درباره «مهمان» ساخته توماس مک‌کارتی

مهمان یک فیلم در مقیاس «شهروند بین‌المللی» است. کمک یک استاد دانشگاه خموده و رفته در خود به یک زوج جوان مسلمان که هم دل پاکی دارند و هم سابقه و پیشینه قابل قبول؛ اما چون برای ماندن در آمریکا تقاضای پناهندگی نکردند، باید دیپورت شوند. این فیلم خیلی زیرکانه نفس سیستم قضایی کل ایالت‌های آمریکا را می‌گیرد. پرسش‌هایی که در مهمان مطرح می شود فله‌ای نیست و بار دراماتیک اثر آنقدر غنی است که می‌توان این سوالات که هرگز جوابی ندارند را از تصویر دریافت کرد و محتاج دیالوگ نشد. حتی نام فیلم نیز طعنه‌آمیز است.
کد خبر: ۲۴۶۱۰۶

مهمان از زمره فیلم‌هایی است که هم منتقدان، آن را بسیار پسندیدند و هم تاثیرش در جامعه آمریکایی بویژه در چند ایالت مانند میشیگان،کالیفرنیاو تنسی بسیار قابل توجه بود، چراکه دردی را دوباره بازگشایی و رونمایی می‌کرد که از دید دولت آمریکا با پاک کردن صورت مساله از فهرست مشکلات آنها خارج شده است.

پروفسور والتر وال استاد تقریبا بازنشسته‌ای است، چراکه 20 سال است دارد یک درس را ارائه می‌کند و مدام مشغول تکرار مکررات است. این رفتارها البته آنچنان پیچیده نیست. آمدن سر کلاس و دفتر کارش، کپی کردن درس‌های ترم گذشته، خوردن ناهار، برگشتن به منزل و دوباره صبح، روز از نو روزی از نو؛ زندگی خانوادگی به فنا رفته، همسرش سال‌ها پیش مرده و بچه‌ها هر کدام سمت و سویی‌اند. اندک فعالیتی که می‌تواند او را جزو مردان هنوز زنده قلمداد کند تلاشش برای یاد گرفتن نواختن پیانو و همچنین عشق به موسیقی است که گاهی مانند تب سراغش می‌آید و زودی هم می‌رود. او حال ندارد حتی جواب سلام کسی را بدهد و دو قدم پیاده‌روی کند. با این حال، داستان با سفر او به کانکتیکات  آن هم از روی اجبار و البته کمی منافع  جالب می‌شود. او مثل همیشه خودش قرار نیست کاری کند. او به دانشگاه کانکتیکات می‌رود تا مقاله پروفسور همکارش را از رو بخواند و این طوری خودش هم محقق این تحقیق قلمداد می‌شود. ورود او به آپارتمان شخصی‌اش که سال‌هاست به آن وارد نشده باعث می‌شود رخدادهایی برایش رخ دهد که زندگی‌اش را از این رو به آن رو کند.

مهمان‌ها و مهماندار

توماس مک کارتی، کارگردان و سناریست مهمان، با این فیلم دومین کارش را در مقام کارگردان ثبت کرد و در جا موقعیتش هم به عنوان یک فیلمساز ششدانگ تثبیت شد (مک‌ کارتی را با فیلم درخشان «مامور ایستگاه» به یاد بیاورید، محصول 2003 که یک جایزه بفتا، معادل اسکار انگلیسی برایش به ارمغان آورد)‌. دوران بازیگری او که اتفاقا پر بار هم است (باز هم او را می‌‌‌توانید با فیلم «سیریانا» به یاد بیاورید در نقش فرد فرانکس)‌ و او از تمام تجربه‌هایش برای ساخت مهمان نهایت استفاده را برد، بدون این که بخواهد ساختمانی بترکاند یا نیویورک و کانکتیکات را با نشان دادن سرعت ماشین‌ها یا نایت کلاب‌ها تصویر کند. او ضرباهنگ فیلمش را به گونه‌ای طراحی کرده که تماشاگر هم مهماندار (پروفسور والتر وال با بازی عالی ریچارد جنکینز)‌ و هم مهمان‌ها (طارق و زینب)‌ را بخوبی بشناسد و با آنها همذات‌پنداری کند.

فریبا نیک‌نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها