ازانتظار

اسم تو را که نوشتیم

نام شما را ــ عجل‌الله فرجک ــ بر روحمان نوشتیم، حجم بی‌نهایتش پر از گلبرگ سبز شد. بر قلبمان که نام شما را نگاشتیم، خون تپید و عرش خدا شد... بر خاک اسم وحیانی تو که فرود آمد میلاد صدهزاران طلوع شـد. سـرو هـمـیـشـه بـهـار شـکـفـت، گـل‌هـای سـرخ در نـسـیـم صـبـا تـبـسم کـردنـد. خـنـده گـنـدمـزار بـا تـبـسـم طـلایـی صـبـح بـه هم آمیخت... زمین، بهشت خدا شد... آه! نام تو را اگر خدا بر این زمین بنویسد، آه اگر تجلی ظهور نور او باشی =( اشرقت‌الارض بنور ربها)‌ چه‌ها که نخواهد شد زمین که خسته شده از این همه زخم/ این همه خورشید که در او ــ بی‌تو ــ دفــن کــردیـم، دوبـاره آسـمـانـی خـواهـد شـد... زمـیـن دوبـاره زمـیـن خـدا خواهد شد... ما آن روز را انتظار می‌کشیم خود اگر باشیم دیگر یا نباشیم.
کد خبر: ۲۳۴۷۳۰

نسیم صبح سعادت، بدان نشان که تو دانی/ گذر به کوی فلان کن، در آن زمان که تو دانی/ تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت/ به مردمی ــ نه به فرمان ــ چنان بران که تو دانی/ من این حروف نوشتم، چنان که غیر ندانست/ تو هم ز روی کرامت، چنان بخوان که تو دانی...

... و: چقدلاله! کی می‌چینه؟/ چه دنیایی! کی می‌بینه/ زمین، هرچی بخوای داره/ ولی نه! بی‌تو ... غمگینه....

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها