چهارشنبه سوری راه رفتن روی لبه مرگ

تمام فضا را دود سیاهی پر کرده است، صدای انفجارهای پی‌درپی شنیده می‌شود، با افتادن هر شی‌ای کنار پاهایت خودت را به طرف دیگر می‌کشی و جا خالی می‌دهی. اینجا میدان جنگ نیست، اینها صحنه‌هایی از خیابان‌های ایران در شب چهارشنبه آخر سال. خیابان‌ها مالامال از مردمی‌ است که برای جشن گرفتن این شب هجوم آورده‌اند. در میان صدای ترقه‌ها در لابه‌لای جمعیت انبوه، هر از گاهی آتشی کوچک به چشم می‌خورد .
کد خبر: ۲۴۱۳۱۲

از سال‌های میانه دهه 70 با ورود ادوات آتش‌بازی کشور چین یکی از آیین‌های باستانی ایران که در آستانه فراموشی بود بشدت شعله‌ور شد. آشوب و آتش بازی اولین تصویری بود که از این جشن به ذهن می‌رسید، آن قدر که بسیاری از مردم برای در امان ماندن از آسیب دیدگی ترجیح می‌دادند خود و بچه‌هایشان را در شب چهارشنبه سوری در خانه حبس کنند.سرانجام پلیس و نیروهای امنیتی از اوایل دهه 80 تدبیر ویژه‌ای برای برخورد با آشوبگران ورفتارهای پرخطر در این شب در پیش گرفتند. از اوایل دهه 80 پلیس سعی کرد از تجمع‌های بزرگ و ایجاد صداهای ناهنجار در میدان‌های اصلی شهر جلوگیری کند. اما همچنان صداهای انفجار‌های مهیب از اولین روزهای اسفند در کوچه و خیابان‌ها به گوش می‌رسد، هنوز چهارشنبه‌ سوری بازنگشته است و یک «چهارشنبه سوزی» واقعی در آخرین روزهای سال در کمین شهروندان است.

دکتر «علی سرلکی» پژوهشگر اجتماعی و استاد دانشگاه درباره روند رو به رشد خشونت که رفته رفته جای این جشن باستانی را می‌گیرد، معتقد است: «تبعات منفی چنین حرکت ناهنجاری را می‌توان در آسیب جانی خود خرابکار، آسیب رساندن به دیگری، سقط جنین ناشی از ترس، تخریب خودروها، شیشه ساختمان‌ها و حتی مرگ دید. بسیاری از افراد معتقدند چنین رفتارهایی از سوی جوانان تنها به خاطر تخلیه انرژی مضاعفی که در درون آنها نهفته است، صورت می‌گیرد. اما سوال این است که تخلیه انرژی و شور و هیجان باید به چه قیمتی انجام شود. شادمانی‌های نوروزی ایرانیان با «چهارشنبه سوری» آغاز و با مراسم «سیزده به در» پایان می‌یافت، اما متاسفانه پریدن از روی آتش و استفاده از مواد محترقه در سال‌های اخیر تبدیل به پدیده‌ای مشکل آفرین برای خانواده‌های ایرانی شده و هر سال سوختگی و جراحات شدید شهروندان را در پی داشته است.»

دکتر سرلکی درباره دلایل افول یک سنت شادمانه و بدل شدن آن به هراس و خطر می‌گوید: «ما سنتی داشتیم که ناگهان به صورت یک پدیده نگران‌کننده و مخل نظم عمومی‌ درآمد. در رسیدن به این روند خطرناک چند عامل نقش داشتند،اول از همه ورود لوازم آتش‌بازی جدید بود که ترقه‌بازی را بسیار زیاد کردند، تا چند سال پیش از این ترقه بازی و آتش بازی‌ها هیجان‌های کوچکی به همراه داشت که برای چنین مراسمی‌طبیعی بود. اما متاسفانه وسایل محترقه جدید رسما در راستای تولید آشوب و خطر است. اما به هر حال این حرکات ریشه‌های روانی نیز دارد که برای ریشه‌یابی این خشونت باید پیش از هر کاری به بررسی آنها پرداخت.

کسانی که اقدام به انفجار مواد محترقه و ایجاد ترس و وحشت عمومی‌ می‌کنند را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد. گروه اول در واقع افراد ضداجتماعی و خرابکاری هستند که از این فرصت برای نشان دادن پرخاشگری و خشم خود نسبت به جامعه استفاده می‌کنند. گروه دوم هم جوانانی هستند که با تاثیر از محیط و برای نشان دادن جسارت و خودنمایی اقدام به رفتارهای ناهنجار در جامعه می‌کنند. این گروه چنین رفتارهایی را بیشتر برای واکنش در برابر مقررات و جامعه انجام می‌دهند. آنان از وحشت و نگرانی مردم احساس لذت و رضایت می‌کنند. در حقیقت این گروه از افراد خودشان مشکل دارند و باید از نظر روحی درمان شوند. مساله این است که بیشتر افرادی که در چند سال اخیر اقدام به پرتاب مواد منفجره کرده‌اند افراد ضداجتماعی نیستند و از فرصت‌های پیش آمده نظیر چهارشنبه‌سوری برای ناسازگاری استفاده می‌کنند. این میل عجیب به خشونت ریشه‌های عمیقی دارد که متاسفانه در جوانان بسیار زیاد‌ است و اگر به موقع ریشه یابی نشود می‌تواند تبعات خطرناکی در جامعه داشته باشد. بی‌تردید به علت انتشار این پدیده نامطلوب در گروه کودکان و نوجوانان کم شنوایی و آسیب‌های فیزیکی هم به طور فزاینده‌ای در جامعه ما رو به گسترش است. امروزه مواد آتش‌زا از فشفشه و سیگارت و ترقه به مواد محترقه بسیار خطرناکی به شکل نارنجک یا جمع کردن مواد محترقه در کوزه‌ای به نام «کوزه جنی» بدل به نارنجک جنگی شده است که بدین گونه به آتش افروزی‌ها ابعاد وحشت‌زایی بخشیده است. تمام این عوامل ایجاب می‌کند تا یک بار دیگر تحقیقات همه جانبه‌ای با مشارکت جامعه شناسان، روانشناسان، پزشکان، آموزگاران و روزنامه‌نگاران در گروه‌های سنی کودکان و نوجوانان دراین برهه از زمان را به عنوان ضرورتی مبرم در دستور کار خود قرار دهند. برای مثال در چند سال گذشته که خشونت‌های خیابانی در برخی از مناطق پاریس بالا گرفت، دست‌اندرکاران امور اجتماعی تصمیم گرفتند به جای برخورد قهرآمیز و دستگیری ابتدا موقعیت اجتماعی و طبقه اجتماعی جوانان را بررسی کنند. اما در ایران بدون این‌که اقدامی‌در زمینه آسیب‌شناسی صورت بگیرد یک راست سراغ قانون می‌رویم، این‌که هر کس با هیاهو و جنجال یا حرکات غیرمتعارف یا تعرض به افراد موجب اخلال نظم و آسایش و آرامش عمومی‌شود یا مردم را از کسب و کار باز دارد به 3 ماه تا یکسال زندان و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد. به نظر این برخورد خشک و خشن می‌تواند در سال بعد این جوان را به خرابکاری‌های بیشتر تشویق کند، در حالی‌که ابتدا باید به درمان و ریشه‌یابی دلیل این خشونت طلبی بپردازیم.»

این آسیب‌شناس اجتماعی یکی از اصلی‌ترین راهکارها را برای کنترل خشونت در این شب ساماندهی دولتی این جشن می‌داند و می‌گوید: «در کشورهای پیشرفته برای کنترل و ایجاد آرامش در جامعه، هیجان را از زندگی جوانان ‌حذف نمی‌کنند بلکه در مواردی سعی دارند زمینه‌هایی ایجاد کنند تا هیجانات انباشته نشود و در ضمن به شکل ساماندهی شده بدون ایجاد آسیب و حس بازدارنده برگزار شود. مراسم آب پاشی و گوجه‌پرت کردن یا‌هالووین در کنار سرگرمی‌های دیگری که از سوی سازمان‌های مردمی‌ بزرگ ایجاد می‌شود برای تخلیه مدیریت شده انرژی جوان‌ها است تا از هیجانات عمومی‌ و خرابکاری خودداری شود ولی متاسفانه ما سیاست‌هایی اتخاذ می‌کنیم که همین رسم‌های موجود هم به تدریج کم‌رنگ شود. ما می‌توانیم با توجه به دارایی‌های فرهنگی خودمان و با تقویت و ایجاد شورا‌های فرهنگی، آموزشی، برگزاری برنامه‌های مختلف در مدارس و مساجد، ساخت فیلم، تبلیغ و معرفی مکان‌هایی که مواد محترقه کم خطر با ایمنی بیشتر را به مردم عرضه کنیم و تا حدود زیادی از آسیب‌های جدی ناشی از برپایی این جشن بکاهیم.»

دکتر سرلکی معتقد است اولین گام‌های فرهنگ‌سازی در این زمینه باید در نهاد خانواده برداشته شود این پژوهشگر اجتماعی اضافه می‌کند: «یکی از عوامل ضروری برای پیشگیری از حوادث و اتفاقات، ارتقای سطح آگاهی مردم و گروه‌های در معرض خطر است. عموم مردم بر این باور هستند که حوادث گریزناپذیرند اما این طرز برخورد جبری بایستی کنار گذاشته شود. آموزش سبب افزایش آگاهی‌ها در این زمینه می‌گردد، نگرش‌های مطلوب را برمی‌انگیزد و نهایتا مهارت‌ها و رفتارهای پیشگیری از حوادث مذکور را تشکیل می‌دهد. در واقع باید بگویم که اگر حادثه را یک بیماری فرض کنیم، «آموزش» واکسن آن است. هر اندازه افراد درباره عواملی نظیر ترقه، مواد منفجره و محترقه ‌‌و آتش بازی، که احتمال وقوع حادثه را افزایش می‌دهند، بیشتر بدانند در آن صورت بهتر خواهند توانست از احتمال وقوع این حوادث پیشگیری کنند و در این میان آموزش در خانواده نقش عمده و اساسی دارد. اما در کنار خانواده به هیچ روی نمی‌توان تاثیر وسایل ارتباط جمعی را در این فرهنگ‌سازی نادیده گرفت. زمانی که وسایل ارتباط جمعی با انسان‌هایی برخورد می‌کنند که ذهنی ساخته و پرداخته شده دارند کمتر می‌توانند به آن رسوخ کنند، زیرا شخص از مکانیسم‌های دفاعی خاص خود برخوردار است. این امر در مورد کودکان مصداق ندارد. ذهن کودک ساده و فاقد شبکه به هم پیوسته‌ای از اندیشه‌ها و باورهاست. ذهن کودک هنوز رموز تحلیل عقاید، سنجش و سپس پذیرش یا طرد آنان را نیافته است. از این روست که وقتی کودکان بدون هیچ پناهی یا حفاظ، در برابر وسایل ارتباط جمعی قرار می‌گیرند، سخت تاثیرپذیر هستند.

امروزه در جهان بیشتر افراد به نحوی به رسانه‌های جمعی نظیر تلویزیون، رادیو و روزنامه‌ها دسترسی دارند. تلویزیون رسانه‌ای است که در جهان، از هر 5 نفر یک نفر به آن دسترسی دارد. این رسانه به عنوان مهم‌ترین وسیله ارتباطی در برابر کودکان تجلی یافته است و فضای خالی کودکان را سخت اشغال کرده است. به گونه‌ای که در تهران از 10 نفر کودک، بیش از 7 نفر زمانی بین 1 4 ساعت در شبانه روز صرف تماشای تلویزیون می‌نمایند و این امر حاکی از تاثیر شگرف تلویزیون بر اذهان ساده کودکان می‌باشد. اثر بخشی برنامه‌های تلویزیونی روی رفتارهای افراد، بویژه کودکان و نوجوانان، در برنامه‌های پیشگیری از اعتیاد ثابت شده است از این رو بسیج کردن رسانه‌ها، چه رادیو و تلویزیون، چه رسانه‌های چاپی نظیر مطبوعات در راستای آموزش پیشگیری از حوادث مربوط به استفاده بی‌رویه از مواد محترقه و منفجره در آخرین چهارشنبه سال می‌تواند در کنار برنامه‌های دیگر تاثیری شگرف و تقویت‌کننده داشته باشد.»

حدیث ضابطی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها