در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ژوزف در 5 سالگی به همراه گروهی از کودکان به دیدار کاردینال مونیخ میرود و در همان روز به مادرش میگوید که قصد دارد یک کاردینال شود. این نکته تنها مطلبی است که میتوان در کودکی و نوجوانی ژوزف پیدا کرد که حکایت از علاقه او به کشیش شدن دارد. به جز این خبر هیچ نشانه قابل طرح دیگری در سالهای کودکی و جوانی او یافت نمیشود. ژوزف در 14 سالگی یعنی سال (1941) به گروه جوانان هیتلری میپیوندد و عضو فعال گروه میشود. در سال (1943) زمانی که 16 سال بیشتر نداشت تحت آموزش نظامی قرار گرفت و در سال 1944 به ارتش آلمان پیوست و حضوری فعال در جنگ داشت تا آن که سرانجام به عنوان اسیر جنگی در اردوگاه (Allied) زندانی شد و در نوزده ژوئن 1945 به خانواده اش در آلمان بازگردانده شد. ژوزف و برادرش که او نیز از اردوگاه اسرای جنگی در ایتالیا بازگشته بود پس از سال 1945 در هیجده سالگی تصمیم گرفت که به محافل مذهبی قدیس میشل در (traunstein) برود و تحت آموزشهای دینی قرار بگیرد. از آن پس بود که او دیگر آموختن الهیات و فلسفه مسیحی را رها نکرد و در حوزههای مختلف علوم مسیحیت به تحصیل پرداخت و در سال 1958 با عنوان دکتری از دانشگاه ماکی میلیان فارغالتحصیل شد و راهی واتیکان گردید. تخصص راتزینگر در فلسفه دین است و تئوری او تحت عنوان «خدای ایمان، خدای فلسفه» مشهورترین اثری است که او از خود برجای گذاشته است.
پاپ بندیکت درباره جهان اسلام چنان موضعی دارد که حتی درباره پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا به شدت موضع گرفته و در مصاحبه ای که با فیگارو انجام داده است میگوید: بهتر است ترکیه مسلمان عضو همان کشورهای آسیایی باقی بماند و با آن بدنه اسلامیاش به قاره اروپا که هویتی مسیحی دارد نپیوندد. چون باعث درگیری و نزاع خواهد شد. پاپ گفتگو با مسلمانان را تنها از سر نصیحت و تبشیر به دوری از خشونت قابل قبول می داند نه از سر ضرورت نزدیکی ادیان به یکدیگر. بندیکت شانزدهم در آخرین و جنجالی ترین موضعگیری خود علیه مسلمانان در دوازدهم سپتامبر در دانشگاه آلمانی رگزنبرگ اسلام را دینی دانست که تنها جنگ و جدال با خود به همراه آورده و ویژگیهایی را به آن نسبت داد که انتشار آن باعث خشم مسلمانان جهان و در نتیجه تیرگی شدید روابط میان جهان اسلام و واتیکان شد. او در سخنرانی خود در دانشگاه الهیات رگزنبرگ در ابتدا ضمن ابراز خوشحالی فراوان از اینکه دوباره میتواند در دانشگاهی که زمانی در آن درس خوانده سخنرانی کند آن هم در مقام یک پاپ گفت که این محل یادآوری خاطرات جوانی اوست. عنوان سخنرانی پاپ درباره ایمان و عقل و رابطه آن دو با هم بود که از همان ابتدا او بحث را به جهان اسلام کشاند و با استناد به برخی از نظرات نویسندگان بر مستشرقان مسیحی اسلام را دینی چند عقل و اصلاح ناپذیر دانست. او گفت پیامبر اسلام هیچ چیز تازهای جز جنگ و شمشیر نیاورده است و ایمان در دین اسلام تنها به زور شمشیر بر مردم مستولی شده است. مطالبی که خشم بسیاری را در جهان اسلام برانگیخت اگرچه این نخستین بار نبود که او بخاطر مواضعش در برابر اسلام مورد انتقاد قرار میگرفت. او حتی پیش از پاپ شدن به عنوان یک الهیدان محافظه کار راستگرا معروف بود و با نظرات ژان پل دوم درباره اسلام هماهنگ نبود و حتی او را در ورود به مسجد اموی دمشق در سال 2001 همراهی نکرد. او همچنین در سال 1996 مقالهای نوشت که در آن ثابت کند اسلام با دموکراسی و دنیای مدرن میانه ای ندارد. او رهبران مسلمان آلمان را متهم به تشویق جوانان به نوعی بربریت جدید کرد. سخنرانی او در 12 سپتامبر 2006 آنچنان موجی به راه انداخت که وی مجبور شد در هیجده سپتامبر با انتشار بیانیهای بدون آن که از سخنان خود عذرخواهی کند، از خشم مسلمانان اظهار تأسف کرد و با پایان یافتن ماه رمضان و اقدام واتیکان برای اعلام پیام تبریک عید فطر به مسلمانان جهان، سی و هشت تن از علمای جهان اسلام با نوشتن یک نامه سرگشاده به او مواضع وی را مورد نقد قرار داده و در واقع پاسخی به اظهارنظرهای او دادند پاسخی که واتیکان پس از دریافت آن اعلام کرد که اسلام و مسیحیت نیازمند گفتگوی بیشتری با یکدیگر هستند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: