در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بیت مشارکتی 1:
چون که ما را توی کار انداختند« /هر کسی را بهر کاری ساختند»
آن از سیبزمینی بیچاره که با استفاده بهینه از جنبه بیرگیاش چند وقت پیش آلت دستش کردند و شایع شد که 2 فقره از وزارتخانههای دولت علّیه در راستای جلب نظر مردم عزیز همیشه در صحنه اقدام به پخش سیبزمینی سیاسی رایگان در میان آنها کردند که البته وزرای مربوطه در مقام توضیح برآمدند و اجمالا عرض کردند که تاریخ انقضای سیبزمینیهای مربوطه در حال اتمام و در آستانه پوسیدگی و ترکیدگی بودهاند و مجبور بودهاند. واقعا مجبور بودن بد چیزی است. حتما تا به حال مجبور بودید؟... به هر حال کاری کردند که ما الان هر وقت سیبزمینی پخته میخوریم از ناچاری، شدیدا این احساس به ما دست میدهد که داریم یک کار سیاسی میکنیم.
بیت مشارکتی2:
«سیاست پیشگان در هر لباسند/» بخوبی سیبزمینی را شناسند!
ما به استفاده ابزاری از سیبزمینی قانع بودیم که پرتغال هم به آن اضافه شد. شایع شده است که در خیابانهای شهریار و اسلامشهر هم پرتغال رایگان توزیع شده است. در همین راستا، استاندار تهران شدیدا اعلام کرد: «برخی جریانهای سیاسی وقتی که بیاثر بودن تحلیلهای ساختگی در رویگردانی مردم از رئیسجمهور را در خیابانهای اسلامشهر و شهریار دیدند، از عصبانیت سعی کردند این استقبال بزرگ را به خبر دروغ توزیع پرتغال در بین مردم گره بزنند.»
دعای آخر سفره: خدایا، تمام شایعات واهی و کذب و پوچ را هر طور صلاح میدانی، از بیخ و بن (و بلکه بیشتر) در هوا خنثی بفرما!.... (لطفا آمین بلند. آمین آهسته افاقه نمیکند!)
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: