در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او در سینمای اجتماعی دهه 70 نقش مهمی دارد. فیلمهایی مثل «سرپیکو» پلیسی که از دایره تنگ و کلیشهای وظایفش بیرون میزند و «بعدازظهر نحس» رویای سیاهی که در فرودگاه به آخر خط میرسد، از شاهکارهای این فیلمساز معروف است.
و یک نکته مهم، لومت عادت دارد حرفش را راحت بزند و بینندهاش را در یک مسیر ملودرام (یا نزدیک به آن) سرگرم کند و آدمهای سیاه را به صورت غافلگیرکنندهای به دام اندازد و ریشههای شر را به منظر دید مخاطبان آثارش بکشد. فیلم «حرفه خانوادگی» محصول 1989 آمریکا از این دسته از کارهاست که هفته گذشته از شبکه 3 سیما شاهد پخش آن بودیم.
داستان فیلم درباره پدربزرگی است به نام جسی مک مولن که عمر و جوانی خود را صرف تبهکاری و سرقت کرده و اینک حدود 20 سالی است که خود را بازنشسته کرده است.
او با اعتقاد شرورانه موفق نشده که پسر خود ویتو را با خود همسو کند، اما در یک پیچ داستانی، نوه جسی طرح یک سرقت بزرگ را نزد پدر ناهمسو و پدربزرگ موافق میآورد و پدر ویتو در محاصره دعوت خاندان خود سرانجام تسلیم این وسوسه میشود، اما ویتو بعد با لو دادن جسی نشان میدهد که تفاوتهای آشکاری با پدر و فرزند خود دارد.
بازیگران برجستهای مثل شون کانری در نقش جسی و داستین هافمن در نقش ویتو توانستهاند با خلاقیت داستان را جلو ببرند.
سیدنی لومت تمایل به کار در دایره خانواده را در چند فیلم دیگرش نیز به نمایش گذاشته است که از آن جملهاند «سفر طولانی روز به سمت شب» ، فیلم متفاوت «نوارهای اندرسون» و فیلمی که لومت بتازگی در 84 سالگی اش ساخت و نام عجیبی هم روی آن گذاشت که برگرفته از یک باور فولکلوریک در میان اهالی ایرلند است، فیلم «پیش از آنکه شیطان بفهمد مردهای» به همراه 2 اثر یادشده بالا، درست روی همین ریل حرکت میکنند تا کندوکاو تلخی داشته باشند، بر شیوه زندگی خانوادههایی که با همدستی یکدیگر شری را بنیاد میگذارند.
در حالی که همین اقدام شیطانی، بزرگترین و کاریترین ضربه را از درون به آنها وراد میسازد و سبب فروپاشی کیان خانواده میشود.
پرسشی که به ذهن میرسد، این است که آیا اعضای خانواده به صورت ژنتیکی و جبری متمایل به شر هستند؟ اگر این گونه باشد حق انتخاب راه دوم همیشه بسته میماند و آیا این فینفسه پذیرفتنی است یا آن که قضیه پیچیدهتر از این ادعاست؟ یعنی بحث دعوت به شر مطرح است که به صورت تدریجی و نسل به نسل در کانون خانواده نهادینه میشود. شاید فیلمساز همرای باشد، شاهد مثال براین عقیده سیدنی لومت، وجود مقاومت درونی در میان برخی اعضای خانواده مانند ویتوست که پدر شرور او را در یک دیالوگ خطاب به نوهاش «هدف از دسترفته» تلقی میکند.
به هر روی فیلمساز با کادربندی ساده خود وقایع داستان را پیش میبرد و از هر عنصری برای پیشبرد کارش سود میجوید، حتی از انعکاس تصاویر خیابان و سوژهای روی شیشههای برج برای مقصود خود استفاده میکند تا زودتر به هدف برسد.
نکته بعدی، ریتم در آثار لومت است که به شکلی در روایتگری قصه پیش میرود که هیچ نوع توقف زمانی را برنمیتابد و بدین سبب است که چیزهایی مانند فلاشبک و ایست روی گذشته یک شخصیت کمتر مجال بروز مییابد و بلکه انرژی اصلی کارگردان بر این است که داستان در سکانسهای متوالی بیتکلف و روان به گرهگشایی برسد. استفاده از اصل غافلگیری بیننده تا رسیدن به بحران شخصیتها از شگردهای آشنای سیدنی لومت است و در این راستا دیالوگهای کوتاه نیز به کمک فیلم میآیند تا درون پنهان آدمهای ماجرادیده شود.
در صحنهای از چرخه خانوادگی، آدام از پدر خود میپرسد بعد از دوران بچگی بیشترین خوشی زندگیات کی بوده؟ و در میان بهت و ناباوری بیننده که ویتو را از حلقه شرارت خانواده جدا کرده پاسخ میشنود که درست وقتی تو طرح بزرگ دزدی را پیش من و پدربزرگت آوردی به من خیلی زیاد خوش گذشت! یا در صحنهای دیگر پدربزرگ پیر در زندان رو به نوهاش میگوید که ویتو یک هدف از دست رفته است، از اولش هم همین بوده!
بدینگونه بیدردسر فیلم موفق میشود ترسیمگر شخصیتهای پیچیده و عمیقی باشد که براحتی برای تماشاگر لو میروند، حتی وکیلی که قرار است از جسی مک مولن در دادگاه دفاع کند با آن که در صحنه کوتاهی با او آشنا میشویم تمایلات مادی و پولکی بودن او بسرعت رو میشود و از حد یک تیپ فراتر میرود.
انتخاب این رشته از آثار سینمایی و پخش آن از تلویزیون میتواند بینندگان را با سبکها و تجربههای مختلف فیلمسازی آشنا کند.
جواد لسانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: