گفتگو با آوانسیان؛ مجری شبکه رادیویی جوان

مسافران، پشت میکروفن منتظر من هستند

استیودرآوانسیان متولد 1347 تهران است. وی تحصیلکرده رشته کارگردانی تلویزیون در دانشکده صداوسیما است و فعالیت در رادیو را آذر 72 از رادیو پیام آغاز کرد و از سال 75 در رادیو جوان به‌عنوان گوینده فعالیت دارد. آوانسیان سابقه فعالیت در روزنامه همشهری را نیز دارد. وی سال گذشته در جشن سالگرد شبکه جوان از مجریان برتر بوده است و در حال حاضر در این شبکه رادیویی برنامه پلاسما را گویندگی می‌کند. بهانه گفتگوی ما علاوه بر گویندگی ایشان در رادیو جوان، دیدار آوانسیان با پدرش پس از 40 سال دوری است.
کد خبر: ۲۴۷۰۱۸

در شبکه جوان معمولا چه نوع برنامه‌هایی را اجرا می‌کنید؟

کار عمده‌ای که انجام می‌دهم بیشتر زمینه‌های علمی و همکاری با گروه جوان و دانش است که برنامه‌های علمی و تخصصی دارد، چون علاقه‌مند به علم و مسائل علمی هستم.

با توجه به نوع برنامه‌ای که اجرا می‌کنید، چقدر مطالعه دارید؟

من خیلی بیشتر از آنچه خواندم، شنیدم و فکر کردم شنیدن و کار کردن با آدم‌هایی که دارای تجربه‌ای بودند و تجربه‌هایشان را به من انتقال دادند می‌شود گفت نقش آموزش‌دهنده‌ای دارند، آدم‌هایی که از نظر سنی ممکن است سن پدرم باشند و حتی من به چشم پدرم به آنها نگاه کنم، از آنها چیزهایی یاد می‌گیرم که باید روزی از پدرم یاد می‌گرفتم، ولی الان دارم از کسانی که همکارم هستند یاد می‌گیرم آدم‌هایی که به‌لحاظ سنی از من بزرگترند و تجربه چندین سال کارکردن در اینجا را دارند.

تفاوت گویندگی و اجرا از نظر شما چیست؟

ببینید گوینده کسی است که از قابلیت‌های صدایی‌اش و از نوع تاکید روی عبارات و از آهنگ صحبت و از بالا و پایین صحبتش و با مهارتی که در آن دارد گویندگی و صحبت می‌کند، ولی مجری اجرا می‌کند، یعنی شما حساب کنید که رادیو، بویینگ 747 است که یک میلیون نفر مسافر دارد، بلند شدنش راحت است من نمی‌توانم بگویم به‌نام خدا سلام، مهمان ما خانم فلانی یا آقای فلانی است. من پشت سکان بویینگی هستم که چند میلیون مسافر دارد، من فرودم مهمتر از پروازم است باید جوری فرود بیایم که تصادف نکنم، با زمین برخورد نکنم و هواپیما را به زمین نکوبم و این مستلزم این است که مجری قدرت کنترل داشته‌‌باشد.

تجربه را در گویندگی چقدر موثر می‌دانید؟

ببینید گوینده‌ای که برنامه زنده اجرا می‌کند باید تجربه داشته باشد که اگر زمانی که متنی را می‌خواند هر اتفاقی بیفتد مثلا ترقه‌ای وسط استودیو بترکد بتواند برنامه را کنترل کند. گوینده باید آنقدر تجربه داشته باشد که با نگاه به تهیه‌کننده بفهمد از او چه می‌خواهد و بعکس.

با توجه به این‌که برنامه علمی اجرا می‌کنید برنامه‌های علمی رسانه را چقدر موثر می‌دانید؟

ببینید برنامه علمی اگر درست اجرا شود می‌تواند اصلاح الگوی رفتاری انجام دهد یعنی حداقلش این است. برنامه علمی یکی از وظایفش این است که می‌تواند تفکر علمی را در جامعه جاری کند، به علاوه این اصلاح الگوی رفتاری که انجام می‌شود در نسل بعد تاثیر‌گذار است. اساسا هر برنامه‌ای یک تاثیر آنی و یک تاثیر درازمدت دارد ما از تاثیر آنی روی بازخورد می‌گیریم. مثلا می‌گوییم فلانی اختراعی کرده است و یکی پیدا می‌شود تا روی این اختراع سرمایه‌گذاری کند، این یک تاثیر آنی است که در کوتاه مدت اتفاق می‌افتد، اما اصل قضیه تاثیر درازمدت است مثلا روی کلمه‌های تلفن همراه یا پیامک آنقدر کار شد تا بالاخره جا افتاد.

شنیدم بعداز40سال قرار است پدرتان را ببینید، در این مورد توضیح می‌دهید.

پدر و مادرم به خاطر عدم تفاهم در زندگی مشترک و عملا تضاد در شخصیت نتوانستند زندگی کنند و الان من عکسی دارم که مربوط به 2 ماهگی من می‌شود که پدرم کنارم است و پدرم به آمریکا رفت و من با خانواده مادری‌ام زندگی کردم، مادربزرگ یعنی مادر مادرم لهستانی و از مهاجرین جنگ جهانی دوم است که اینجا با پدربزرگم که ارمنی و اهل جلفای اصفهان است ازدواج کرد. من مادربزرگم و پدربزرگم را پدر و مادرم خطاب و در کنارشان زندگی تازه‌ای شروع کردم.

تعریف شما از پدر چیست؟

پدر یکی از ارکان خانواده است، ولی مساله این است که پدری و کار پدری منحصر به پدری بیولوژیک نیست چون پدربزرگ من پدر بیولوژیک من نبود. پدر زیستی من نبود، اما ذره‌ای از وظیفه پدری برای من عدول نکرد و این باعث شده که خلاء پدر هیچ موقع در زندگی من احساس نشود. الان به خاطر این‌که پدربزرگم فوت کرده و مادرم هم فوت کرده ذوق و شوق دیدار، قضیه را تشدید کرده است.

ارتباط با پدرتان از چه زمانی شروع شد؟

ده ساله بودم که روزی صدایم کردند که بیا پدرت پای تلفن است و برای من آن روز به یاد ماندنی است و اولین‌بار باید با یک آدمی که هنوز نمی‌شناسمش، ولی به عنوان پدر از او در زندگی من یاد کرده‌اند برخورد کنم، خیلی جالب بود و همه چیز برایم وهم‌آلود بود، چون بچه بودم ولی در ادامه این تماس‌ها در طول این سال‌ها ما دائما در ارتباط تلفنی بودیم عکس‌های جدید همدیگر را دیدیم و با ایمیل و تلفن با هم در ارتباط هستیم و قرار است در ارمنستان همدیگر را ببینیم.

آیا همکارانتان در رادیو جوان داستان زندگی شما را می‌دانند و نظرشان چیست؟

کم و بیش بله، خب برای همه جالب است و فکر می‌کنم همه به اندازه خودم هیجان‌زده‌اند.

الان که پس از 40 سال می‌خواهید پدرتان را ببینید چه احساسی دارید؟

ببینید هر آدمی در خانواده‌ای به دنیا می‌آید که دو قطب دارد قطب مادری و قطب پدری. همه آدم‌ها این را تجربه می‌کنند، اما من این را تجربه نکردم، من تا حالا در یک قطبش بودم و حالا یواش یواش دارم وارد یک قطب دیگر می‌شوم، این مرحله گذار است و نمی‌دانم چطور اتفاق می‌افتد، ولی آن چیزی که الان در ذهن می‌گذرد این است که چگونه 40 سال زندگی را در دو هفته‌ای که قرار است کنار پدرم باشم کپسوله کنم و شاید این دیدار دیگر تکرار نشود. در گذشته احساسم این بود که چه کنم اگر امکان دیدار باشد، خانواده‌ام را تنها بگذارم بروم پیش پدرم یا به پدرم بگویم خانواده‌ات را رها کن، بیا یک جای دیگر که این هم نمی‌شد. همه پیشنهاد می‌کردند پدرت آمریکاست چرا نمی‌روی؟ اما من نمی‌توانم، من کارم را دوست دارم، این موضوع برایم مهم است. من با مردم کشورم دارم ارتباط برقرار می‌کنم و اول این‌که من خودم را ایرانی می‌دانم و اگر قرار باشد هر جایی کار کنم آن حسی که اینجا دارم را نخواهم داشت.

آیا تا به حال اتفاق افتاده که در حال اجرای برنامه در استودیو به پدرتان و دوری از او فکر کنید؟

نه، من پشت میکروفن به فکر هیچ‌چیز دیگری غیر از برنامه نیستم.

مریم رضازاده

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها