پلاتوهای گروههای هنرهای نمایشی دانشکدههای هنرهای زیبا، تربیتمدرس، سینما و تئاتر، هنر و معماری و سوره که دیوارهایشان یکدست سیاهرنگاند، هر روز میزبان دانشجویانی هستند که سخت تمرین میکنند به امید آنکه کارشان را در مقابل دیدگان تماشاگران بیشتری به نمایش بگذارند؛ آرزویی که متاسفانه بیشتر موارد در همان چهاردیواری کارگاههای بازی حبس میشود.
تولیدات دانشجویی تئاتر اگر تا چند سال پیش تنها از نظر تعداد و حجم کار با جریان حرفهای هنرهای نمایشی کشور برابری میکرد، این روزها از جهت مضمون، موضوع، ساختار و تکنیکهای اجرایی شانه به شانه آن حرکت میکند. در این میان اگر از زاویه نوآوری، پیشرو بودن و تجربهگرایی به تئاتر دانشجویی نگریسته شود، آن را چند گام جلوتر از آثاری خواهیم دید که این روزها در تالارهای رسمی تئاتر تهران روی صحنه میروند.
در یک دهه گذشته، تنها جایی که کارهای دانشجویی فرصت چشم دوختن در دیدگان تماشاگران افزونتری را یافتهاند، جشنواره تئاتر دانشگاهی بوده است، البته همین رویداد فرهنگی هم که این روزها دوازدهمین دورهاش را سپری میکند، بیشتر در سالنهای کوچک و دانشگاهی برگزار میشود که علاقهمندان تئاتر نه آشنایی با آنها دارند و نه راهی به آنها مییابند.
از میان دهها نمایش راه یافته به جشنواره تئاتر دانشگاهی، تنها 3 یا 4 اثر برگزیده فرصت مییابند تا اجرای عمومی را تجربه کنند و پرونده دیگر کارها با دیده شدن از سوی تنها چند ده نفر تماشاگر که آنان هم بیشتر دانشجو هستند، بسته میشود.
در طول چند سال گذشته بیشتر آثار دانشجویی که توانستهاند از دیوار بلند اجرای عمومی عبور کنند، موفق شدهاند نظر موافق منتقدان و کارشناسان را به خود جلب کرده و از آزمون محک ارتباط با مخاطبان هم پیروز بیرون بیایند. در شرایطی که لباس تنگ اجرا بر تن تئاتر دانشجویی است، باید پرسید که چرا نباید صحنه بزرگتری در اختیار آن قرار داد تا بتواند تمامقد بایستد و با مخاطبانش روبهرو شود. در این صورت است که این تئاتر صیقل خواهد خورد و به افقهایی دوردستتر از ارائه مشقهای دانشجویی خواهد نگریست.
تئاتر دانشگاهی با افزایش حضورش در عرصه هنرهای نمایشی کشور، جسارت موضوعی و تکنیکی را با خود سوغات میآورد و خون تازهای را وارد رگهای این هنر زنده خواهد کرد. با نمایشهای دانشجویی است که تئاتر ایران طراوت و جوانی مییابد و میتواند پنجرههای نویی را به سوی مخاطبان نو بگشاید؛ اگرچه شهر بزرگی چون تهران از کمبود سالن تئاتر در تنگناست و ساخت و سازهای این حوزه هم هنوز هیچکدام به ثمر نرسیدهاند تا فضای نقشآفرینی هنر نمایش را وسعت بخشند، اما باز هم به نظر میرسد سهم دانشجویان از تالارهای موجود بیش از این است که امروز در اختیار آنان قرار داده شده است.
بیاعتنایی به کار دانشجویان تنها به نردههای دانشگاهها محدود نمیشود. در خود محیط های دانشگاهی هم که از نظر فکری و هنری زنده و بالنده است، نمایشهای دانشجویی کمتر امکان روی صحنه رفتن پیدا میکنند. در پردیسها و مجتمعهای خوابگاهی دانشگاهی که میزبان هزاران دانشجوست، آیا نمیتوان شرایط را برای اجرای عمومی این آثار فراهم کرد؟ برای مثال شما تا کنون چند بار شنیدهاید که یک نمایش دانشجویی در همین کوی بزرگ دانشگاه تهران اجرا شده باشد؟! ما که هنوز چنین چیزی را نشنیدهایم.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم