اشاره : خداوند چشمان حزقیال (نبی) را به یک دره بزرگ پر از استخوان باز می کند. خوب گوش کنید. حزقیال در بخش سی و هفت (آیه دو) می گوید استخوانها کاملا خشک بودند یعنی آنها مدت زیادی بود
کد خبر: ۲۴۳۲۷
که مرده بودند. خداوند از ملت اسرائیل صحبت می کند ، زیرا اینک دو هزار سال است که اسرائیل از تشکیل یک ملت محروم بوده است ...
کشیش جان هگلی شبکه تلویزیونی TBN
22/1/82
درباره جنگ اخیر امریکا و انگلیس بر ضد عراق و اهداف آن بسیار سخن ها گفته شده و مقالات متنوع و متعددی نگاشته شده است . عمده مطالب و مقالات (دست کم بخش عمده ای از آنها) با استفاده از رهیافت علمی و سطح تحلیل های خرد و کلان معطوف به این واقعیت است که جنگ فعلی بیش از هر چیز دیگر اهداف نظامی و اقتصادی دارد.این مختصر نه در پی نفی جنبه های سلطه گرانه اقتصادی (به طور ویژه دسترسی به منابع نفتی کشور عراق) و سیاسی (تغییر حکومت اقتدارگرا به لیبرال دمکرات غربی و استحاله بافت حکومتی عراق) بلکه در پی گشودن رهیافت جدیدی برای رسیدن به واقعیتی دیگر است که در غبار ناشی از وقایع پی در پی کمرنگ تر به چشم آمده است .اهداف ایدئولوژیک بنیادگرایان مسیحی که هم اینک در کاخ سفید و خانه شماره 10 دوانینگ استریت به اجرای استراتژی مدون از پیش تعیین شده مشغولند، موضوع این مقاله است . آنچه که امروزه در عرصه عمل از سوی سربازان امریکایی و انگلیسی به اجرا درمی آید در بادی امر طرحی نظامی به نظر می رسد که بوسیله ژنرالهای نشسته در اتاقهای جنگ طراحی و ابلاغ شده است اما با اندک تانی و رجوع به گذشته ای نه چندان دور حلقه هایی یافت می شوند که در هیاهوی عصر انفجار اطلاعات به سرعت آمده و رفته اند. سال گذشته در همین ایام برنامه ای مذهبی از یکی از کانالهای تلویزیونی امریکا پخش شد که در آن به صراحت به هیکل مقدس که می بایست روزی به تصرف درآید اشاره شد: «... سر این هیکل که از طلاست ، بابل است که همان عراق امروزی است . بدن آن که از نقره است سرزمین پارس یا همان ایران است و پاها که جنس آن از برنز است جایی است که هم اینک عربستان سعودی خوانده می شود...» این جملات به قدری گویا و صریح است که نیاز به توضیح اضافه ندارد. اجازه می خواهم در اینجا اشاره ای دیگربه سخنان کشیش جان هگلی نمایم : «... همه پیامبران یهود گفته اند اسرائیل به یک ملت تبدیل خواهد شد. لذا در پانزدهم ماه می هزار و نهصد و چهل و هشت
(1948) این معجزه دوران حقیقت پیدا کرد. کشور اسرائیل متولد شد...» و نکته اساسی : «در آخر الزمان کشورهایی متحد شده و با اسرائیل به مبارزه برمی خیزند پنج یا شش کشورند: پارس که ایران است . اتیوپی که در شبه جزیره عربستان قرار دارد و مسلمان است . لیبی که اینک تحت کنترل سرهنگ قذافی است . مارا که در غرب ترکیه قرار دارد و... حال کی این اتفاق خواهد افتاد؛ بخش سی و هشت (انجیل آیه هشت) می گوید در سال های واپسین ». بنابر آنچه آمد می توان حدس زد وقایعی که در پیش خواهد بود چه سمت و سویی خواهد داشت . همچنین در اینجا اشاره به بیانیه ای که تحت عنوان بیانیه متفکران و اندیشمندان امریکایی پس از حادثه یازدهم سپتامبر انتشار یافت نیز حائز اهمیت است . این بیانیه که در آن مقطع زمانی چندان مورد امعان نظر قرار نگرفت در واقع دکترین سیاست خارجی امریکا در سالهای بعد می تواند قلمداد شود. ادبیات بکار گرفته شده در آن بیانیه و مشابهت های آن با آنچه که به طور مثال خانم رایس ، مشاور امنیتی کاخ سفید هم اینک به کار می برد جالب و قابل توجه است . صرف نظر از این که به هر حال قدرت و رسیدن به آن یکی از موضوعات اصلی سیاست (اگر نگوییم مهمترین آنها) به شمار می رود، ایالات متحده امریکا به عنوان دولتی که خود را قدرتمند می پندارد درصدد گسترش دایره قدرت و نفوذ خود در سراسر جهان است . به همین دلیل باید گفت آنچه که در جنگ کنونی رخ می نماید به دلیل حساسیت های خاص منطقه اهدافی چندگانه را پیگیری می کند. بررسی رفتار سیاسی این ابرقدرت در مقطع کنونی و آمیزش حیرت انگیز آن با خط مشی بنیادگرایان مسیحی که تاکنون به چشم نمی آمدند برای هر پژوهشگری حائز اهمیت است . در آموزه هایی که هم اینک مسیحیان بنیادگرا مروج آن هستند و دولت ایالات متحده دانسته یا ندانسته خود را منطبق با آن نموده مفهوم لزوم جنگ و خشونت برای تسهیل در پیدایش آخرالزمان و بازگشت موعود مسیح به زمین ، عنصر اصلی و کلیدی است . در واقع آنچه که امروز در مقابل چشمان بهت زده مردم دنیا می گذرد، می تواند تلاش برای تحقق باورهای پیشگویان مسیحی باشد. تلاش برای ایجاد وقایعی که تحمیل عقاید و باورها بر اساس آنها امکان پذیر گردد. کشیش جان هگلی که به بخشی از گفتار او در برنامه پخش شده از شبکه
TBN اشاره شد ، می گوید: «وقتی پدر من در اواسط دهه چهل بر منبر الهی ایستاد و گفت : حضرت مسیح نمی تواند به زمین باز گردد تا این که کشور اسرائیل دوباره متولد شود ، نیمی از مردمش او را به بدعت گذاری متهم کردند. این ایده که مسیح نخواهد آمد تا این که کشور اسرائیل تشکیل شود ، چیزی بود که به فکر خطور نمی کرد. ولی او گفت و درست است ...». البته استناد به سخنان یک کشیش دریک برنامه تلویزیونی شاید در ابتدا چندان مقبول جلوه نکند (حتی اگر این کشیش در بیش از 20 کانال ماهواره ای برنامه و بیش از نود میلیون نفر مخاطب داشته باشد!) اما هنگامی که رفتار سیاسی دولتی مانند امریکا با آن تطبیق می یابد، می توان موضوع را قابل تامل دانست . در واقع حرف این کشیش با حرف جورج بوش پیش از حمله به عراق دارای مشابهت های فراوان است . وی از نبرد عراق به عنوان نبرد با تروریست ها نام می برد. چیزی که کشیشی هگلی نیز پیشتر به آن اشاره کرده است ! البته وی می گوید نبرد مقدس در آخرالزمان با تروریست های بربر که به مخالفت با اسرائیل بر می خیزند (کشورها و مناطق را نیز نام می برد) در خواهد گرفت . چنانچه بر مبنای این پیشگوئی ها و تلاش دولت امریکا برای تحقق این پیشگوئی ها بخواهیم درباره آینده جهان (بدون درنظر گرفتن سایر عوامل موثر) قضاوت نماییم ، متاسفانه تصویری امیدبخش به دست نخواهد آمد. البته واضح است که در صورت عدم غفلت از اهداف کوتاه و بلندمدت صلیب های معاصر و تنظیم راهکارهایی مناسب برای پرهیز از جنگ و خشونت همچنان می توان به آینده امیدوار بود. اتخاذ مواضعی اصولی جهت ایجاد جبهه ای مشترک برای رسیدن به صلحی پایدار و متوازن ، دول محور جنگ را از رسیدن به اهداف خود باز خواهد داشت ، این پاسخی است که در آن حکمت ، عزت و مصلحت به عنوان سه دعوت اساسی برای ایجاد محور صلح در جهان مطرح خواهند بود. آیا جهان ، کوبیدن بر طبل های جنگ و نفرت را بر صلح و دوستی ترجیح خواهد داد؛ پاسخ به این سوال آینده بشریت را تعیین می کند.