در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ناتوانی تیمهای تحقیق متعدد در یافتن تسلیحات کشتارجمعی عراق موجب شده هنوز هم از این جنگ به عنوان یکی از فاحشترین ناکامیهای اطلاعاتی در تاریخ آمریکا یاد شود.
اگرچه جورج بوش، رئیسجمهور پیشین آمریکا که فرمان حمله به عراق را صادر کرد کمتر از 2 سال بعد از اشغال عراق ناچار شد به اشتباه بودن گزارشهای مرتبط با فعالیتهای تسلیحاتی غیرقانونی اعتراف کند اما به نظر میرسد برخی جناحها در داخل آمریکا با اهدافی نامشخص همچنان به دنبال کالبدشکافی این ماجرا هستند.
نشریه آمریکایی فرانتپیچ در جدیدترین شماره خود که جمعه گذشته منتشر شد، ادعایی تازه در مورد سرنوشت تسلیحات کشتارجمعی عراق مطرح کرد. در نوشتار این نشریه ادعا شده مقامات آمریکایی پس از اشغال عراق به اطلاعاتی که توسط برخی دولتهای خارجی و گروههای معارض عراقی در اختیارشان گذاشته شد، بیتوجهی کردند.
کنث تیمرمن، از جاسوسان سابق سازمان اطلاعات مرکزی ایالاتمتحده (CIA) اخیرا با انتشار کتابی تحت عنوان «جنگجویان سایهوار» از برگزاری نشستهای محرمانه بین مقامات ارشد سازمانهای اطلاعاتی ایالاتمتحده، بریتانیا و اوکراین حدفاصل روزهای 10 تا 12 فوریه سال 2004 میلادی در ژنو پرده برداشته است.
در این نشست جان شاو، دستیار معاون وزیر دفاع آمریکا به همراه ریچارد دیرلاو، رئیس وقت سازمان اطلاعات خارجی بریتانیا (6 MI) و ایگور اسمشکو، رئیس سازمان اطلاعاتی اوکراین (SBU) حضور داشتند. اسمشکو در این نشست با ارائه اسنادی ادعا کرد تسلیحات کشتارجمعی صدام در ماههای قبل از تهاجم ارتش آمریکا به عراق به کمک روسها به خارج از این کشور منتقل شده بود.
این اسناد متضمن صورتجلسه نشستهای طرفهای روس و نمایندگان دولت صدام برای برنامهریزی در این رابطه بود. شاو در ادامه با استناد به گزارشهای دریافت شده از یک مامور اطلاعاتی بریتانیا که شبکهای جاسوسی در خاورمیانه ایجاد کرده بود، اظهارات اسمشکو و ردیابی تسلیحات کشتارجمعی عراق پس از انتقال به سوریه و لبنان را تائید کرد.
در واقع اطلاعات جمعآوری شده از سوی شبکه جاسوسی انگلیسی در خاورمیانه موید گمانهزنیهای مطرح شده توسط اوکراینیها بود. یان پاکپا، رئیس سازمان اطلاعاتی رومانی تا پیش از فروپاشی دیوار آهنین و پایان جنگ سرد هم اطلاعات مشابهی ارائه کرده و از اجرای طرحی توسط سازمان جاسوسی روسیه (FSB) موسوم به «عملیات ساریندار» میگوید که برای پاکسازی عراق از تسلیحات کشتار جمعی قبل از سقوط حاکمیت صدام تدوین شده بود.
هدف اصلی از اجرای این عملیات ناکام گذاشتن غربیها در دستیابی به ادله و شواهدی بود که علاوه بر محکومیت دولت صدام ممکن بود متضمن ردپای روسها در کارکردهای غیرقانونی او باشد. حضور مشاوران روس در عراق طی ماههای پایانی زمامداری صدام که حتی برخی از آنها از دیکتاتور عراق نشان افتخار گرفتند گواهی بر فعال بودن عملیات ساریندار تلقی شده است.
بدتر آن که تیمرمن ادعا دارد هر بار اسمشکو سعی میکرد نگرانیهای خود را به اطلاع رئیس دفتر منطقهای سیا در کییف رسانده و یافتههای خود را به او منتقل کند، به در بسته میخورد. شاو هم به مقاومت مشابهی از سوی جامعه اطلاعاتی آمریکا در برابر گزارشهای سازمانهای اطلاعاتی خارجی اشاره کرده است. این منازعات بینسازمانی موجب شده بود اطلاعات واقعی، تعمدا یا سهوا هیچگاه به محافل تصمیمگیری آمریکا شد.
چارلز دلفر، رئیس گروه نظارت عراق که پس از اشغال این کشور در سال 2003 میلادی برای کشف تسلیحات کشتارجمعی صدام تشکیل شد و عاقبت اعلام کرد هیچ سلاح ممنوعهای در زمان حمله به عراق در این کشور وجود نداشته، شنبه گذشته از کتابی که در این رابطه به رشته تحریر درآورده و عنوان «بازی موش و گربه» را بر خود دارد، پردهبرداری کرد.
او در این کتاب تصریح کرده استنتاج شخصیاش این است که سلاحهای کشتارجمعی صدام به خارج از عراق منتقل نشده بودند اما در عین حال اذعان داشته گاهی به شواهدی برخورده که صحت این دیدگاه را زیر سوال برده است.
به عنوان نمونه، دلفر حضور روسها در عراق طی ماههای آخر زمامداری صدام را تایید میکند. او معتقد است کارشناسان روس در حال کمک به صدام در زمینه تولید موشکهای بالستیک بودهاند. حضور روسها به همین یک مورد ختم نمیشد. تقریبا در همه وجوه حاکمیت صدام ردپایی از آنها وجود داشت. از همکاریهای اطلاعاتی گرفته تا قراردادهای نان و آبدار نفتی همیشه پای یک روس در میان بود.
درست در نقطه مقابل دیدگاه دلفر در مورد تسلیحات کشتارجمعی صدام میتوان به اعتراف سرلشکر جورج سالا، جانشین فرمانده نیروی هوایی صدام اشاره کرد. سالا سال گذشته کتابی تحت عنوان «رازهای صدام» مننتشر کرد که در آن به انتقال محمولههای تسلیحات کشتارجمعی عراق به سوریه با هواپیماهای باربری نظامی در سال 2002 میلادی پرداخته است.
نیزار نجوف، خبرنگار عراقی که قبل از سقوط حاکمیت صدام به فرانسه مهاجرت کرد هم در سال 2004 میلادی در مصاحبه با روزنامه دیتلگراف مدعی ذخیرهسازی تسلیحات کشتارجمعی عراق در 3 نقطه سوریه شده بود.
فرانتپیچ در گزارش خود سعی کرده به خواننده این گونه القا کند که تسلیحات کشتارجمعی صدام پیش از جنگ به سوریه که دست بر قضا رابطه دوستی نزدیک با ایران مخالف صدام داشته، منتقل شده بود. این تلاش این سوال را به وجود میآورد که چرا این نشریه 6 سال پس از سقوط صدام به نبش قبر این ماجرا پرداخته و با این رویکرد به دنبال چه هدفی است؟
شیما خیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: