لطفا بفرمایید به نظر شما آموزههای دینی علیالخصوص دین اسلام تا چه حد به مساله تامین آرامش در حوزه خانواده تاکید و توجه دارد؟
یکی از مهمترین اهدافی که روانشناسی دنبال میکند و همان تامین آرامش در وجود انسان است، در سایه آموزههای دینی قابل حصول است و به میزانی که از آموزههای دینی فاصله بگیریم یا به آنها جهالت داشته باشیم و به آنها عمل نکنیم، ممکن است آسیبهایی به آرامش ما برساند (چه در حوزه فردی و چه در حوزه خانواده و چه در حوزه اجتماع.) در خود متون دینی ما میبینیم سه راه برای تامین آرامش توصیه شده است: اولی انس و ذکر و یاد خداوند است که در متون دینی بسیار به آن تاکید شده است. دوم تشکیل خانواده و ازدواج است. راه سوم دین برای تامین آرامش، بهرهگیری از اوقات خاص از جمله شب زندهداری و بهرهگیری از فیوضات معنوی و آرامشی که در دل شب و سحرگاهان وجود دارد، یعنی جایی که به پیامبر(ص) توصیه میشود «دردل شب به پاخیز» حاکی از این است که بسیاری از انرژیهای مثبت در زمینه تامین آرامش در این زمان اتفاق میافتد و یا در نامهای که حضرت امیر(ع) به مالک اشتر به عنوان نماینده حضرت، این است که یکی از بهترین اوقات خود را برای گفتگو و مناجات با خداوند قرار ده و شاید این به نوعی اشاره به این است که از سحرگاهان برای تامین آرامش مالک استفاده کند. همانگونه که در ابتدا اشاره کردم آموزههای دینی نوعا در جهت تامین آرامش است و چنانچه این آموزهها خوب به کار گرفته شود، این تامین آرامش حاصل میشود.
بحث تامین آرامش در خانواده هم در همین راستا و ارتباط با آموزههای دینی قرار دارد. و من در این جلسه میتوانم بیش از ده آموزه را که با توجه به نوع کارم با کارایی آنها آشنایی مستقیم دارم، ذکر کنم. به عنوان اولین نکته میتوان گفت در مبحث خانواده توسط پیامبر اکرم(ص) تاکید شده که مهر و محبت و دوستی خود را ابراز کنید و این نکته مهمی است که ما آن را در برخی از خانوادهها کمتر میبینیم. بنابراین حدیث، این که مرد به همسرش بگوید دوستت دارم، این سخن هیچگاه از دل زن پاک نمیشود.
براساس این حدیث ابراز محبت و علاقه مورد تاکید و تصریح قرار گرفته است. در همین راستا برای ابراز مهر و محبت به همسر در متون دینی حتی راههای مختلفی پیشنهاد شده است و حتی برای ترغیب افراد به انجام چنین امری، پاداشها و تشویقهایی تحت عنوان ثواب و حسنه برای آنها ذکر شده است. مثلا در برخی از احادیث و روایات آمده که اگر کسی یک لیوان آب به دست همسرش دهد و یا به تعبیر من یک شربت به دست همسرش دهد فلان میزان حسنه برای شما ثبت خواهد شد. این بحث حسنات اهمیت خاصی دارد و عاملی تشویقکننده است و میبینیم که شخص متشرع ممکن است به خاطر این حسنات اقدام کند ولی رفع کدورات نیز بین او و همسرش حاصل شود. چقدر ما در حوزه خانواده از این شیوهها استفاده میکنیم و آیا به نظر نمیرسد غفلت از این شیوهها باعث تشدید بحران در اختلافات خانوادگی شود؟ و آیا بحث عصبیتها، کینهجوییها، اضطرابها و پرخاشگریها ناشی از عدم توجه به این ابعاد آموزههای دینی نیست؟ و از سوی دیگر با انجام این آموزهها میبینیم با یک عمل ساده عاطفی این بحرانها فروکش میکند.
گاهی اوقات وقتی ما به عنوان مشاور خانواده به افراد پیشنهاد میکنیم این روشها را در خانواده به کار گیرند چندان از سوی آنها مورد اقبال قرار نمیگیرد و بهانههای مختلفی در انجام ندادن این آموزهها آورده میشود و این نشان از فاصله خلقیات برخی از ما با خلقیات دینی ما دارد. آموزه دیگری که میخواهم به آن اشاره کنم این است که اگر همسران میخواهند رحمت الهی را به خود جلب کنند، توصیه شده به یکدیگر با نگاه محبتآمیز بنگرند. نگاه محبتآمیز همسران به یکدیگر زمینه جلب رحمت الهی است.
آموزه دیگری که ما امروز در خانوادهها، به دلیل شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی در مورد آن دچار خلاء هستیم، این آموزه است که در آن تاکید شده زمانهایی برای نشستن در کنار همسر اختصاص داده شود. همین که زوجین اینقدر به یکدیگر وقت اختصاص دهند بخش زیادی از آرامش روانی آنها تامین میشود. در روایات دینی ما این آموزه از ثواب اعتکاف در مسجد النبی بالاتر دانسته شده است و این بیانگر اهمیت این موضوع است. و الان ما میبینیم که متاسفانه گاهی اشتغالات متنوع، فرصت کنار همه نشستن را به فرد نمیدهد و خود این امر بحرانی به وجود میآورد که موجب دلسردی، نگرانیها و اضطرابهایی در زن میشود که به موجب آن ممکن است شاهد اختلالات روحی و روانی در او شویم.
نکته دیگری که هم در حوزه فردی و هم در حوزه خانواده به آن توصیه شده به عنوان عنصری که فرد و خانواده را از اختلالات روحی و روانی دور میکند و در راستای شادابی و نشاط و آرامش است، توجه و رسیدگی به آراستگی است. در سلسلهای از احادیث و روایات ما به زوجین تاکید شده مبادا مسائل زندگی باعث شود از توجه و رسیدگی به ظاهر غافل شوید. حتی در روایتی به مردان توصیه شده و هشدار داده شده که اگر به رسیدگی به ظاهرتان توجه نداشته باشید و فقط انتظار داشته باشید همسران شما آراسته باشند و نه شما، احتمال این وجود دارد که زنان شما به فساد کشیده شوند.
و در حوزه تجربی نشان داده شده به میزان این که فرد به رسیدگی به ظاهر خود بیتوجه باشد زمینههای افسردگی در فرد و خانواده به وجود میآید و همچنین در حوزه تجربه ثابت شده حفظ ظاهر و توجه به ظاهر موجب شادی و نشاط در فرد و خانواده میشود. در متون دینی تاکید شده یکی از ویژگیهای مومن شادابی و نشاط در چهره اوست. در سیره نبوی داریم که «بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه» یعنی اگر مسائلی هم هست در دل است.
در حوزه خانواده این «بشر در وجه» بسیار مورد تاکید قرار گرفته است یعنی هنگامی که همسران یکدیگر را ملاقات میکنند با گشادهرویی و خشرویی همدیگر را ملاقات کنند. از آموزههای دیگری که در جهت کاستن اضطراب در محیط خانواده بسیار مفید است، نهی خانوادهها از ارتکاب خشونت در حوزه خانواده است و در حوزه تجربی و رواشناسی ما میبینیم که حاصل خشونت بالا رفتن اضطراب و پایین آمدن اعتماد به نفس است که در دین اسلام با این دستورالعمل مورد تاکید قرار گرفته است. از دستورات دینی دیگری که اعتماد به نفس را در حوزه خانواده تقویت میکند، بحث احترام و ادب است. در حوزه روانشناسی ثابت شده در جایی که با احترام و ادب با شخصی برخورد شود، خواسته یا ناخواسته اعتماد به نفس در آن شخص تقویت میشود. در دین اسلام تاکید شده با احترام و ادب با یکدیگر برخورد کنید و برای صدا زدن یکدیگر از القاب و صفات نیک استفاده کنید.
مشورت میان زوجین و پرهیز از خودکامگی از دستوراتی است که در قرآن کریم در روایات به آنها بسیار تاکید و تصریح شده است و ما در این مورد نیز در جامعه خودمان در حوزه خانوادهها دچار خلاء هستیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم