حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در حال حاضر، این انجمن به لحاظ کمیت پرجمعیتترین تشکل هنری ایران محسوب میشود، اما متاسفانه بیش از 2 دهه است که هرگز این خانواده بسیط روی آرامش، تفاهم، همدلی و همگرایی را به خود ندیده است؛ تکثر و تنوع در عرصه هنر، اتفاق خجسته و زایندهای است که باید از دید مدیران و برنامهریزان فرهنگی پاس داشته شود تا همه استعدادها و همه ذوقها در بستر مناسب رشد و نمو یابند و با تجلی خود، منظرهای رنگارنگ و متنوع را به نمایش بگذارند اما گویی این مهم هرگز در این انجمن دیرپا دیده نشد و این امکان ارزشمند همواره مغفول واقع گردید؛ سالها دیگران سوختند و فقط یکی شمع انجمن بود! وا اسفا که این رویکرد و این نگاه در طول زمان همچون خوره بر جان یکایک استادان افتاد و بسان زخمیکاری آنها را از حیات هنر جمعی انجمن ساقط کرد.
اینک زخم کهنه دیگر بار عود کرده ولی اینبار نه فقط آن گروه یا گروههای دیگر بلکه خودیها را نیز به گرداب افتراق افکنده و بر شاخ نشستهها را هم فرو نشانده است.
استعفای دستهجمعی شورای ارزشیابی انجمن خوشنویسان فقط یک خبر و یک اتفاق ساده نیست؛ درواقع این اتفاق حاصل عملکرد بیست و چند ساله گروه و مدیریتی است که انجمن را با سیاستها و برنامههای خود به این وادی کشاندند و شگفتا که اینک در انتهای بنبست میخواهند سکان را به مناقصه بگذارند.
سخن بر سر نوع و کیفیت خط و هنر فرد یا افراد خاصی نیست و هدف برتری دادن شیوه یا سبکی بر سبکی دیگر هم نبوده و نیست چراکه اساسا مشکل ورای این سخنهاست؛ باید اذعان داشت همین افراد و در راس آنها غلامحسین امیرخانی، استاد برجسته انجمن خوشنویسان ایران بسیار زحمتها که برای این نهاد هنری کشیده و عمر خود را صرف تعلیم این هنر و تثبیت ساختار این انجمن کردهاند؛ حضور صدها و هزاران شاگرد پیرو شیوه استاد امیرخانی و سیاستها و حلم و بردباری ایشان در مقاطعی از فعالیت و حیات انجمن خوشنویسان نیز قابل تقدیر و ستایش است، اما سخن اینجاست که چرا باید بعد از بیست و چند سال و علیرغم هشدارها و اعتراضات استادان طراز اول و حتی ترک و بعضا طرد آنها از انجمن همچنان عدهای بر این سیاست حذفی تاکید ورزند و حتی از سوی مسوولان فرهنگی نیز بر این نوع نگاه و سیاستگذاری صحه گذاشته شده است. سالهاست استادان برجستهای چون اخوین، خروش، رسولی، عطارچیان، مشعشعی و... به طور کامل با این انجمن قطع رابطه کردهاند.
بدون شک هریک از استادان و پیروان آنها قابل احترام بوده و درحیطه فعالیت هنری خود ارزشمندند و طبیعی است که تمامی شیوهها و سبکهای هنری باید در شرایطی یکسان و بدون تفوق گروهی بر گروه دیگر، اجازه بهرهبرداری از امتیازات و جایگاههای شناخته شده در اجتماع را داشته باشند.
قطعا سرنوشت هر گروه تمامتخواه محکوم به شکست است حتی اگر 20 سال مقاومت کند همچنان که گروهی که چند سال پیش نیز در حوزهای کوچکتر به صدارت رسیدند با همین نگاه بخشینگری خود لاجرم تن به شکست دادند.
امیدواریم همه استادان طراز اول با سعهصدر و حفظ احترام متقابل و با نیتخیر و همدلی و همچنین با هدف صیانت از ساحت مقدس هنر خوشنویسی گردهم بیایند و یکبار دیگر اقتدار و اعتبار لازم را به انجمن خوشنویسان ایران بازگردانند.
حمیدرضا عاطفی
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....