نقش‌‌ هنرمندانه در ‌معماری کتابخانه‌ها

طراحی‌ ساختمان‌ و فضای‌ یک‌ کتابخانه‌ مناسب، بدون‌ درک‌ صحیح‌ و واضح‌ از عملکرد خاص‌ آن‌ کتابخانه‌ و روش‌ درستی‌ برای‌ بکار بستن‌ و در نظر گرفتن‌ این‌ عملکرد، میسر نیست. اطلاعاتی‌ که‌ از طریق‌ کتابداران‌ به‌ دست‌ می‌آید، می‌تواند طراح‌ را در جزییات، راهنمایی‌ کند. اما خطری‌ را هم‌ در بر دارد. در مسیر جمع‌آوری‌ اطلاعات، کتابدار ممکن‌ است‌ فرض‌ را بر این‌ بگذارد که‌ طراح، با نوع‌ کتابخانه‌ آشنایی‌ کافی‌ دارد. میان‌ انواع‌ کتابخانه‌ها، تفاوت‌هایی‌ از لحاظ‌ برجستگی‌های‌ محیطی‌ و فضایی‌ وجود دارد و این‌ ساده‌انگاری‌ است‌ که‌ یک‌ طراح‌ بتواند با استفاده‌ از تجربیاتی‌ که‌ در طراحی‌ یک‌ نوع‌ از کتابخانه‌ها دارد، تنها با اصلاحات‌ جزئی، در طراحی‌ نوع‌ دیگری‌ از کتابخانه‌ها، موفقیتی‌ کسب‌ کند. اما آنچه‌ باید طراحان‌ در نظر داشته‌ باشند این است‌ که‌ نکات‌ عمده‌ای‌ که‌ معمولا آنان، پیرامون‌ گروه‌بندی‌ و نوع‌ کتابخانه‌ها، جمع‌آوری‌ می‌کنند، شامل‌ تفاوت‌های‌ بسیاری‌ که‌ در میان‌ کتابخانه‌های‌ یک‌ گروه‌ موجود است، نمی‌شود و مهمتر از همه‌ این‌که‌ اساسا کتابخانه‌ یک‌ ساختمان‌ نیست، بلکه‌ یک‌ سازمان‌ خدمات‌ دهنده‌ است.‌
کد خبر: ۲۵۰۲۵۶

کتابدار و معمار‌

ایجاد یک‌ کتابخانه‌ جدید کار یک‌ فرد یا حتی‌ یک‌ موسسه‌ نیست. این‌ کار نیازمند همکاری‌ یک‌ گروه‌ کامل‌ است‌ که‌ هر عضو آن، سهم‌ و نقش‌ خود را به‌ خوبی‌ ایفا کند. اما در اینجا تنها به‌ دو عضوی‌ اشاره‌ می‌کنیم‌ که‌ مستقیم‌ و غیرمستقیم، بیشترین‌ نقش‌ را در نتیجه‌ موفقیت‌آمیز کار یا عدم‌ آن، به‌ عهده‌ دارند؛ یعنی‌ کتابدار و معمار. هر کدام‌ از این‌ دو باید مهارت‌های‌ حرفه‌ای‌ خود و مهارت‌های‌ کارمندان‌ ستاد و همقطاران‌ خود را نیز به‌ کار گیرند. چرا که‌ هر حرفه‌ای‌ در یک‌ مسیر کلی‌ و در کنار حرفه‌های‌ دیگر، خود را نشان‌ می‌دهد و از آنجا که‌ پایان‌ موفقیت‌آمیز هر پروژه، به‌ ارتباطات‌ کاری‌ گروه‌ وابسته‌ است، کسب‌ مواردی‌ از سوابق‌ کاری‌ و تجربیات‌ افراد گروه‌ برای‌ آگاهی‌ دیگران، بسیار سودمند است.‌

‌کتابدار‌

کتابداری‌ که‌ متصدی‌ یک‌ کتابخانه‌ یا مخزن‌ یک‌ کتابخانه‌ است، عضو ارشد حرفه‌ خود و عضوی‌ از مجموعه‌ کتابداران‌ مجاز است. او در یک‌ آموزشگاه‌ کتابداری‌ تحصیل‌ کرده‌ است‌ و امتحانات‌ خود را در موضوعات‌ و مباحث‌ مختلف، با موفقیت‌ گذرانده‌ است. بعضی‌ از این‌ موضوعات‌ از اصول‌ اساسی‌ کتابداری‌ بحث‌ می‌کنند و بعضی، بیشتر به‌ طور مستقیم‌ به‌ رشته‌ تخصصی‌ کتابدار مربوط‌ می‌شوند. از سوی‌ دیگر بعضی‌ آموزشگاه‌های‌ کتابداری، دانشجویان‌ را آماده‌ امتحانات‌ و رقابت‌های‌ بیرونی‌ می‌کنند اما تمایل‌ آنان‌ به‌ سمت‌ امتحانات‌ و رقابت‌های‌ داخلی‌ است‌ تا بتوانند این‌ امتحانات‌ را استاندارد کرده‌ و از این‌ طریق، موفقیت‌ها و معافیت‌هایی‌ را کسب‌ کنند. موفقیت‌ بدست‌ آمده، ممکن‌ است‌ یک‌ رتبه، یا رتبه‌ای‌ بالاتر و یا یک‌ تقدیرنامه‌ باشد. با این‌ وجود تفاوت‌های‌ قابل‌ توجهی‌ میان‌ آموزشگاه‌ها وجود دارد، اگرچه‌ استانداردهای‌ انجمن‌های‌ کتابداری‌ در همه‌ آنها به‌ اجرا درآیند.‌

دوره‌های‌ آموزشی، هم‌ شامل‌ آموزش‌های‌ نظری‌ است‌ و هم‌ کارآموزی‌ در انواع‌ کتابخانه‌ عنوان‌ کتابدار مجاز تنها پس‌ از موفقیت‌ در امتحانات‌ و تایید مراجع‌ ذیصلاح‌ اعطا می‌شود. از آنجا که‌ حرفه‌ کتابداری، حرفه‌ای‌ بسیار تشکیلاتی‌ است، کتابدارهای‌ جوان، تقریبا زمان‌ زیادی‌ را صرف‌ بازدید از کتابخانه‌های‌ جدید و آموختن‌ روشهای‌ جدید و سمت‌گیری‌ پیشرفت‌های‌ آینده‌ می‌کنند. به‌ علاوه‌ چون‌ حرفه‌ کتابداری، اساسا بر اطلاعات‌ استوار است، آنها بهتر و بیشتر از بسیاری‌ انسان‌های‌ حرفه‌ای، کتاب‌ خوانده‌ و اهل‌ مطالعه‌ هستند. یک‌ کتابدار که‌ نماینده‌ استفاده‌کنندگان‌ از یک‌ کتابخانه‌ است، همیشه‌ سر کتابدار نیست‌ اگر چه‌ با همان‌ توانایی‌ عمل‌ کند. در بیشتر کتابخانه‌ها کتابدار مسوولیت‌های‌ دیگر را نیز خود به‌ عهده‌ دارد. کتابداری‌ که‌ کارمند یک‌ سازمان‌ بزرگ‌ دولتی‌ است، احتمالا چه‌ با دیگر همکاران‌ و همقطاران‌ خود و چه‌ با فضاهای‌ کاری‌ و معماری‌ آنها، مانوس‌ شده‌ و ارتباط‌ نزدیک‌ و خودمانی‌ برقرار کرده‌ است.‌

با این‌ همه، او اطلاعات‌ کمی‌ از سهم‌ یک‌ معمار در پروژه‌های‌ بزرگ‌ دارد؛ و این‌ هر دو، از موانعی‌ است‌ که‌ پیشرفت‌ و تغییر و تکامل‌ در معماری‌ کتابخانه‌ها را کند می‌کند.‌

‌معمار‌

یک‌ معمار، نمی‌تواند در کمتر از 7 سال‌ که‌ 4 تا 5 سال‌ آن‌ را مشغول‌ آموزش‌ بوده‌ است‌ به‌ صلاحیت‌های‌ لازم‌ در حرفه‌ خود دست‌ یابد. معمار، یک‌ ساختمان‌ساز یا بنا نیست. او بیش‌ از هر چیز یک‌ هنرمند است. اما از آنجا که‌ او پیگیر طرح‌ خود تا پایان‌ مراحل‌ اجراست، باید تمام‌ عملیات‌ مربوط‌ به‌ خلق‌ یک‌ ساختمان‌ را نیز کنترل‌ کند. پس‌ مجبور است‌ که‌ آموزش‌هایی‌ ببیند تا شناخت‌ کاملی‌ از فعالیت‌های‌ متخصصانی‌ که‌ در این‌ مسیر، به‌ همکاری‌ خوانده‌ می‌شوند، پیدا کند. او ممکن‌ است‌ کارشناسانی‌ را از رشته‌های‌ مهندسی‌ سازه، مکانیک‌ خاک، برق‌ و الکترونیک،‌ تهویه‌ و گرمایش، استخدام‌ کرده‌ و یا امکان‌ استخدامشان‌ را فراهم‌ آورد. همچنین‌ او معلومات‌ مفیدی‌ در حوزه‌ مدیریت‌ علمی‌ کسب‌ می‌کند و روشهای‌ پیچیده‌ خود را در مسیرهای‌ نظام‌ یافته‌ای، ابلاغ‌ خواهد کرد. زمینه‌ فنی‌ شخصی‌ او نیز به‌ خوبی‌ مستند شده‌ و دفتر او به‌ یک‌ مرکز ارائه‌ خدمات‌ اطلاعاتی‌ موثر و تخصصی، تبدیل‌ خواهد شد.‌

معمار، یک‌ فرد موسس‌ و سازمان‌ دهنده‌ است. او آشنا با ارزش‌ املاک‌ و اموال، امکانات‌ در حال‌ گسترش‌ تجاری‌ و به‌ عدد و رقم‌ آورنده‌ همه‌ عملیات‌ ساختمانی‌ است. همچنین‌ او باید برای‌ متقاعد کردن‌ و پذیرفته‌ شدن‌ از سوی‌ مراجع‌ برنامه‌ریز که‌ مجوزهای‌ لازم، وابسته‌ به‌ نظرات‌ آنان‌ است، توانایی‌ کافی‌ داشته‌ باشد.‌

برای‌ معمار دو عملکرد کلی‌ بیان‌ شده‌ است؛ 1 عملکرد مدیریتی‌ تامین‌ حرکت‌ مناسب‌ پروژه‌ و ایجاد نظم‌ متناسب‌ در مراحل‌ طراحی. 2 عملکرد معماری‌ مشارکت‌ دادن‌ مهارت‌های‌ خاص‌ معمارانه.‌

معمار، دنیای‌ پیچیده‌ای‌ دارد. او در هر شرایطی، در قبال‌ ایمنی‌ ساختمان‌ مسوول‌ است. همچنین‌ مسوولیت‌ رعایت‌ قوانین، آیین‌نامه‌ها و نظام‌نامه‌های‌ ساختمانی‌ با اوست.‌

او باید مراقبت‌ کند تا در مقابل‌ پولی‌ که‌ مشتریان‌ او پرداخته‌اند بهترین‌ ارزش‌ را خلق‌ کند و در عین‌ حال‌ آنچه‌ مقاطعه‌کاران‌ بزرگ‌ و کوچک‌ اجرا کرده‌ و دریافت‌ کرده‌اند، صحیح‌ و منصفانه‌ باشد. او از سوی‌ مشتریان‌ استخدام‌ شده‌ است، اما در هر موردی‌ باید مانند یک‌ قاضی‌ عمل‌ کند. چه‌ در مقابل‌ آنان‌ که‌ سرمایه‌ را فراهم‌ کرده‌اند و چه‌ آنان‌ که‌ در مقابل‌ انجام‌ کاری‌ وجهی‌ دریافت‌ کرده‌اند.‌

گرفتاری‌های‌ حقوقی‌ معمار نیز قابل‌ درک‌ است. نه‌ فقط‌ در مراعات‌ مسوولیت‌های‌ مستقیم‌ شخصی‌ او بلکه‌ به‌ خاطر غفلتی‌ که‌ احیانا در مسیر پرپیچ‌ و خم‌ اجرای‌ مقررات‌ و کسب‌ مجوزهای‌ رسمی‌ و تامین‌ حقوق‌ مشتریان‌ اتفاق‌ می‌افتد. او در چنین‌ دنیای‌ وسیع‌ و پیچیده‌ای‌ فرمان‌ می‌راند، در حالی‌ که‌ برای‌ هر اشتباه‌ یا کوتاهی، ممکن‌ است‌ با ریسک‌ مالی‌ بزرگی‌ مواجه‌ شود. اما نتایج‌ کار، پیش‌ از هر چیز، وابسته‌ به‌ قضاوت‌های‌ شخصی‌ معمار است. پس‌ او بسیار مایل‌ است‌ که‌ در هر مرحله، ارزیابی‌ صحیحی‌ از مسائل‌ پیش‌ رو داشته‌ باشد. اما در سوی‌ دیگر او در پی‌ ارتباط‌ طرح‌ خود با تصورات‌ مشتری‌ نسبت‌ به‌ طرحهای‌ جدید نیست، بلکه‌ او به‌ دنبال‌ ارتباط‌ با رویاهای‌ مشتری‌ خواهد بود تا جوابگوی‌ نیازهایی‌ باشد که‌ به‌ چشم‌ یا ذهن‌ نیامده‌اند. بنابراین‌ معمار، فقط‌ اجرا کننده‌ دستورات‌ مشتری‌ نیست، بلکه‌ می‌توان‌ ادعا کرد که‌ او به‌ عنوان‌ یک‌ هنرمند و یک‌ خدمتگزار جامعه، ابتدا باید جوابگوی‌ مراجعان‌ کتابخانه‌ و در مرحله‌ بعد تمام‌ مردم‌ باشد. این‌ امر ممکن‌ است، اغراق‌آمیز به‌ نظر آید، اما اصلی‌ اساسی‌ از اصول‌ حقیقت‌ است.‌

‌وضع‌ کتابخانه‌

هنگام‌ طراحی‌ یک‌ کتابخانه، معمار در حال‌ پیشبرد خدمتی‌ است‌ که‌ تشخیص‌ مبانی‌ منطقی‌ آن‌ آسان‌ نیست. به‌ راحتی‌ نمی‌توان‌ مقصود از یک‌ کتابخانه‌ را تعریف‌ کرد. نقش‌ و سهمی‌ که‌ یک‌ کتابخانه‌ باید در جامعه‌ به‌ عهده‌ گیرد، بازتاب‌ چیز بخصوصی‌ در طبیعت‌ آن‌ جامعه‌ و در جهت‌ رشد آن‌ جامعه‌ است. کتابخانه‌ در میان‌ دیگر امکانات‌ جامعه، این‌ سهم‌ را در مسیر پیشرفت‌ عهده‌دار است.‌

این‌ بسیار مغالطه‌آمیز است‌ اگر فرض‌ شود که‌ یک‌ کتابخانه‌ عمومی، مجموعه‌ای‌ از کتاب‌ است‌ که‌ دسترسی‌ راحتی‌ دارند. مقصود از یک‌ کتابخانه‌ عمومی، استلزام‌ به‌ بعضی‌ تمایلات‌ فراموش‌ شده‌ و اهداف‌ مغفول‌ مانده‌ یک‌ جامعه‌ است. «اصلاح‌ خویش‌ در یک‌ محیط‌ آزاد.» ‌

اما مقصود از تاسیس‌ کتابخانه‌ در یک‌ موسسه، نمی‌تواند بدون‌ در نظر گرفتن‌ اهداف‌ آن‌ موسسه‌ و سهم‌ و نقش‌ اساسی‌ آن‌ در جامعه، درک‌ شود. ‌

از آنجا که‌ آموزشهای‌ حرفه‌ای، از سویی‌ ماخذها و منابع‌ اطلاعاتی‌ وسیعی‌ را ارائه‌ می‌دهند و از سوی‌ دیگر در آنها بیشتر به‌ تجربیات‌ و تصورات‌ فردی‌ پرداخته‌ می‌شود، دسترسی‌ نزدیک‌ در مورد کتابخانه‌های‌ حرفه‌ای‌ لازم‌ و میسر نیست. ‌

یک‌ معمار، چون‌ هنرمند است، از مناسبات‌ خاص‌ فردی‌ و اجتماعی‌ خود، برخاسته‌ است. یک‌ کتابدار نیز بر اساس‌ طبیعت‌ عملی‌ پیشه‌ خود، می‌تواند ادعایی‌ مشابه‌ داشته‌ باشد. او می‌تواند تعداد کتابهای‌ مورد نیاز و تعداد مراجعه‌کنندگان‌ و خوانندگان‌ کتب‌ را تخمین‌ بزند. اما این‌ تخمین‌ها، می‌تواند فقط‌ بر اساس‌ تجربیات‌ گذشته‌ باشد و نه‌ بر اساس‌ عقیده‌ و پیش‌بینی‌ حساب‌ شده. ‌

کتابخانه‌های‌ آینده، تحت‌ تاثیر تمایلات‌ اجتماعی‌ و آموزشی، تغییر خواهند کرد. اما پیش‌بینی‌ جهت‌گیری‌های‌ آنها، برای‌ کتابداران، مبهم‌ خواهد بود.

اگر کتابخانه‌های‌ آینده، موفقیت‌آمیز باشند،وجهه‌ ملی‌ و عمومی‌ آنها، مسائل‌ فراوانی‌ را پیرامون‌ رشد آنها و درخواست‌هایی‌ را برای‌ تغییر و اصلاح‌ به‌ وجود خواهند آورد. به‌ همین‌ علت، کتابداران‌ جهت‌ فراهم‌ شدن‌ فرصتی‌ برای‌ ایجاد روش‌های‌ جدید خدمت‌رسانی، با اخطاری‌ کوتاه، درخواست‌ «قابلیت‌ دائمی‌ برای‌ تغییر» را خواهند داشت. با این‌ اخطار، به‌ مسائلی‌ که‌ معمار در طراحی‌ خود، با آنها دست‌ به‌ گریبان‌ است، بسیار افزوده‌ خواهد شد که‌ یکی‌ از مهمترین‌ آنان، هزینه‌ بالایی‌ است‌ که‌ در بر دارد. ‌

و آخرین‌ نکته‌ این‌ که، معمار وقتی‌ می‌تواند نیازها را برآورده‌ کند که‌ دلایلی‌ را که‌ در پس‌ نیازهاست، درک‌ کند و کتابدار وقتی‌ می‌تواند پیشنهادات‌ سودمندی‌ در مسیر طراحی، مطرح‌ کند که‌ آنچه‌ را معمار، سعی‌ در انجامش‌ دارد، درک‌ کند. پس: درک‌ متقابل، همکاری‌ و بردباری، در هر دو طرف‌ لازم‌ است. به‌ درستی‌ گفته‌ شده‌ است‌ که‌ یک‌ بنای‌ خوب، هم‌ به‌ یک‌ مشتری‌ خوب‌ نیازمند است‌ و هم‌ به‌ یک‌ معمار خوب.‌

‌‌نوشته: گادفری‌ تامپسون‌
ترجمه: معین مهدوی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها