لئون تولستوی با الهام از جنگهای روسیه و فرانسه روایتی از جنگ ناپلئون و الکساندر را تصویر میکند. کی دوموپاسان از جنگ پروس و فرانسه روایت میکند و ارنست همینگوی از جنگهای بزرگ جهانی و نیروهای داخلی سخن میگوید. همچنین میتوان از رمان «امید» آندره مالرو، «اگر جنگ ادامه یابد» هرمان هسه، «برادرکشی» نیکوس کارانتزاکیس، «بیگانه وقتی رسید به اسپانیا» هاینریش بل، «در غرب خبری نیست» اریش ماریارمارک، «شکست» امیل زولا، «نشان سرخ دلیری» استیون کرین، «مرگ کسب و کار من است» روبرمرل و... و دهها اثر دیگر نام برد که نویسندگانش با دستمایه قرار دادن جنگ، تصویری از انسان ستیزهجو و صلحجو را به نمایش گذاشتهاند.
با هجوم ارتش عراق به مرزهای جنوبی کشور ما در شهریور 1359 جنگی آغاز شد که 8 سال به طول انجامید. این جنگ در تاریخ دویست ساله ایران بیسابقه بود. جنگی نسبتا طولانی و گسترده که خسارتهای فراوانی برجای گذاشت. تاثیر جنگ 8 ساله در حوزههای مختلف اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی قابل بررسی است.
این جنگ در حوزه ادبیات داستانی هم تاثیر قابل توجهی گذاشت، به شکلی که انعکاس این رویداد بزرگ بر بخشی از تاریخ ادبیات داستانی خصوصا در 2 دهه اخیر سایه انداخته است و بیتردید در آینده نیز این تاثیر خواهد بود.
در این پژوهش با هدف شناخت و تحلیل جایگاه مفهوم شهادت در داستان جنگ به بررسی آثار داستانی (داستان کوتاه و رمان) جنگ تحمیلی پرداخته میشود. مبنای بررسی کتابشناسی توصیفی داستانهای بلند و رمان جنگ در ایران است.(1)
در این پژوهش 46 رمان و داستان جنگ مورد بررسی قرار گرفته است. در طول این سالها بحثهای فراوانی پیرامون داستان جنگ انجام شده است، اما هنوز شاید تعریف روشن، جامع و مانعی از داستان جنگ بیان نشده است.
در این مقاله، اصطلاح داستان جنگ توسعا به داستانهایی اطلاق میشود که بیانگر رویدادها و حوادث و تاثیرات جنگ باشد. از آنجا که موضوع این مقاله بررسی جایگاه مفهوم شهادت در داستانهای جنگ تحمیلی است، در این بررسی تنها داستان بلند و رمانهایی بررسی میشود که صرفا به جنگ عراق علیه ایران میپردازد و آن بخش از آثاری که به حوادث غیر از جنگ میپردازد مثل جنگ کردستان و... از دایره تحقیق خارج شده است. تنها 5 اثر از 46 اثر داستانی به جنگ ایران و عراق مربوط نمیشد.
داستان جنگ در این مقاله برابر واژهای است برای Front که اغلب در معنای ادبیات جبهه به کار میبرند. ادبیاتی که به صحنههای رزم میپردازد. ادبیاتی که بوی باروت و انفجار و مرگ میدهد.
از همین ابتدا باید اشاره کرد که جنگ 8 سالهای که به میهن ما تحمیل شد، به دلایلی با جنگهای متعارف جهان تفاوت داشت.
جنگها را شاید بتوان از جهت انگیزه پدید آمدن به جنگهای استقلالطلبانه، جنگهای قومی و جنگهای سیاسی تقسیم کرد.
اما جنگ 8 ساله ما تجاوز آشکار یک ارتش مجهز با پشتوانه سیاسی و نظامی چندین کشور بود، آن هم در برابر کشوری که تازه به استقلال رسیده بود و تحول بزرگ انقلاب را پشت سر نهاده بود و با مشکلات خاص یک انقلاب نوپا هم روبهرو بود.
آمیختگی فرهنگ دینی و روحیه مقاومت و همت مردمی در برابر متجاوزان، شکلی از جنگ را پدید آورد که شاید کمتر شباهتی به جنگهای دیگر جهان پیدا میکرد.
فرهنگ شیعی و علوی متاثر از وقایع تاریخی بویژه عاشورا، جوهره خاصی به این جنگ بخشید و آن «فرهنگ شهادت» بود.
در طول جنگ تحمیلی، رزمندگان در میدان نبرد، تنها یک جنگاور کارزار محسوب نمیشدند. برای آنها جنگ و میدان نبرد وسیلهای بود برای مبارزه و ستیز با نفس. آنها به جنگ نمیرفتند که از طریق آن به گسترش جغرافیای طبیعی و یا برتری نظامی برسند،(3) بلکه از طریق جنگ به جهاد اکبر میرفتند.
در مبانی عرفان اسلامی مفاهیمی چون جهاد اصغر و جهاد اکبر آمده است. در تلقی عرفانی، عارف کسی است که در جهاد اکبر به مبارزه با نفس مشغول باشد. از همین روست که جنگ برای دین مورد استقبال اهل عرفان بوده است.
تمنای شهادت نوعی جهاد و مبارزه با نفس است. در این باور، شکست و پیروزی دیگر آن مفهوم متعارف را ندارد، بلکه برای جهادگر، شهادت پلی است به سوی پیروزی و جادهای است که او را به لقای پروردگار میرساند.
او همواره مشغول نبرد در دو محور است. نبرد با دشمن که خاکش را اشغال کرده و ستیز با نفس، نفسی که او را از خدا دور میکند.
البته تمنای کشته شدن در راه باورها پیشینهای روشن در تاریخ مقاومت ملل دیگر هم دارد. «گاستون بوتون» در کتاب «جامعهشناسی جنگ» درباره خلبانهای جوان داوطلب ژاپنی میگوید که شب هنگام پیش از انجام ماموریت انتحاری در مراسم عزاداری شرکت میکردند. با پوشیدن لباس سفید به نشانه عزاداری به گونهای نمادین خود را از علایق دنیوی میپیرانیدند و بعد با پرواز بر فراز کشتیهای امریکایی و سقوط بر روی آنها با مرگ خود، ضربهای هم به دشمن میدزند.(2)
این تمنای مرگ نوعی ایثار و فداکاری فردی برای میهن و سرکوب دشمن تلقی میشود و با باور شیعی در مبارزه با نفس و جهاد دینی تفاوت بسیار دارد.(3)
اریک بوتل، پژوهشگر فرانسوی در مقالهای با عنوان «شهادت در ادبیات جنگ ایران» ضمن بررسی مفهوم شهادت از دیدگاه رزمندگان ایرانی و تحلیل جامعهشناسانه آن میگوید: «شهادت ایرانی آن گونه که در ادبیات جنگ هویداست، حتی اگر به گونهای انکارناپذیر بر زمینه فرهنگی شیعه تکیه داشته باشد، آن را در معنایی بسیار مدرن تعبیر میکند تا از تحول سریع و دردناک جامعه ایران معاصر سخن بگوید.(»4)
در طول سالهای جنگ تحمیلی هم بارها و بارها رویدادهایی خارقالعاده شهادتطلبانه، رخ داده است. اما ریشه شهادتطلبی در فرهنگ اسلامی شیعی مفهومی به مراتب عمیقتر و ماندگارتر دارد.
فلسفه شهادت، آموزههای سیره امام حسین(ع) و مرگ آهی معصومین(ع) در انتخاب این راه مبنای تعالیم دینی و اخلاقی شیعیان است. آموزههایی که ریشه در ایمان ابراهیمی دارد. بوتول در کتاب جامعهشناسی جنگ از آن به عنوان قربانی ابراهیمی نام میبرد که «مبنای تایید متعالی یک سیاست» قرار میگیرد.
از حیث نوع نگاه داستاننویسان به جنگ، میتوان داستانهای جنگ را به سه گروه تقسیم کرد.
در بخشی از داستانهای جنگ، خواننده تنها با نمایشی از زشتیهای جنگ روبهرو میشود. تصویر یکسر سیاه، تاریک و نکبتبار.
در بخشی دیگر داستانهای جنگ تنها روی دیگر سکه جنگ دیده میشود. یعنی ایثار گذشت، مقاومت مردمی. شاید در گروه سوم بتوان آثاری را ذکر کرد که ترکیبی از دو گرایش قبل است یعنی هم تلخیها و ویرانیهای جنگ باز گفته میشود و هم جانفشانیها و مقاومتها.
در نگاه گروه نخست، کشته شدن در جنگ، مرگ اسفبار و دلخراش جبرانناپذیر است. از این نمونه میتوان به آثاری اشاره کرد که جنگ به جای اینکه در میدان نبرد روایت شود در کوچهپسکوچهها و خیابانهای شهر، در سیمای بمبارانها و نابسامانیها به نمایش گذاشته میشود. اگر شخصیتی هم در میدان نبرد کشته میشود، انگیزهای برای رفتن به جنگ ندارد، یا ظاهرا به اجبار به جنگ فرستاده شده و یا بهانهای غیر از انگیزههای داوطلبانه معنوی دارد.
مثلا در رمان آداب زیارت نوشته تقی مدرسی، مهرداد رازی برای دیدن بینالنهرین و خرابیهای بابل به جبهه میرود؟ و به شهادت میرسد(5) و یا خلبان جوانی که در رمان «ناگهان سیلاب» نوشته سحابی به انگیزه ارتقای درجه به جنگ میرود و کشته میشود.(6)
و یا بهمن شخصیت رمان «گیسو» نوشته قاضی ربیحاوی به جبران خطاها و فرار از گناه به جبهه میرود.(7)
در اینگونه داستانها کشته شدن آدمهایی که اغلب انگیزهای برای جنگ و حتی مقاومت ندارند، بیشتر قربانیهای جنگ محسوب میشوند تا قهرمانهای نبردهای ملی و مذهبی. در آثار گروهی دیگر از نویسندگان مرگ در جنگ نوعی انتخاب آگاهانه و داوطلبانه به حساب میآید. مرگی که باعث رستگاری او و رهایی دیگر انسانها میشود.
این دسته آثار را میشود به گونههای دیگر هم طبقهبندی کرد.
الف) شهادت محور اصلی داستان
از 41 اثر مورد بررسی در این پژوهش محور اصلی 27 رمان مساله شهادت است. به شکلی که طرح داستانی این آثار بر محور زندگی یک رزمنده است و در نهایت با شهادت او اثر پایان میپذیرد.
از جمله این آثار میتوان به رمان سرود اروند نوشته منیژه آرمین اشاره کرد. اکبر که درگیر مسائل سیاسی است با آغاز جنگ به صف رزمندگان میپیوندد و در یک مصاف مردانه به شهادت میرسد.(8)
یا در رمان «مادر شهادت فرزندت مبارک» نوشته فهیمه خدادوست هم محسن داوطلبانه به جنگ میرود و به شهادت میرسد.(9)
در رمان فقط به زمین نگاه کن از محمدرضا کاتب، رزمنده ایرانی که در اسارت مورد بازجویی قرار میگیرد، مقاومت میکند و در نهایت تیرباران میشود.(10)
در رمان «نخلهای بیسر» نوشته قاسمعلی فراست هم ناصر شخصیت اصلی که غم شهادت نزدیکان خود را هم دارد. در جنگ به شهادت میرسد.(11)
در این خصوص میتوان به آثار دیگری چون «طالع بازیافته» نوشته مسعود شکویی، «ترکههای درخت آلبالو» نوشته اکبر خلیلی، «آینه شکسته» نوشته هما کلهری و... اشاره کرد.
ب) شهید موضوع فرعی رمان
از تعداد 41 اثر مورد بررسی در 36 اثر حتما در آن یک یا چند تن از شخصیتهای فرعی در جنگ به شهادت میرسند. در این گونه آثار حضور شخصیت فرعی زمینه پررنگ شدن موضوع را بر عهده دارد.
رمانهایی چون «فراسوی ستیزها» نوشته کوروش صفایی، «چشمهای اشکآلود» نوشته جلیلپور، «زمین سوخته» احمد محمود، «چشمانم زنده است» هادی خرمالی.
ج) تاثیر شهید بر شخصیتهای دیگر
یکی دیگر از جلوههای مفهوم شهادت، در تاثیر معنوی شهید که در بازماندگان قابل بررسی است رویکرد عارفانه رزمنده نسبت به دنیا و پیرامونش و در نهایت تاثیر شهادتش در افراد نزدیک به اوست. گاهی این تاثیر به شکل تحول یک شخصیت اتفاق میافتد مثل رمان عروج از ناصر ایرانی که در آن شهادت حسین، کاپیتان تیم محل براهل فامیل و اطرافیان تاثیر میگذارد. خصوصا بر دوست صمیمیاش مهدی که در نهایت باعث میشود او هم به جبهه برود. (12)
در اغلب این داستانها شهادت یک فرد نه تنها دیگران را از جنگ باز نمیدارد، بلکه به عنوان الگویی اخلاقی و رفتاری مورد تاسی قرار میگیرد. جای خالی او در جبهه خیلی زود توسط دوستان و نزدیکانش پر میشود تا راه او ادامه داده شود.
در رمان «زمین سوخته» احمد محمود شهادت برادر خالد در بمباران شهری، نوعی تاثیر روحی ایجاد میکند.
روای نعش برادر شهید را در گورستان بر دوش میگیرد. حتی اگر این تاثیر در یک احساس غیرارادی هم باشد، تکاندهنده و نمایشی است.(13)
در رمان «او را که دیدم زیبا شدم» نوشته شیوا ارسطویی دختری به نام شهرزاد برای استفاده از سهمیه رزمندگان در کنکور دانشگاه به امدادگری رزمندگان میرود. با رزمنده مجروحی به نام ابوطالب آشنا میشود که جانباز است با درصد بالا. شهرزاد عاشق او میشود. ابوطالب شهید میشود و شهرزاد کاملا متحول میشود.(14)
در این گونه آثار، شهید با شهادت خود جلوهای از جهاد با نفس و ایثار را به نمایش میگذارد و بعد از او هم رایحهای به جا میماند که مشام بازماندگانش را معطر میسازد.
د) شهادت و تاثیر آن در خانواده
برخی داستانها بر حول زندگی خانواده پس از شهادت مخصوص در آن بازگو میشود. فقدان مخصوص در خانواده که اغلب پدر یا پسر هستند، خانواده را دچار مشکلات روحی و احیانا اقتصادی میکند.
در برخی داستانها زندگی خانواده شهید باز گفته میشود. صبر و شکیبایی اعضای خانواده در فقدان عزیزشان و احیانا ناشکیبایی آنها جلوهای از ارزش آنهاست. در رمان «زمین سوخته» احمد محمود وقتی خالد به پیکر برادر شهیدش میرسد، جسد را روی دوش میاندازد و میدود. اگر چه این عکسالعمل غیرارادی ناشکیبایی برادری را میرساند، اما تاثیر عاطفی شدید در خواننده بجا میگذارد.(15)
در رمان نخلهای بیسر قاسمعلی فراست هم چگونگی مطلع شدن مادر از شهادت فرزندش قابل توجه است. یکی از آثاری که موشکافانه به نمایش خانواده در نبود شهید میپردازد. رمان «باغ بلور» نوشته محسن مخملباف است. زن شهیدی به عقد برادر شهید درآمده که خبر اسارت شهید از عراق میرسد و...
در این رمان چند خانواده رزمنده و شهید، در بخش سرایداری یک خانه مصادرهای که از آن یک طاغوتی است زندگی میکنند و... در این رمان زندگی خانواده شهید مورد نقد و بررسی قرار میگیرد.(16)
ه) شهادت و تاثیر آن در دوستان شهید
در برخی داستانهایی که محور طرح داستان تحول در شخصیتهاست، دیگر چگونگی شهادت شخصیت اصلی و فرعی چندان اهمیت ندارد، بلکه مهم تاثیری است که این شهادت در اطرافیان میگذارد. در برخی داستانها وقتی فردی به شهادت میرسد، افراد دیگر جای او را پر میکنند و شهادت یکی به معنای دعوت دیگران به پایداری، مقاومت و مبارزه است. گاهی هم تنها تاثیر بعد اخلاقی شهید در دوستان او موضوع داستان قرار میگیرد.
داستان بلند «آب» از غلامرضا عیدان روایت عظمت روحهای بلند سه رزمنده در حال مرگ است.(17)
در رمان «طلوع در صبح روز دیگر» نوشته حسین اعرابی تحول «معقولالسطنه» دستمایه قرار گرفته شده است.(18)
و) شهادت در اسارت
داستانهایی که درباره اسارتگاه و بازداشتگاهها نوشته شده است در واقع بخشی از حوادث پنهان مانده جنگ را باز میگوید، زندگی سخت و طاقتفرسا و شکنجه در اردوگاهها و نهایتا به شهادت رسیدن رزمندگان موقعیتی جذاب و پرحادثه در داستان به حساب میآید.
در داستان معمای مسیح نوشته ابراهیم حسنبیگی، سرباز مسیحی ایرانی زمانی به شهادت میرسد که در اوج عشق و علاقهاش به امام و انقلاب اسلامی قرار دارد.
در تنگه زانکوها نوشته حسین بهزاد گروهی اسیر میشوند و آرمین زیر شکنجهها شجاعانه مقاومت میکند و چیزی را لو نمیدهد و بالاخره هم کشته میشود.(19)
در داستان «روزهای طولانی» رضا رئیسی هم سرگذشت اسیری باز گفته میشود که شاهد شکنجه و شهادت دوستانش در اسارت بوده است.(20)
در رمان «فقط به زمین نگاه کن» نوشته محمدرضا کاتب، سرگرد عراقی با شکنجه کردن اسرای ایرانی قصد گرفتن اخبار نظامی دارد. نوجوانی اسیر زیر شکنجه مقاومت میکند و بعد پیرمرد اسیری میآید و در نهایت سرگرد عراقی دستور اعدام او را میدهد.(21)
در این آثار شهادت مظلومانه رزمندگان در اسارتگاهها نشان داده میشود. شهادت سخت و قهرمانانه.
ز) شهید مفقودالاثر
تراژیکترین طرحهای داستانهای جنگ روایت انتظار بیپایان بازگشت رزمندهای است که هرگز باز نمیگردد. انتظار بیفرجام، شهیدی بیمزار، جلوهای ماندگار از حماسیای است فراموش نشدنی.
در رمان «زن، جنگ،امید» نوشته احمد جانه داستان زنی که شوهر و برادرش در جنگ ناپدید شدهاند باز گفته میشود.(22)
در رمان «زیر درخت آلبالو» احمد اکبری قصه مفقودالاثر شدن نادر و انتظار همسرش را باز میگوید.(23)
بیشک در این مختصر نمیتوان به درستی انعکاس این مفهوم را در داستانهای جنگ باز گفت. این مختصر تنها فتح بابی خواهد بود برای پژوهشی جدی در مفهوم شهادت در ادبیات داستان جنگ.
خرمشهر شهید شهرها
اگر چه در طول جنگ چندین شهر توسط دشمن تسخیر و تخریب شد، اما نام خرمشهر همواره یادآور تلخی تجاوز و شیرینی پیروزی است.
در بسیاری از داستانهای جنگ خرمشهر به عنوان «زمینه» رخ داد حوادث و رویدادهای داستانی انتخاب شده است.
بخشی از این انتخاب محصول موقعیت داستانی جذاب شهری است که با وجود مقاومتهای مردمی توسط دشمن اشغال میشود و در نهایت باز پس گرفته میشود.
شاید دلیل دیگر این انتخاب ارزش سمبلیک این شهر است. خرمشهر را شاید بشود شهید شهرها نامید. چرا که در عین ویرانی و از بین رفتن ظاهری، حیاتی جاودانه پیدا کرده است.
کاوه بهمن در رمان «جنگی که بود(»24) روایت خانوادهای را در شهر خرمشهر باز میگوید که جنگ کانون گرم آنها را برهم میزند. مادر کشته میشود و شیرازه شهر و خانواده از هم میپاشد.
در رمان «نخلهای بیسر(»25) نوشته قاسمعلی فراست شهر خرمشهر در گوران تجاوز بازگو میشود. شهناز دختر یک خانواده کشته میشود و مقاومت شهری شکل میگیرد و با خبر فتح دوباره خرمشهر داستان تمام میشود.
در رمان «در جستجوی من(»26) نوشته منیژه جانقلی شهر خرمشهر در آستانه سقوط و مقاومت مردمی و شهادتها بازگو میشود.
همچنین در رمان «مهمان مهتاب(»27) نوشته فرهاد حسنزاده و «کودکیهای زمین(»28) نوشته جمشید خانیان هم خرمشهر زمینه رخداد اصلی داستانهاست.
در اغلب این آثار خرمشهر شهری است مورد حمله قرار گرفته با کشتههای بسیار، مقاومتها، اسارتها و پیروزیها.
پانوشتها:
1 - حداد، حسین/ کتابشناسی داستان و رمان جنگ در ایران/ انتشارات دفتر ایثار و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی/ 1372.
2 - بوتول، گاستون/ جامعهشناسی جنگ/ ترجمه هوشنگ قرخجسته/ انتشارات علمی و فرهنگی/ چاپ دوم/ 1374، ص 9.
3 - مقتلنویسی شعبهای از تاریخ اسلام است که از ابتدای عصر تدوین علوم مورد عنایت تاریخدانان مسلمان بوده است. در این نوع دانش مورخ میکوشد سرگذشت شهیدان را همراه با ثبت مکان و زمان شهادت از زبان راویان مختلف ثبت کند.
4 - نوتل، اریک/ نامه پژوهش/ فصلنامه تحقیقات فرهنگی/ شماره 9، 1377.
5 - مدرسی، تقی/ آداب زیارت/ تهران/ نیلوفر/ 1368، ص 262.
6 - سحابی، مهدی/ ناگهان سیلاب/ تهران/ الفبا/ 1368، ص 182.
7 - ربیحاوی، قاضی/ گیسو/ ناشر مولف/ 1372، ص 239.
8 - آرمین، منیژه/ سرود اروند رود/ نشر رجا/ 1368، ص 48.
9 - خدادوست، فهیمه/ مادر شهادت فرزند مبارک/ تهران/ قدیانی/ 1368، ص48.
10 - کاتب، محمدرضا/ فقط به زمین نگاه کن/ سپاه پاسداران/ 1372، ص 72.
11 - فراست، قاسمعلی/ نخلهای بیسر/ امیر کبیر/ 1363، ص 276.
12 - ایرانی، ناصر/ عروج/ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان/ 1363، ص 241.
13 - محمود، احمد/ زمین سوخته/ نشر نو/ 1361، ص 344.
14 - ارسطویی، شیوا/ او را که دیدم زیبا شدم/ مرغ آمین/ 1372، ص 71.
15 - محمود، احمد/ زمین سوخته/ نشر نو/ 1361، ص 344.
16 - مخملباف، محسن/ باغ بلور/ برگ/ 1365، ص 352.
17 - عیدان، غلامرضا/ آب/ حوزه هنری/ 1370، ص 47.
18 - اعرابی، حسین/ طلوع در صبح روز دیگر/ تهران/ مولف/ 1369، ص 188.
19 - بهزاد، حسین/ تنگه زانکوها/ حوزه هنری/ 1371، ص 77.
20 - رئیسی، رضا/ روزهای طولانی/ سپاه پاسداران/ 1370، ص 165.
21 - کاتب، محمدرضا/ فقط به زمین نگاه کن/ سپاه پاسداران/ 1372، ص 72.
22 - جانه، احمد/ زن، جنگ، امید/ مولف/ 1370، ص 272.
23 - اکبری،احمد/ زیر درخت آلبالو/ خرم/ 1371، ص 222.
24 - بهمن، کاوه/ جنگی که بود/ صریر/ 1377، ص 205.
25 - فراست، قاسمعلی/ نخلهای بیسر/ امیرکبیر/ 1363، ص 276.
26 - جان قلی، منیژه/ در جستجوی من/ بنیاد/ 1378، ص 211.
27 - حسن زاده، فرهاد/ مهمان مهتاب/ صریر/ 1375، ص 299.
28 - خانیان، جمشید/ کودکیهای زمین/ صریر/ 1377، ص 205.
محمدجواد جزینی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم