در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حاجی فیروزم، سالی یه روزم
چند بار طول خیالان ولیعصر را بالا رفته و پایین آمدهاند، 2 کودک 10 و 12 سالهای که پیراهن چرک و ساتن قرمز پوشیدهاند و صورتشان پشت زغال سیاه پنهان شده است. پیرمرد تنبک به دست با هر ضربهای آنان را وامیدارد تا برقصند و بخوانند و آنها که خسته شدهاند گاهی در میانه کار خمیازهای میکشند.
عجب رسمیه، رسم زمونه
ابتدای میدان هفتحوض، نوجوانی آکاردئون به دست ایستاده، صورتش سبزه و سیاه است و سرش تراشیده، به سختی 10 ساله به نظر میرسد. با تمام قدرت میخواند: «عجب رسمیه...» گاهی هم از موسیقی عقب میافتد، کسی نگاهش نمیکند. بعضی اوقات همچنان فشاری به حنجرهاش میآورد که سرفهاش میگیرد و...
تو رو خدا بخر...
آویزان عابران است، احتمالا 7 سال بیشتر ندارد. بینیاش را بالا میکشد و دنبال آدمها میدود، بیشتر زنها از او آدامس میخرند تا مردها. خودش میگوید حاضر نیست از خودش بگوید حتی اسمش را. صاحب مغازهای میگوید گاهی تا ساعت 23 در خیابان پرسه میزند و دست آخر پدرش که کارگر ساختمانی است، به سراغش میآید.
در اغلب گزارشها، کودکان کار را چنان به تصویر میکشند که در شرایط نامناسب و به اجبار مشغول کارند. کار در کارگاههای صنعتی، دستفروشی در اماکن عمومی و چهارراههای شهر، گمارده شدن به کارهای غیرقانونی وحتی خلاف اخلاق از جمله فعالیتهایی است که کودکان منع شدهاند. در حالی که متناسب با ایام سال، کودکان در فعالیتهای نامتعارف دیگری هم دیده میشوند که به دلیل انعطاف بیشتر در دستمزد و نبود قانون حمایتی حتی بیشتر از بزرگسالان به کار مشغولند. کودکان کار در اغلب موارد از سوی پدرها، ناپدریها و دیگر اقوام خود به کار سخت مبادرت میورزند و با وجود درآمد روزانه 1000 تا 3000 تومان براحتی مشقت کار را تحمل میکنند.
کامران صداقت به عنوان پژوهشگر مسائل اجتماعی در گفتگو با ایسنا به نتیجه پیمایشی اشاره کرده که بر اساس آن 7 درصد کودکان زیر 14 سال به صورت تمام وقت یا پارهوقت و حتی به شکل پنهانی کار میکنند.
وی علت این امر را فقر معیشتی خانوادهها میداند، چرا که بر اساس نتایج این تحقیق، کودکان کار به خانوادههای دهک پایین جامعه تعلق دارند. همچنین تفاوت زیاد سنی والدین با کودکان عامل موثری است، چون این کودکان اغلب از پشتیبانی پدر و مادر محرومند. وی مشخص نبودن نهاد مقابلهکننده با کار کودکان را از ضعفهای موجود میداند و معتقد است: باید نهادهایی مانند نیروی انتظامی، وزارت کار، سازمان بهزیستی و تشکیلات قضایی در برخورد با این مشکل سازماندهی شوند.
آییننامه ساماندهی کودکان کار طرحی فراموش شده
مثل بسیاری از آسیبهای اجتماعی هنوز آمار دقیقی از تعداد کودکانی که در سنین زیر 15 سال به کار مشغولند وجود ندارد، آمار خوشبینانه تعدادشان را تا 700 هزار نفر و کمی سختگیرانهتر تا 2 میلیون نفر برآورد میکند.
عدهای از آنان تنها در تعطیلات تابستانی روانه بازار کار میشوند و برخی هم به دلایل مختلف از ورود به مدرسه منع شده و تمام ایام سال کار میکنند. اواخر دهه 70 و ابتدای دهه 80 مقررات جدیدی برای مقابله با کار غیرقانونی کودکان و نوجوانان وضع شد که طبق آن 23 نوع شغل برای افراد 15 تا 18 سال ممنوع اعلام شد که اغلب این فعالیتها شامل جوشکاری، کار با وسایل برقی و با ارتعاش بالا و... بود و در حالی که این قانون پیشبینی درستی از کار کودکان نداشت، به نظر میرسد تدوینکنندگان آن براحتی از حجم انبوه مشاغل کودکان که آنها را وامیدارد تا تامین معیشت را بر آموزش رسمی در مدارس ترجیح دهند، چشمپوشی کردهاند. بعلاوه قانون مورد اشاره حتی نتوانسته مانع از کار کودکان و نوجوانان در مشاغلی نظیر نانوایی، مکانیکی، آهنگری و قالیبافی شود، چه رسد به مشاغلی که سخت و زیانآور هم نیستند. علت این ناتوانی را میتوان اشتیاق برخی کارفرمایان در بهکارگیری افراد زیر سن قانونی و انعطاف آنان در برابر سطح دستمزد و نبود حمایتهای بیمهای و فقر و تنگدستی خانوادههایشان ذکر کرد.
اما کمی جلوتر میتوان از پیشنویس آییننامه ساماندهی کودکان خیابانی در وزارت رفاه طی 3 سال گذشته سراغ گرفت که متاسفانه با وجودی که 80 درصد کودکان خیابانی را کودکان کار تشکیل میدهند، این آییننامه هم از ضمانت اجرایی لازم برخوردار نبوده است.
نقص قانون، کسری بودجه فراموشی کودکان کار
هر چند که قانون کار جمهوری اسلامی ایران، اشتغال اطفال کمتر از 15 سال را ممنوع کرد، اما هنوز این قانون کارفرمایانی را که اطفال را استخدام میکنند، مورد مواخذه قرار نمیدهد. حتی پیوستن ایران به کنوانسیون حقوق کودک در سال 1373 هم نتوانسته از روند پرشتاب کار کودکان بکاهد. در این کنوانسیون کشورها به تعیین حداقل سن برای انجام کار، تعیین مقررات مناسب در شرایط و ساعات کاری و اعمال مجازات متخلفان موظف شدهاند، در حالی که این کنوانسیون هم تاکنون جنبه صوری و تشریفاتی داشته است.
در حال حاضر کارشناسان مسائل اجتماعی معتقدند که فضا و محیطهای مرکزی شهر، مکان مناسبی برای اشتغال کودکان نیست بویژه این که کودکان ناچارند برای کسب درآمد به فعالیتهای پست روی آورند و تلاش آنها برای به دست آوردن پول آنان را براحتی در معرض امور خلاف قانون و اخلاق قرار میدهد.
سازمان بهداشت جهانی فشارهای روانی، پیری زودرس، افسردگی، سوءاستفادههای جنسی و نبود اعتماد به نفس را از عوارض کار کودکان در سنین پایین اعلام میکند. هر چند سازمانهای ارائه خدمات اجتماعی مانند بهزیستی و شهرداری در سالهای اخیر بارها به جمعآوری این کودکان پرداختهاند، ولی کسری اعتبارات، نبود مدیریت واحد و منسجم، مشارکت نکردن سازمانهای غیردولتی و از همه مهمتر مقطعی بودن برنامهها و طرحهای حمایتی باعث بیتوجهی به کودکان کار شده است.
حضور این کودکان در برخی مشاغل مانند دورهگردی، آوازخوانی، دستفروشی و... آنقدر عادی شده که با وجود علنی و آشکار بودن حضورشان، چشمها به پرسه زدن آنها عادت کرده است، گویا برنامهریزان هم مانند عابران خیابانها دیگر آنان را نمیبینند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: