منصور و هم مسلکان سیاسی و تشکیلاتی او در حزب ایران نوین، تنها گروهی محسوب میشدند که آمریکاییان امیدوار بودند با اشغال مسوولیتهای اجرایی بتوانند برنامههای اصلاحی آنان (موسوم به انقلاب! سفید) را به اجرا در آوردند.
این گروه تازه به دوران رسیده از این که خود را وابسته و وامدار آمریکاییان بدانند هیچگونه ابایی نداشتند و شخص حسنعلی منصور گاه به طور غیر مستقیم این موضوع را به شاه هم گوشزد میکرد تا نشان دهد نخستوزیر شدن خود را قبل از او، مدیون حامیان آمریکایی خود میداند. البته منصور به زودی اعتماد کامل شاه را نسبت به خود جلب نمود.
از ننگینترین اقدامات وی، به تصویب رسانیدن لایحه موسوم به کاپیتولاسیون بود که با مخالفت قاطعانه آیتالله امام خمینی مواجه شد و بار دیگر مجموع حاکمیت را با بحرانی جدی روبهرو ساخت.
دستگیری و تبعید امام خمینی به ترکیه در 13 آبان 1343 منصور را نزد مخالفان سیاسی مذهبی حکومت منفورتر از پیش ساخت؛ زیرا او را آلت تحقق مقاصد و سیاستهای استعماری آمریکا در ایران میدیدند.
فقط 78 روز پس از تبعید امام در اول بهمن 1343 حسنعلی منصور (عمدتا به دلیل تبعید امام خمینی از کشور) از سوی شاخه نظامی هیاتهای موتلفه اسلامی به قتل رسید.
چند روز بعد شاه، امیرعباس هویدا، این عامل تشکیلات بهائیت و یار دیرین منصور را در مقام نخستوزیری نشاند چراکه آمریکاییان خواهان به قدرت رساندن بهائیان در ایران بودند.
مظفر شاهدی، سه حزب (مردم، ملیون، ایران نوین: 1336 - 1353)، چاپ اول، تهران، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1387، صص 457 551
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم