیگری میزنم. در جنگ حضرت علی(ع) با معاویه در واقع عمروعاص از طریق جنک نرم سپاه حضرت امیر(ع) را تحت فشار قرار داد. استفاده از قرآنها بر سر نیزه جنگ روانی است.
در واقع دشمن با استفاده از مولفههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شروع به اجرا کردن تهدیدهای خودش میکند. بدون این که متوجه باشیم، ناگهان میبینیم که ضربه خوردهایم.
آمریکاییها مدتها بود میگفتند ما سالی چند میلیارد یا چند میلیون دلار برای مقابله با انقلاب اسلامی هزینه میکنیم و دنبال آن بودیم که در سلاحها و حرکات نظامی آنها رصد کنیم، ولی بعد یکباره متوجه شدیم که ماهوارهها، سیدیها و فیلمها، بازیها و نرم افزارها با جوانان ما چه کار میکنند آرامآرام سعی میکنند آنها را از هویت و ارزشها تهی کنند.
در جنگ نرم شما حس نمیکنید که جنگی در کار است یا جنگی آغاز شده است، چون زور و اسلحه و توپ و تانک و موشک نمیبینید و آنها هم به شیوهای عمل میکنند که انگیزه دفاع را از دست بدهیم به بیان دیگر شما اصلا جنگی نمیبینید که بخواهید دفاع کنید.
همین الان چند نفر از مردم باور دارند که جوانان ما 30 سال است که زیر فشارهای شدید فرهنگی و اجتماعی دشمن قرار دارند چند نفر به واقع درک کردهاند که دولت مدتهاست در برابر تحریمهای سخت همچنان بخوبی فعالیت میکند.
با این استدلال پدافند غیر عامل در روزگار ما کاملا باید به دنبال دفاع در یک جنگ نرم و فرهنگی باشد؟
وقتی ما فرهنگ را به عنوان یک قدرت نرم میپذیریم و جنگ هم که جنگی نرم است، پس ما باید بگوییم پدافند غیرعامل کاملا یک موضوع فرهنگی است. چون جنگها و تهدیدها در مرزها اتفاق نمیافتد و از طریق رسانهها و تبلیغات تا درون ذهن و افکار آدمها نفوذ کرده است اصلا همین بحث الگوی مصرف یعنی تغییر مسیر ما و فاصله گرفتن از مصرفی شدن که نکتهای کاملا فرهنگی است.
به نظر شما ایران با تاریخ و تمدنی غنی در مقایسه با دیگر کشورها چه مزیتهایی در این جنگ نرم دارد؟
بخشی از مشاهیر و فرهنگ غنی ما مثل حافظ، فردوسی، خیام و سعدی در دنیا مطرح است این بیانگر مزیتهای ماست.
مردم ما از گذشتههای دور ویژگیهایی داشتهاند که توانستهاند در طول تاریخ خودشان را حفظ کنند؛ باورها و ارزشهایی که در فرهنگ ما وجود دارد؛ چه در دستوارت الهی و چه در تمدن کهن، جزو همین مزیتهاست.
دست همدیگر را گرفتن، دلسوزی و انسانیت، دوستی، صلح و مسالمتآمیز زندگی کردن همه ویژگیهای ایرانی بودن است.
هنگامی که در جنگ 8 ساله در فشار اقتصادی قرار گرفتیم، چه چیزی ما را نجات داد و پیروز کرد؟ همین دلسوزی، کمک کردن و ارزشهایی که داشتیم به کمک ما آمد. جالب اینجاست که امروز جامعهشناسان و مردمشناسان از همین ویژگیها و مزیتها صحبت میکنند و خواستار تقویت آن هستند. پس میشود گفت ما در حوزه پایداری ملی دارای عناصر مهمی هستیم که باید شناسایی و تقویتشان کنیم. واقعیت این است که هر ملتی که منسجمتر باشد، قویتر است و منافع بیشتری خواهد داشت و در برابر تهدیدها آسیب کمتری میبیند.
شما اشاره کردید که به دنبال توسعه فرهنگی دفاع غیر نظامی هستید، برای این کار چه فعالیتهایی کردید؟
ما فکر میکنیم باید ابتدا برای گسترش مفاهیم و ادبیات این موضوع تلاش کنیم. یعنی اهمیت آن را در حفظ جامعه، تحلیل علمی کنیم تا تنها مرتبط و محدود به یک دستگاه و سازمان خاص نظامی نشود.
با نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان این موضوع را در میان بگذاریم تا از طریق ابزارهای آنها در میان مردم گسترش یابد.
ما در پدافند غیرعامل در واقع پیرامون شیشه عمر انسانها صحبت میکنیم و این که چه کار کنیم که این شیشه نشکند و آسیب نبیند. در پدافند غیرعامل از حیاتیترین موضوع زندگی فردی و جمعی صحبت میکنیم و باید آن را حتی فراتر از تهدیدهای خارجی بنگریم. همین آلودگی هوای تهران میتواند روزی به یک تهدید جدی تبدیل شود پدافند غیرعامل باید فکری برای این موضوع کند.
فکر میکنم در حوزه آموزش عالی و راهاندازی رشتههای مرتبط با آن در دانشگاهها بشود این تولید ادبیات و توسعه فرهنگی را انجام داد؟
من روی دیدگاههای نظری پدافند غیر عامل کار کردم و چون کار فرهنگی نیاز به خرد و اندیشه جمعی دارد، با چند نفر از استادان در حوزههای مختلف طرح موضوع کردم. در حوزه ارزشهای دینی هم همین طور به سراغ علما و کارشناسان دینی رفتم. به عنوان مثال ما در دستورات الهی جهاد تدافعی داریم میشود تحقیق و تحلیل کرد که آیا همین پدافند غیرعامل است؟ یا در کلام و گفتار ائمه اطهار علیهمالسلام نیز این موضوع به چشم میخورد مثل دعای 27 صحیفه سجادیه که درباره مرزداران صحبت میفرماید، به طور کامل شیوه آمادگی در برابر تهدیدهای مختلف را بیان میکند.
در دنیا هم باید بگویم اکنون با عناوین مختلف در این رشته دارند کار میکنند. مثلا در حوزه تبلیغات و الگوهای ارتباطی و ایجاد جنگ روانی حدود 110 نوع رشته وجود دارد و این را همین جا بگویم که بخصوص در حوزههای تخصصی کمتر اطلاعات و پیشرفتهایشان را در اختیار ما قرار میدهند.
البته الان در دانشگاه مالک اشتر به صورت جدی و در قالب رشتههای تخصصی به مبحث پدافند غیرعامل میپردازند که میتواند در آینده دستاوردهای خوبی داشته باشد.
آیا آموزش همگانی هم برنامهریزی شده و هدفمند است؟
بله سازمانی در آمریکا وجود دارد با نام فما که تنها کارش آموزش همگانی است و دستورالعملهای جامعی برای روزهای بحرانی دارند.
ولی ما الان اینگونه و در سطح گسترده کار نمیکنیم نمیدانیم اگر همین امروز آب شهر قطع شد یا یک انفجاری بزرگ در لولههای گاز و نفت رخ داد، چه کاری دقیقا باید انجام دهیم به عبارتی پیشبینی لازم و جامع را نداریم.
من خودم بارها و در بسیاری از کشورها در اماکن عمومی دیدم که وقتی برق یکباره قطع میشود، فلشهایی به صورت خودکار و شبرنگ در کف زمین و دیوارها روشن میشود که مردم را هدایت و راهنمایی میکند.
آمار و تحقیقات نشان میدهد کسی که فکر میکند و پیشبینی دارد، موفقتر است بسیاری از نجات یافتگان از حوادث طبیعی و غیرطبیعی کسانی هستند که قبلش به شیوهای خودآگاه یا ناخودآگاه به آن حادثه فکر کردهاند.
سینا علیمحمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: