در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چطور شد که به زندان افتادی؟
به جرم قتل دستگیرم کردند. 4 سال پیش بود که زندانی شدم و از آن زمان هم پروندهام در نوبت رسیدگی است و در زندان هستم.
متهم به قتل چه کسی هستی، او را از قبل میشناختی؟
مقتول یکی از هم محلیهایمان بود، با او سلام و علیک داشتیم؛ اما رفاقتی با هم نداشتیم. ارتباط خاصی هم بین ما نبود و اختلافی هم که وجود داشت هیچ ربطی به من نداشت.
پس چطور شد که او را کشتی؟
من و هم جرمم مقابل خانه ما ایستاده بودیم و داشتیم صحبت میکردیم که درگیری بین مقتول و یکی از دوستانمان به نام بابک آغاز شد، رفتیم که آنها را جدا کنیم، چون از دوستان بابک بودیم آنها فکر کردند که به هواخواهی از دوستمان جلو رفتیم و ما را کتک زدند و دعوا شروع شد.
شما میتوانستید خود را کنار بکشید، چرا این کار را نکردید؟
درگیری چند دقیقه بیشتر طول نکشید، من واقعا قصد دعوا یا به قتل رساندن کسی را نداشتم و در این پرونده هم به خاطر اشتباه خودم درگیر شدهام.
چرا بابک با مقتول خصومت داشت؟
من، بابک و هم جرمم، همکار بودیم و چون پدر آرش - همجرمم - صاحبکار ما بود من احترام خاصی برای آرش قایل بودم و رفاقت زیادی هم داشتیم. آن روز قرار بود بابک به کارگاه برود و کارگران را بیاورد، منتظر آرش بود، وقتی چشمش به مقتول افتاد به آرش گفت او به برادرت فحش داده و تو باید تلافی کنی. آرش گفت اگر هم فحش داده به برادر من داده و تو نباید دخالت کنی، ما میدانستیم که بابک از چیز دیگری ناراحت است. او میگفت مقتول و یکی از دوستانش به دو خواهرزن بابک متلک گفتهاند. به همین خاطر میخواست آرش را تحریک به دعوا کند و از مقتول انتقام بگیرد.
چطور شما وارد دعوا شدید؟
بابک وقتی دید آرش قصد درگیری با کسی را ندارد خودش به سمت مقتول رفت و به بهانه این که چرا به دوست من (برادر آرش) فحش داده است او را کتک زد. آنها چند نفر بودند، بابک را کتک زدند ما هم جلو رفتیم که آنها را جدا کنیم، وقتی ما را هم به باد کتک گرفتند، آرش به سمت ماشینش رفت و قمهای آورد که در این لحظه درگیری به اوج رسید.
گفتی آرش قمه از ماشین بیرون آورد، پس در این صورت آرش باید به جرم قتل دستگیر میشد، تو چرا در قتل مجرم شناخته شدی؟
من هم یک چاقوی کوچک داشتم، این چاقو را بابک مدتها قبل به من داده بود، چاقو آنقدر کوچک بود که من تصور نمیکردم حتی بتواند کسی را زخمی کند، چه رسد به این که باعث مرگ کسی شود، من هنوز هم قسم میخورم که ضربهای به مقتول نزدم، چاقویی که در دست من بود به برادر مقتول برخورد کرد، بعد از آن هم آرش فریاد زد که فرار کن، من هم دویدم.
چه کسی مقتول را به قتل رسانده است؟
زمانی که من با برادر مقتول درگیر بودم، آرش به سمت مقتول رفت البته من ندیدم که ضربهای به او زده باشد، فقط صدای فریادش را شنیدم که گفت فرار کن من ضربه قمه به مقتول زدم. من اصلا به مقتول نزدیک نشدم.
کس دیگری در صحنه نبود که بتواند شهادت دهد چه کسی عامل قتل بود؟
شاهدان حضور داشتند، آنها گفتهاند آرش را دیدهاند که ضربه زده است. حتی به خانواده مقتول هم گفتهاند، اما چون حاضر نشدند در بازپرسی شهادت دهند، گفتههای من هم مورد قبول واقع نشد.
خانواده مقتول هم از تو و هم از آرش شکایت کرده و خواستار قصاص شدهاند، هر چند مدعی هستی که تو مرتکب قتل نشدی، اما به هر حال باید رضایت آنها را برای رهایی از قصاص جلب کنی، اقدامی کردهای؟
اگر باز هم نتوانم حرفم را ثابت کنم، حتما خانوادهام برای جلب رضایت خواهند رفت. من میدانم که فکر نکردن به کاری که انجام میدهم و شرکت در درگیری که ربطی به من نداشت باعث شده این طور مجازات شوم. در واقع من تاوان نادانی خودم را پس میدهم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: