گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

آژیر هشدار خشکسالی

روزنامه های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور وجهان پرداخته‌اند از جمله «یادمان 30 سال انقلا‌ب اسلا‌می»،«ایران 57 و ایران 87»،«اقتدار ملی در گرو اقتدار فرهنگی»،«نفی موازنه قدرت»،«اصلا ح طلبی از دیروز تا امروز»،«ضد انقلاب دهه چهارم»،«آژیر هشدار خشکسالی» و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۲۳۳۲۲۵

اعتماد ملی

«یادمان 30 سال انقلا‌ب اسلا‌می» عنوان سرمقاله روزنامه‌ی اعتماد ملی است که در آن می‌خوانید؛ با فرارسیدن 12 بهمن وارد دهه فجر می‌شویم؛ ایامی که با الحاق به 22 بهمن‌ماه یادآور دو نقطه‌عطف در تاریخ معاصر ایران است؛ ورود حضرت امام خمینی‌(ره) به ایران و پیروزی شکوهمند انقلا‌ب اسلا‌می. انقلا‌ب اسلا‌می به‌صورت شکلی در دوره‌ای 15 ساله قابل رصد است؛ از 15 خرداد 42 تا 22 بهمن‌ماه 1357. اما ریشه‌ها و نطفه‌ها و آرمان‌های این انقلا‌ب مردمی که بحق می‌توان آن را مردمی‌ترین انقلا‌ب قرن بیستم نام نهاد، در دل خواسته‌ها، مطالبات و آرمان‌های یکصدوپنجاه سال اخیر ایران نهفته است.

انقلا‌ب اسلا‌می ایران پویش دینداران روشن‌ضمیری بود که عمیقا به پیوند اسلا‌م با مردم‌سالا‌ری و تحقق نظامی اسلا‌می مبتنی‌بر مشارکت مسوولا‌نه آحاد جامعه ایمان و اعتقاد داشتند.

این انقلا‌ب باشکوه از تجارب نسل‌هایی بود که در تاریخ مبارزاتی خویش قیام تنباکو، نهضت مشروطه، نهضت ملی کردن نفت و 15 خرداد را به دوش می‌کشیدند. آرمانی که از یکسو باور داشت استقرار هر نظامی باید مبتنی‌بر سنن، آداب، دین، فرهنگ و آموزه‌های وطنی باشد واز سوی دیگر باید ضدتحجر، خشک‌مقدسی و جمود فکری باشد و البته نه به اردوگاه لیبرالیسم لجام‌گسیخته متصل باشد و نه سر در آخور کمونیسم نامنعطف ضدفطری داشته باشد.

انقلا‌ب اسلا‌می در درون خود پیگیر استقرار نظامی مردمی، آزاد، مستقل، دیندار و عادلا‌نه بود. شعارهای استراتژیک و محوری مردم مسلمان ایران که با رهبری روحانیت معزز و حضور همه آحاد و طبقات اجتماعی در بستر جامعه انعکاس می‌یافته حامل اصیل‌ترین درخواست‌های اجتماعی بود؛ نه‌شرقی، نه غربی، جمهوری اسلا‌می، استقلا‌ل، آزادی، جمهوری اسلا‌می. امروز پس از 30 سال درخت انقلا‌ب بالنده، رشید و پرمحصول شده است. انقلا‌ب اسلا‌می در حوزه‌های مختلف سیاسی- اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و بین‌المللی میوه‌های سالم و مطلوب خود را بار داده است. صدور انقلا‌ب که خواست امام و شهیدان بود، نه با تکیه بر سلا‌ح یا اکراه و اجبار، بلکه با تکیه بر خواست‌ها و آرمان‌های ملل اسلا‌می جهان و با استقرار نظامی مردم‌سالا‌ر و پاسخگو به مدل و الگویی الهام‌بخش برای جوامع اسلا‌می بدل شده است.

اما انقلا‌ب اسلا‌می مانند هر پویش و تحرک اجتماعی که در نتیجه توالی زمان می‌تواند گرفتار آلودگی و آفت شود، نیازمند مراقبت، هشیاری و بازنگری دائمی است. آفات اجتماعی به‌مانند آفات هر نهضت و انقلا‌ب مردمی می‌تواند از غفلت انقلا‌بیون رشد کرده و درخت انقلا‌ب را تهدید کند. امروز موضوعاتی چون جمهوری‌ستیزی، اسلا‌م‌ستیزی، تحجر و ارتجاع، دشمن‌تراشی‌های بیهوده، عوام‌گرایی پوپولیستی، فقدان نظم و انضباط اجتماعی، عدم مسوولیت مدنی و... می‌تواند به مثابه تهدیدها و آفاتی برای این محصول مبارک باشد.

اما موتور انقلا‌ب روشن است و نیروهای انقلا‌ب همچنان مشتاقانه در صحنه حاضرند. دهه چهارم انقلا‌ب باید با تکیه بر شعار <توسعه و عدالت> به تحقق دو مفهوم کلیدی که از آرزوها و خواسته‌های رهبران انقلا‌ب اسلا‌می بوده، با جدیت و پشتکار و همت والا‌ دنبال شود. تنها نمادی از ایران می‌تواند مورد الگوبرداری قرار گیرد که در آن توسعه و پیشرفت در کنار عدالت و توزیع مناسب ثروت و امکانات ملی برای همه ایرانیان فراهم آورده شود؛ دستاوردی که چندان دور از دسترس نخواهد بود.

کیهان

«ایران 57 و ایران 87» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم حسام الدین برومند است که در آن می‌خوانید؛ در آستانه آغاز دهه چهارم انقلاب نگاهی به راهی که پیموده ایم می تواند بهترین توشه و پشتوانه و در عین حال عاملی تضمین کننده برای تداوم و بقای انقلاب در دهه ها و سده های آتی باشد.

سی سال پیش با وقوع انقلاب اسلامی تفکر و نگرش جدیدی بر خلاف نگرش های حاکم بر قرن بیستم به دنیا عرضه شد. در حالیکه جهان در یک نظام دوقطبی تعریف شده بود و بخش قابل توجهی از شرق تحت سیطره تفکر و نگرش کمونیستی-مارکسیستی به سر می برد و در جانب غربی نیز آموزه های لیبرالیستی حکمرانی می کرد انقلاب اسلامی با ارایه مدلی از حکومت برپایه و اساس  آموزه های اسلامی الگوهای ساختگی غرب و شرق عالم را به چالش کشاند.

از منظر قدرت های غربی و شرقی تصور نمی رفت ایران 57 توان و یارای برهم زدن معادلات سیاسی در سطح منطقه ای و جهانی را داشته باشد. چرا که ایران  نه مجهز به سلاح های فوق مدرن و پیشرفته نظامی بود و نه از فناوری های علمی و دفاعی برخوردار بود. کشوری با یک انقلاب نوپا که وضعیت اقتصادی آن به شدت نابسامان و نیازمند یک نظم و ساختار کارآمد و نوین بود تا عقب ماندگی های گذشته اش را که در حکومت های شاهنشاهی و وابسته به غرب و بعضاً شرق رقم خورده بود  به نحو ی جبران نماید. در سطح منطقه خاورمیانه ایران 57 جایگاهی تاثیرگذار و قابل اعتنا نداشت و قدرت های غربی هم با اشراف و تسلط به خاورمیانه، این منطقه را ملک طلق خود تصور می کردند. علاوه بر همه این عارضه ها حجم انبوهی از ترفندها، دسیسه ها و توطئه ها از سوی دشمنان انقلاب از تحریم های اقتصادی، سیاسی تا تحمیل جنگ و نبرد نظامی و حتی توسل به شگردهایی چون تهاجم فرهنگی- و بعدها در قالب  ناتوی فرهنگی- به منظور براندازی جمهوری اسلامی در طی سه دهه گذشته طراحی و مهندسی شد اما هیچکدام از این تیرها به هدف ننشست.

حال پس از سه دهه ایران 87  به اعتراف مقامات، قدرت ها و رسانه های غربی موقعیتی کاملاً دگرگون شده با ایران 57 دارد. امروز نقش و قدرت تاثیرگذاری ایران در معادلات سیاسی در سطح منطقه ای و حتی بین المللی غیرقابل انکار است. به طوریکه رسانه ها و مطبوعات غربی ناگزیر با  پرده  برداشتن از این واقعیت و رونمایی یک ایران هسته ای و قدرتمند در برنامه ها و نوشته های خود به این مسئله اذعان می کنند.
روزنامه آمریکایی «بوستون گلوپ» چندی پیش در تحلیلی بر ایستادگی ایران در برابر فشارهای اقتصادی و سیاسی مخالفان خود و ناکامی برنامه های غرب در این زمینه صحه گذاشت و تاکید کرد «زمان رهبری ایران در منطقه خاورمیانه فرا رسیده است».

واشنگتن پست نیز با تصریح بر اینکه خاورمیانه دیگر حیاط خلوت آمریکا نیست بر این نکته انگشت می گذارد که ایران اکنون در موقعیتی قرار دارد که می تواند مشکلات منطقه را حل کند.

نفوذ و تاثیرگذاری ایران 87 در منطقه خاورمیانه و مقابله با سیاست های زورگویانه و زیاده خواهانه آمریکایی و صهیونیستی تا حدی پیش رفته است که 6 هفته پیش کاندولیزا رایس وزیرخارجه سابق آمریکا در نشست سران چهار تشکیلات عربی منطقه در نیویورک  نفوذ ایران را در منطقه از پرونده اتمی خطرناک تر دانست. توضیح آنکه هرچند  آن بخش از  جمله «رایس»  که ایران را برخوردار از سلاح اتمی معرفی می کند! و به نوعی درصدد است برخلاف گزارش های آژانس بین المللی انرژی اتمی و حتی نهادهای اطلاعاتی آمریکا تاکتیک نخ نما شده «ایران هراسی» را در میان اعراب و منطقه تئوریزه و عملیاتی کند؛ اما در پس این ادعا واقعیتی نهفته است که حکایت از جایگاه مقتدر ایران در منطقه دارد. در همین راستا، چند روز پیش روزنامه «الحیات» چاپ لندن با به چالش کشاندن طرح خاورمیانه بزرگ - که چند سالی است از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی کلید خورده است- می نویسد: «خاورمیانه جدید آنگونه که ایران می خواهد شکل گرفته است» توانمندی و اقتدار ایران 87، مقامات پشت پرده قدرت و عناصر اطلاعاتی را نیز به سخن آورده است؛ رابرت بائر کارشناس ارشد سیا تأکید می کند که تنها ایران می تواند به برتری غربی ها در خاورمیانه پایان دهد. بائر که سابقه 27 ساله کار اطلاعاتی در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا -CIA- را در کارنامه خود ثبت کرده و مسئول منطقه خاورمیانه بوده است در گفت وگو با هفته نامه فرانسوی «نوول آبسرواتور» از ایران به عنوان قدرتی که در حال تبدیل شدن به یک امپراتوری است نام می برد و به کاخ سفید توصیه می کند از حساس کردن ایران بپرهیزد.

خلاصه آنکه تحولات اخیر خاورمیانه و ناکارآمدی تحریم های غرب در متوقف کردن توانمندی های ایران از جمله برنامه هسته ای، غربی ها را وادار به اقرار به موقعیت مهم و جایگاه استراتژیک ایران در منطقه کرده و به تعبیر یونایتدپرس، «ایران در شطرنج خاورمیانه همه را مات کرده است.»

اینجاست که روزنامه آمریکایی لس آنجلس تایمز به نقل از «یوسی کلین هالوی» عضو انستیتو مطالعات استراتژیک اندلسون در بیت المقدس و «مایکل بی اورن» عضو مرکز شلیم به عنوان تحلیلگرانی صهیونیستی هدف اصلی حمله اخیر اسرائیل به غزه را مهار نفوذ انقلاب ایران در خاورمیانه بیان می کند و در این تحلیل می افزاید: «جنگ غزه بیش از آنکه با حماس باشد، با ایران است، چرا که اسرائیل می کوشد ستاره بخت ایران را در منطقه به حالت افول درآورد... انقلاب ایران تا به امروز غیرقابل توقف به نظر رسیده است، پیروزی ایران در جنگ با صدام و نفوذ در عراق، بعداً به لبنان گسترش یافت، سوریه هم جذب شعاع فعالیت های ایران شده و حتی برخی شیخ نشین های خلیج فارس هم اکنون دنباله رو ایران شده اند و...»

حال اگرچه اینها صرفاً آدرس هایی از حجم پرشمار کدها و نمونه هایی است که وجه تمایز ایران 57 با ایران 87 را به دور از «حب الشیء» و براساس واقعیت های منطقه و زمانه به رخ می کشاند اما آنچه در این میان مهم جلوه می کند این است که تداوم موفقیت ها و اثرگذاری های ایران در دهه چهارم انقلاب- که از سوی رهبر معظم انقلاب دهه پیشرفت و عدالت نام گرفته است- منوط به آسیب شناسی نقاط ضعف و شناخت عوامل و مؤلفه هایی است که بی توجهی به آنها می تواند سبب کند شدن شیب پیشرفت توأم با عدالت شود. چون تحقق همه جانبه پیشرفت و عدالت در سطح کشور مقدم و پیش زمینه بر تأثیرگذاری های ایران در سطح منطقه ای و جهانی است. البته بدیهی است که ایران در سه دهه گذشته علاوه بر حوزه سیاست خارجی در حوزه های آبادانی و سازندگی، فرهنگی، علمی و حتی اقتصادی نسبت به ایران 57 دستاوردهای بسیار ارزشمندی را کسب کرده که اشاره به آنها در این مقال نمی گنجد اما اگر بخواهیم عملکرد عمر 30 ساله انقلاب اسلامی را مورد آسیب شناسی قرار دهیم بهتر از هر کسی و هر نوع قرائتی شایسته است آن را از منظر امام راحل عظیم الشأن رصد نماییم چرا که آن روزی که هیچ کس گمان نمی کرد انقلاب به ثمر نشیند امام(ره) وعده نصرت حضرت حق را ابلاغ می کرد و صبح صادق را نوید می داد و در نهایت هم چنین شد. پس از انقلاب اسلامی نیز همواره ایشان در سخت ترین لحظات و دشوارترین زمان ها بر پوشالی بودن قدرت های پرمدعا و ناکامی آنها در براندازی انقلاب تکیه داشتند و رمز بقای انقلاب اسلامی را نهفته در همان رمز پیروزی  - انگیزه الهی و وحدت کلمه - ذکر می کردند.

در  قاموس امام خمینی(ره) حفظ نظام اسلامی اوجب واجبات است و سر و راز وصیت امام(ره) بر دولتمردان در تهذیب نظام از کارگزاران مفسد و بزهکار و جذب خدمتگزاران شیفته خدمت- و نه تشنه قدرت- و سپردن امور به دست مدیران متعهد، ساده زیست، کاربلد و متخصص بهترین فرمول و شاقول برای ارزیابی و سنجش آسیب ها و آفات است.

گذری بر رخدادها و وقایع طی سه دهه گذشته و نحوه مقابله و مواجهه با خطرها و تهدیدها و همچنین روند تصمیم گیری ها در مدیریت کلان و اجرایی جامعه را اگر با شاقول «خط امام (ره)» محک بزنیم مهمترین آسیب فاصله گرفتن نرم و ظریفی است که در بعضی از مقاطع و دوره ها به اسم «توسعه یافتگی» یا «دموکراسی» از الگوی اسلامی- ایرانی در اداره کشور به وقوع پیوسته است.

هر چند تدوین سند چشم انداز کشور در سال 84 براساس الگوی اسلامی- ایرانی و مبتنی بر شاخصه های ارزشی و در عین حال مترقی نقشه راهی برای حرکت در مسیر صحیح انقلاب و جلوگیری از آسیب های گذشته است و از همین رهگذر باید در دهه چهارم، پیشرفت و عدالت توامان را به نظاره نشست، اما آنچه باید بدان توجه داشت دفع آسیب های پیش رویی است که از منفذ انتخاب افراد و جریان هایی صورت می گیرد که با ویترینی از شعارهای پرطمطراق و ادعای حرکت در خط امام و انقلاب ارادتی تمام عیار به آموزه های غربی و مکتب سرمایه داری و لیبرالیسم دارند، با این وصف آنچه مانع اصلی دفع این آسیب عظیم است هشیاری توده مردم است.

چرا که با انتخاب مسئولان و دولتمردانی که بر خط امام استوار و پایدار هستند و بر اجرای دقیق رهنمودهای ایشان و توجه به سند چشم انداز جمهوری اسلامی- که ملهم از آموزه های امام و انقلاب است- همت می گمارند تعالی مادی و معنوی ایران و سیادت ملت در دهه چهارم پررنگ تر و ایران 97 حتی از ایران 87 هم مقتدرتر و تاثیرگذار خواهد بود.

ابتکار

«نفی موازنه قدرت» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار به قلم محمدعلی وکیلی است که در آن می‌خوانید؛بعد از جنگ جهانی دوم تا فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، نزاع میان دو ابر قدرت یعنی آمریکا و شوروی بر سر تصاحب کشورها ادامه داشت. در این دوران که از آن به جنگ سرد تعبیر می شد حالتی بین خصومت و عدم خصومت جریان داشت ولی ترس از یک جنگ اتمی سبب گردید تا هیچ یک از این دو ابر قدرت به جنگ گرم متوسل نشوند. خاورمیانه نیز از تنازع قدرت نمایی دو قطب قدرت به دور نبود. رویارویی این دو ابر قدرت، فضای جهان را دو قطبی کرد و توازن قوا و وحشت، تنها میان این دو ابر قدرت در مقطع سال های پس از جنگ جهانی دوم تا فروپاشی شوروی بر جهان حاکم بود و کشورهای جهان نیز می بایست زیر چتر یکی از این دو اردوگاه در آیند.

ایران که از موقعیت استراتژیک بی نظیری برخوردار بود بیش از دیگر کشورها مورد طمع قدرت ها بود. موقعیت جغرافیایی ایران مانند یک پل، اروپا و آفریقا را به آسیا پیوند می داد و دسترسی ایران به دریای آزاد از راه خلیج فارس، اهمیت آن را دو چندان می کرد. از سوی دیگر، ذخایر نفت ایران در جنوب و شمال نیز چشم انداز این کشور را برای قدرت های بزرگ درخشان تر می نمود. همسایگی ایران با شوروی عامل مهمتری برای پشتیبانی و چشم داشت آمریکا نسبت به ایران به حساب می آمد. بر این پایه، ایران مورد پشتیبانی سیاسی، اقتصادی و معنوی آمریکا قرار گرفت که نخستین نمود آن، اولتیماتوم  ترومن به شوروی به فراخوانی نیروهایش از آذربایجان بود.

آمریکایی ها که به ذخایر نفتی ایران چشم داشتند در آغاز جنبش ملی شدن صنعت نفت از آن پشتیبانی کردند تا هم اعتماد رهبران جنبش را جلب کنند و هم نفت ایران را از دست انگلیس در آورند. مرحوم دکتر مصدق رهبر جنبش ملی شدن نفت برای رهایی از دست انگلیس و ایجاد موازنه منفی علیه آن کشور به آمریکا پناه برد غافل از اینکه آمریکا و بریتانیا خود در ابتدای اتحاد استراتژیک بودند و آمریکا نمی خواست خود را در برابر انگلیس قرار دهد مقامات لندن را بر می انگیخت که با رهبران جنبش سازش کنند.

معروف است که مرحوم دکتر مصدق بعد از سفر به آمریکا اعلام کرد که وزارتخارجه آمریکا نقش سرکنسولی انگلیس را ایفا می کند. به هر حال آیزونهاور رئیس جمهوری آمریکا سیاستی همسو با انگلستان در برابر دولت قانونی و مردمی مصدق در پیش گرفت و به بهانه ناآرامی ها در ایران و اینکه ممکن است این بحران ها زمینه ساز نفوذ کمونیسم در ایران شود طرح سرنگونی دولت مصدق را که از سوی انگلستان طراحی شده بود به اجرا در آورد. پس از آن، پهلوی دوم، سیاست خارجی خود را بر دوستی و همپیمانی با غرب به ویژه آمریکا استوار کرد و عملا زیر چتر حمایتی آمریکا قرار گرفت. بقیه کشورهای مسلمان نیز چاره ای نداشتند جز اینکه تحت سیطره یکی از دو قطب حاکم قرار گیرند. انقلاب اسلامی در این مقطع رخ داد و توانست نظام شاهنشاهی را برچیند و در صحنه منطقه و جهان ساختار سیاسی نظام دو قطبی را به چالش بکشد.

انقلابیون به قدرت رسیده با ایستادگی در مقابل دو قطب، بلوک جدیدی با محوریت اسلام را شکل دادند و استقلال خواهی و بهم زدن موازنه قدرت با مخالفت قدرت های بزرگ روبرو شد، جنگ تحمیلی، فشارهای گوناگون سیاسی و اقتصادی در چارچوب تحریم و فشارهای روانی، همه واکنش های بوده است در برابر تلاش های ایران برای قدرت یابی و دور ماندن از وابستگی شرایط دگرگون شده نظام بین الملل و اکنون بعد از گذشت سه دهه از انقلاب اسلامی ایران، کشورهای بزرگ و صاحب قدرت در اتخاذ تصمیمات منطقه ای و جهانی مرتبط با منافع جهان اسلام همواره ایران را مورد توجه قرار داده و مجبور هستند به عنوان یک محور در تصمیم گیری ها به حساب آورند.

بدین ترتیب انقلاب اسلامی ایران توانست با ارتقای اعتماد به نفس در میان ملت های مسلمان و تحت تاثیر قرار دادن جنبش های آزادی بخش در منطقه و جهان، بر اهمیت بلوک جدید با محوریت جهان اسلام به عنوان بازیگر نوین در نظام بین الملل تاکید ورزیده و موازنه قدرت را به نفع بلوک سومی در نظام بین الملل رقم زند. پر واضح است چیزی که همواره باید به آن توجه داشت، این است که باید به مرز باریک توازن سازی با افتادن به دام نیروی سوم نظر داشت قاعده مند نبودن کنش ها و واکنش ها در تعامل یا تعارض با قدرت های بزرگ، می تواند توازن سازی را به افتادن در دام نیروی سوم تبدیل کند ( آنچنانکه بر سر مرحوم مصدق آمد) در ایران هر وقت حاکمان خواسته اند با وارد کردن حریفان جدید در میدان رقابت بین آنها توازن برقرار کنند به دلیل نفوذ بیش از اندازه قدرت های روبرو، آن ها موفق تر از ما عمل کرده اند. نیروی سوم خود مردم اند که هر گاه در مشکلات مورد اعتماد قرار گرفته اند و آستین بالا زده اند مشکلات را حل کرده اند.

رسالت

«اقتدار ملی در گرو اقتدار فرهنگی» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن می خوانید؛دولت همان‌طور که نسبت به معیشت اقتصادی ملت تعهد دارد باید نسبت به معیشت فرهنگی مردم از باب تحکیم ایمان و هویت اسلامی و انقلابی مردم نیز تعهد داشته باشد.

دولت باید در برجسته و شفاف نمودن هویت فرهنگی ملت ما در دنیای اسلام اهتمام ویژه داشته باشد. رشد فضیلت‌های اخلاقی در جامعه و پیرایش چهره فرهنگی کشور از وظایف کلیدی دولت در بخش فرهنگ است.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت علوم، وزارت آموزش و پرورش، صدا و سیما ، سازمان تبلیغات اسلامی و دهها نهاد فرهنگی که از دولت همه ساله میلیاردها تومان بودجه دریافت می‌کنند ، باید متکفل اهداف فوق در اصلاح و تولید فرهنگ عمومی باشند.

البته تردید نیست در اصلاح و تولید فرهنگ عمومی حوزه‌های علمیه سراسر کشور ، مراجع عظام تقلید ، علما و روحانیون و صدها نهاد غیر دولتی فرهنگی هم متکفل هدف‌های فوق می‌باشند اما مسئولیت رسمی و وظیفه کلیدی دولت در جمهوری اسلامی ، پدیداری فرهنگی است که بشود اقتدار ملی را  حفظ کرد.

مقام معظم رهبری بارها در سخنرانی‌های گوناگون در دیدار مسئولان فرهنگی کشور دغدغه‌های خود را که همان دغدغه‌های امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی است مطرح کرده‌اند. اکنون در دهه چهارم حیات انقلاب باید دید چه کرده‌ایم و چه باید می‌کردیم؟

انصاف باید داد رئیس جمهور محترم در صیانت از آرمان‌های امام و انقلاب و برجسته کردن شعارهای اولیه انقلاب و شفاف نمودن هویت فرهنگی ملت ما در دنیای اسلام اهتمام ویژه داشته است. متاسفانه تسامح و تساهل در دولت گذشته در صیانت از ارزش‌های انقلاب به گونه‌ای بود که موجب جری شدن ضد انقلاب گردید و در 18 تیر سال 87 مردم ما صدای بازگشت پای استبداد داخلی و استعمار خارجی را به گوش  شنیدند و در 23 تیر همان سال قیام کردند و دشمن را عقب نشاندند.

 من یادم می‌آید همان وقت برخی جوانان حزب‌الله در جنوب لبنان به شوخی می‌گفتند شما ظاهرا همه انقلاب را صادر کردید و چیزی برای خودتان باقی نگذاشتید اجازه بدهید ما بیاییم انقلاب را حفظ کنیم. این حرف با همه گزندگی آن یک هشدار و بیدار باش بود که باید در داخل طوری عمل کنیم که برخی در بیرون فکر نکنند همه چیز از دست رفته است. لذا رئیس دولت در صف اول مردم مطابق سوگندی که یاد کرده است باید از کیان اسلام و انقلاب دفاع کند.

در اوج جنگ رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه ، بیش از 250 نهاد سیاسی مردمی در سراسر دنیا برای حمایت از مردم فلسطین در بیروت جمع شدند. نگاه آنها به ایران و بویژه به رئیس دولت ایران یک نگاه مثبت و احترام آمیز بود. آنها دولت ایران را نماد دفاع از ارزش‌های فرهنگی ، انسانی و انقلابی در برابر ارزش‌های سرمایه‌داری و منحط غرب می‌دانستند و آن را تکریم وتعظیم می‌کردند. مردم و دولت نهم باید این دستاورد بزرگ را غنیمت بدانند.

رهبر انقلاب اسلامی بارها در خصوص مقابله با تهاجم فرهنگی هشدارهای گرانسنگی دادند و وظیفه تک‌تک نهادهای دولتی ،  غیردولتی و نیز مردم را مشخص کردند. سیاست‌ها و راهکار‌های مقابله را یادآور شدند و راه‌های رسیدن به امنیت و اقتدار فرهنگی را نشان دادند. باید دید طی سه دهه گذشته چقدر در این راه پیشرفت داشته‌ایم.

مطالبات مشخص مقام معظم رهبری از شورای عالی انقلاب فرهنگی بویژه در خصوص مهندسی فرهنگی کشور و نیز مطالبات رهبری از وزارت آموزش و پرورش در خصوص تحول فرهنگی باید مورد بازخوانی قرار گیرد. دولت اکنون بودجه سال 88 را به مجلس ارائه داده است. یکی از دغدغه‌های دولت و مجلس باید این باشد که مطالبات و انتظارات مقام معظم رهبری، هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی در حوزه فرهنگ چگونه است. آیا اعداد و ارقام منابع و مصارف در بودجه سال آینده پاسخگوی دغدغه‌های مقام معظم رهبری است؟

امروز 13 بهمن بنام «روز انقلاب اسلامی، سی سال تلاش برای رشد و شکوفایی فرهنگ و هنر اسلامی- ایران» نامگذاری شده است. لازم است با بازخوانی کارنامه 30 ساله دقیقا  به این ادراک برسیم که کجا بودیم، الان کجا هستیم و در چشم‌انداز بیست ساله به کدامین نقطه خواهیم رسید.

جمهوری اسلامی

«سران عرب یاد بگیرند» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛موضعگیری ضد صهیونیستی نخست وزیر ترکیه در اجلاس « داووس » که در صدر اخبار جهان قرار گرفت و بسیاری از ملت های مسلمان از جمله مردم ترکیه از آن استقبال کردند را باید یکی از پیامدهای طبیعی جنایات رژیم صهیونیستی در غزه دانست . این پیامدها باز هم در راه خواهند بود و چه بسا به صورت سلسله حوادثی که مهار آنها از اختیار برنامه ریزان باصطلاح دموکراسی هدایت شده منطقه و جهان خارج است موجب تسریع زوال این رژیم شوند.

کاری که رجب طیب اردوغان در داووس انجام داد دارای سه جز بود که عبارت بودند از :
1 ـ دادن پاسخ صریح به شیمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی در مورد جنایت این رژیم در غزه و بیان این جمله که « شما راه کشتن کودکان را خوب می دانید » .

2 ـ محکوم کردن آن دسته از حاضران در اجلاس داووس که برای پرز که در سخنان خود تلاش کرده بود بر کشتار مردم غیرنظامی غزه سرپوش بگذارد و جنایات رژیم صهیونیستی در غزه را توجیه نماید کف زدند و او را تشویق کردند و بیان این جمله صریح که « کسانی را که در تایید این ظلم کف می زنند محکوم می کنم زیرا کف زدن برای کشتار کودکان جرمی است که صهیونیست ها علیه انسانیت مرتکب شده اند » .

3 ـ ترک کردن اجلاس داووس و اعلام این نکته که داووس برای من تمام شده است زیرا در این اجلاس به رئیس رژیم جنایتکار صهیونیستی 25 دقیقه وقت داده می شود تا دروغهایش را بگوید ولی به من اجازه صحبت کردن در دفاع از کودکان و زنانی که توسط صهیونیست ها به قتل رسیده اند داده نمی شود.

ریشه های این موضعگیری صریح را باید در سه نکته جستجو کرد.
اول آنکه رجب طیب اردوغان و گروه او که اکنون حاکمیت ترکیه را در اختیار دارند اخوانی هستند و از این جهت با رهبران حماس ریشه فکری مشترک دارند. همین امر موجب شد در جریان جنگ غزه دولتمردان ترکیه تلاش زیادی برای پایان دادن به این جنگ نموده و از هیچ اقدامی برای حمایت از حماس کوتاهی نکردند.

دوم آنکه مردم ترکیه تحت تاثیر انقلاب اسلامی و مبانی فکری امام خمینی از روحیه ضد صهیونیستی بسیار بالائی برخوردارند و نخست وزیر این کشور و سایر مسئولان ناگزیرند خود را با آنها تطبیق دهند. همین روحیه ضد صهیونیستی بود که موجب شد مردم ترکیه در جریان جنگ غزه بیش از مردم سایر کشورها در صحنه حاضر باشند و علاوه بر تظاهرات هر روزه کنسولگری رژیم صهیونیستی در اسلامبول را به مدت دو هفته محاصره کنند و خواستار قطع رابطه دولت ترکیه با این رژیم غاصب و نامشروع شوند.

و سوم آنکه جنایات رژیم صهیونیستی در غزه آنچنان وسیع و دارای ابعاد وحشیانه است که جای کوچکترین مسامحه ای برای هیچکس باقی نگذاشته است . در همان اجلاس داووس افرادی همانند بانکی مون دبیرکل سازمان ملل و عمروموسی دبیرکل اتحادیه عرب حضور داشتند که درباره ویرانی ها و کشتارهای هولناک غزه که توسط صهیونیست ها صورت گرفته بارها داد سخن داده اند و هر روز شخصیت های سرشناس جهان اعلام می کنند سران رژیم صهیونیستی به خاطر جنایاتی که در غزه مرتکب شده اند باید به عنوان جنایتکاران جنگی محاکمه و مجازات شوند. با توجه به این واقعیت ها سخنان شیمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی در توجیه جنایاتی که سران این رژیم در غزه مرتکب شده اند کاملا وقیحانه و غیرقابل تحمل بود و رجب طیب اردوغان نخست وزیر کشوری که مردم آن قوی ترین حضور را در اعتراضات ضد صهیونیستی داشتند ناگزیر بود در برابر اظهارات وقیحانه شیمون پرز موضعگیری کند.

واقعیت اینست که مردم ترکیه از دولتمردان خود در ضدیت با رژیم صهیونیستی جلوتر هستند. دولتمردان ترکیه به دلیل ملاحظات سیاسی خارجی و مشکلاتی که با ژنرالهای ارتش این کشور دارند نمی توانند هماهنگ با مردم کشور خود در ضدیت با رژیم صهیونیستی به پیش بروند. داشتن رابطه با رژیم صهیونیستی و رفت و آمدها و مبادلات سیاسی و اقتصادی با این رژیم که برخلاف خواست مردم ترکیه است به دلیل همین ملاحظات است . به عبارت روشن تر دولتمردان ترکیه برای ماندن در حکومت خود را ناگزیر میدانند این روابط را حفظ کنند و طبعا در این زمینه با مردم کشور خود مشکل دارند. اظهارات و اقدام غافلگیر کننده نخست وزیر ترکیه در « داووس » به همین دلیل برای مردم ترکیه بسیار خوش آیند بود و استقبال مردم اسلامبول از وی نشان دهنده همین واقعیت است . مردم ترکیه دوست دارند دولتمردانشان به راهی بروند که امام خمینی در برابر آنها گشوده است .مردم اسلامبول در مراسم استقبال از رجب طیب اردوغان تابلوهائی دردست داشتند که روی آنها نوشته بود « دونیاداشباکان گورسون » یعنی دنیا از نخست وزیر ما یاد بگیرد.

این جمله از یکطرف خطاب به دیگران بود ولی از طرف دیگر این نکته را نیز در خود داشت که دولمتردان ترکیه باید همگام با مردم خود در مقابله با رژیم صهیونیستی به پیش بروند. بدین ترتیب درعین حال که موضعگیری نخست وزیر ترکیه یک جریان مترقی را در جهان اسلام علیه رژیم صهیونیستی به پیش خواهد برد می تواند دولتمردان ترکیه را نیز به این نتیجه برساند که برای ماندن باید خود را با مردم کشورشان هماهنگ کنند و ملاحظات دیگر را کنار بگذارند.

علاوه بر این شعار مردم ترکیه و اقدام شجاعانه نخست وزیر این کشور در اجلاس داووس برای بسیاری از دولتمردان کشورهای اسلامی باید آموزنده باشد و در این میان سران عرب بیش از دیگران باید تلاش کنند تا آزادگی را یاد بگیرند.

مردم سالاری

«اصلا ح طلبی از دیروز تا امروز» عنوان یادداشت روز روزنامه ی مردم سالاری به قلم آیت قیصربیگی است که در آن می خوانید؛ جریان اصلاحی در کشور ما با رویکرد اصلا ح اندیشه دینی یا احیای تفکر، یک پیشینه دیر پای روشنفکری دارد. اصلا ح خواهی ملت ایران و فرزندان راستین آن جریانی پیوسته بوده و خواهد بود، جریانی که با گذر از لا یه های قدیمی تر جامعه ایران از نقاط عطفی چون مشروطه و نهضت ملی کردن نفت و... عبور کرده و با خیزش سال 1322 آغاز شد که گره های کور و در هم پیچیده آن با تدبیر امام(ره) گشوده شد و تا کنون ادامه یافته و قطعا نیز ادامه خواهد یافت. این حرکت جریانی دائمی است و تعطیل بردار نیست چرا که تعطیلی اصلا ح خواهی مساوی تعطیلی امر به معروف و نهی از منکر است که سفارش اکید قرآنی و توصیه جدی پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) است. از این منظر می توان از حادثه کربلا  به عنوان حماسه ای در این راستا نام برد.

از جنبه ماهیتی می توان این ادعا را داشت و در جهت اثبات آن کوشید که حرکت اصلا حی امروز ما، دارای پیشینه ای روشن و متعلق به یک جریان روشنفکر معتبر است که همواره بر تارک تاریخ معاصر ما می درخشد.با پیروزی اصلا ح خواهی ملت ایران با توجه به ماهیت معنوی و الهی این اصلا ح خواهی دامنه آن از مرزهای ایران فراتر رفت و الگوئی برای تغییر هندسه و حاکمیتی کشورهای اسلا می و منطقه و ملت های تحت ستم دولت های استعماری و دست نشانده های آن شد و این کافی بود تا هجمه های داخلی و خارجی بر پیکره نحیف اصلا ح خواهی ملت ایران آغاز گردد روزی با ترور و روزی با جنگ و درگیری ناخواسته داخلی و روزی با تهاجم گسترده خارجی و... و این توطئه ها همه به دست تدبیر پیر جماران و یاران صدیق و با وفایش رمزگشائی و مدیریت می شد. از این رو در جهت حفظ ارزش های به دست آمده یاران اصلاح خواه امام(ره) در دوجبهه می جنگیدند یکی جبهه دشمن که ظاهری آشکار داشت و اقدامات آن نیز مشخص و دیگری خودی های سرگردان که در اوج اصلا ح خواهی ملت ایران، حضرت امام(ره) را تنها گذاشته و به خاطر تاثیر امام در حوزه ها، برای خنثی کردن اثرات عمیق آن، جاهلا نه دست به مخالفت می زدند.

در ادامه روند روبه رشد این جریان، اندیشه اصلا ح طلبی با د کترین روشنفکری به عنوان یک راهبرد اساسی در اواخر دهه دوم انقلا ب شکوهمند اسلا می مطرح شد و دوره ای جدید را آغاز نمود که مورد حمایت افراد آزاد اندیش و روشنفکر، قرار گرفت. تز روشنفکری به دنبال تحقق وضعیتی بهتر از وضع موجود بود که این روش با آموزه های دینی ما مطابقت داشت. به طوری که این جریان با پشتوانه حداکثری مردم و با تاکید بر منش دموکراسی در انتخابات دور هفتم ریاست جمهوری موج عظیم مردمی را به راه انداخت و به پیروزی اصلا ح طلبان در 2 خرداد 76 منتهی شد. در واقع می توان عنوان کرد که خاتمی پرچم دور جدید اصلا حات در کشورمان را بر دوش داشت که از یاران باوفای امام و انقلا ب بود. این جریان به همراه رهبرانش سعی داشتند تا به آرمان های اصیل انقلا ب  اسلا می یعنی استقلا ل، آزادی و جمهوری اسلا می بیشتر معنا دهند و با تاکید بر جمهوریت نظام و آزادی اندیشه پا به عرصه سیاست گذارند. بدنه اصلی حمایت کنندگان آقای خاتمی در انتخابات دوم خرداد از طیف های مختلفی بودند.

جمع موثری از آنان جریان چپ خط امامی بودند که در دوران امام خمینی(ره) مسوولا ن و مدیران و فعالا ن عرصه سیاسی بودند که بعد از ارتحال ایشان در انزوای سیاسی بودند. اینها عمدتا با شعارهای دین محوری پررنگ وارد عرصه تبلیغات شدند. گروه مهم دیگر روشنفکرانی بودند که به دنبال تحقق جامعه مدنی و نهادینه کردن دموکراسی سازگار بودند که عمده آنان طرفدار دموکراسی سازگار با دین بودند. معلمان، دانشجویان و روحانیون نواندیش هم پیام رسانان این تغییر به درون جامعه شدند.

بخش اصلی رای دهندگان هم البته جامعه ای بود که نسبت به روش های حکومتی موجود انتقاداتی داشته و به فضای تنفسی جدیدی نیازمند بود. همه این طیف ها با این که اختلا ف نظرهای فراوانی داشتند به نوعی با شعارهای آقای خاتمی توانستند ارتباط برقرار کنند. با این که جریان اصلا ح طلبی در چارچوب قانون اساسی و با خط و مشی اصلا ح امور بر طبق آموزه های دینی ما بنا شده بود ولی باز مورد هجمه ای از انتقادات برخی افراد و گروه ها در داخل و خارج کشور قرار گرفت به طوری که این جریان در آغاز با فراز و نشیب های فراوانی روبرو شد.  علی رغم همه مشکلا ت بر سر راه این جریان، پیشگامان اصلا ح طلبی، نوید آینده ای  خوب و برتر از امروز با شعار ایرانی آباد و آزاد را برای همه هواخواهان خود در دستور کار قرار دادند و روز به روز بر محبوبیت خویش و جریان اصلا حی می افزودند. در واقع انتقادها و تهدیدهای گروه های رقیب و مخالف به فرصت های طلایی تبدیل شد و حماسه ای پرشور در جهت اعتلای نام عزیز ایران صورت گرفت. با پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات دور هفتم ریاست جمهوری و با وجود چالش های فراوانی که در زمینه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در آغاز به دست گرفتن قدرت وجود داشت، خدمات ارزنده ای ارائه شد به طوری که در عرصه سیاست خارجی با رویکردی تعاملی با سایر کشورها در جهت  منافع ملی و تنش زدایی در روابط با کشورها و درعرصه اجتماعی با رویکردهای حفظ حقوق شهروندی، ایجاد نهادهای مدنی، آزادی اندیشه و ... همچنین، در عرصه اقتصادی با ارائه بیشترین لایحه های اقتصادی به مجلس و رشد قابل توجه اقتصاد ایران با توجه به این موضوع که نفت در آن زمان در پایین ترین سطح قیمت جهانی قرار داشت، کارنامه ای درخشان در دوران خدمت خود به جای گذاشتند.

با پایان یافتن دوره چهارساله دولت اصلاحات، خاتمی و یارانش باز هم انتخاباتی حساس (دور هشتم ریاست جمهوری) را در پیش داشتند و باز باید جریان اصلاح طلبی و رقیب های اصلی  آنان سرنوشت خود را به قضاوت مردم می سپردند. این بار ایدئولوژی اصلاح طلبان در انتخابات هشتم بر همان  اصول پیشین خود بنا شده بود و باتجربه ای بیشتر پا به عرصه انتخابات می گذاشتند. در این دوره باز هم شاهد تخریب و سنگ اندازی گسترده گروه های مخالف جریان اصلاح طلبی در داخل و خارج کشور بودیم که روی کار آمدن  اصلاح طلبان را بر ضد منافع خود می دانستند. سرانجام در انتخابات دور هشتم ریاست جمهوری باز هم اراده مردم بر آن بود  تا در حماسه ای پرشورتر از دور هفتم، در 18 خرداد سال 80 بار دیگر کشور عزیزمان را به دست اصلاح طلبان بسپارند و موج دوم حضور حداکثری مردم در اعتماد به اندیشه اصلاح طلبی را در تاریخ به یادگار گذارد. اصلاح طلبان در این دوره نیز خدماتی قابل ستایش را به مردم عرضه داشتند و از دستاورد آن در این دوره می توان به رشد اقتصادی قابل توجه افزایش شاخص های توسعه اجتماعی و توجه به نهادهای مدنی و تشکیل ان جی اوهای مختلف، افزایش  اعتبار بین المللی در سطح منطقه و  جهان اشاره کرد. با نزدیک شدن به پایان دوره هشت ساله ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی، رایزنی ها در خصوص انتخابات دور نهم ریاست جمهوری و شرکت اصلاح طلبان در این انتخابات شروع شد. در این دوره این جریان با کاندیداهای متعددی در انتخابات شرکت نمودند و به پیروزی نرسیدند که به برخی از عوامل عدم موفقیت آنان در این دوره اشاره می شود: 1- جریان اصلا ح طلبی همانند هر جریان و تفکر دیگری آسیب پذیری هایی نیز داشت و  با توجه به انتظارت زیاد مردم از این جریان و برآورده نشدن برخی خواسته های آنان موجب شرکت کمرنگ مردم و اصلاح طلبان در انتخابات دور نهم شد. به هر حال جریان اصلاح طلبی نوین، در نزد عامه مردم ظرفیتی را می طلبید که در ادامه راه خود می بایست صبر وتحمل بیشتری به خرج می دادند.

2- بعد از به قدرت رسیدن اصلاح طلبان برخی پست های کلیدی در بدنه دولت به دست افرادی افتاد که دارای عملکرد محافظه کارانه ای بودند و به درستی نتوانستند سیاست های اصیل اصلاح طلبی را اجرا کنند و در عوض  بعضی افراد شاخص و زجر کشیده اصلاحات کنار گذاشته شدند که این موضوع هم در نظر مردم و هم از جنبه عملکردی به ضرر اصلاح طلبان بود.

3- بدلیل عدم یک تعریف روشن از اصلاح طلبی از سوی رهبران این جریان، افرادی که از اصول انقلاب خارج شده بودند و به دور از اهداف اصلاح طلبی گام برمی داشتند خود را منتسب به این جریان دانسته و از این جریان سو»استفاده کردند  که به نوبه خود باعث تضعیف جریان اصلاح طلبی شد.

4- عدم اتحاد بین کاندیداهای اصلاح طلب در این دوره نیز باعث شده بود تا سیاست و خط مشی واحدی در بین آنان اتخاذ نشود و عملا  قدرت این جریان به چند شاخه تقسیم شود و علاوه بر این  موضوع در درون این جریان معارضاتی به وجود آمد که در سرنوشت انتخابات این دوره بی تاثیر نبود.

5- در این دوره نیز همانند دوره های قبل، جریان اصلاح طلبی از تخریب گروه ها و جریانات مخالف  بی نصیب نبود. به هر حال با پیروزی اصولگرایان در دور نهم  انتخابات ریاست جمهوری با توجه به همسو شدن حاکمیت و به طور کلی هماهنگی بیشتر سه قوه و استفاده دولت از تمامی ابزارها وامکانات موجود، انتظار می رفت شاهد عملکرد بهتری از آنان باشیم، که علی رغم تلاش های فراوان دولت نهم این امر محقق نشد. در اینجا به برخی از عواملی که باعث انتظار زیاد مردم و مسوولین از دولت نهم در راستای رشد و توسعه کشور شد، اشاره می شود: الف - طیف مجلس هفتم یک طیف اصولگرا بود، به طوری که ریاست مجلس و هیات رئیسه آن و اکثر نمایندگان مجلس متشکل از بدنه اصولگرا بودند که این امر می توانست در تصریح تصویب لوایح و طرح هایی که با سیاست های دولت همخوانی بیشتری داشته باشد، کمک کند.
ب - این دولت بیشتر از دولت اصلاحات مورد حمایت نظام و نهادهای مختلف کشور بود و در کارهای اجرایی کمک کار دولت بودند که ضمن پوشاندن نقاط ضعف، در جهت توسعه نقاط قوت آن گام بر می داشتند.

ج - در این دوره قیمت جهانی نفت در بالاترین سطح خود قرار داشت و از طرفی کاهش ارزش ریالی دلار در مقابل سایر ارز ها، انتظار می رفت که یک جهش بزرگی را در تمام شاخص های توسعه کشور شاهد باشیم و در نتیجه وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم بهتر شود و در راستای کنترل تورم و افزایش اشتغال زایی برنامه های اصولی و عملی ارائه شود.

د - اصولگرایان زمانی دولت را به دست گرفتند که دولت اصلاحات در عرصه سیاست خارجی و داخلی به نحو مطلوبی برخورد کرده بود و انتظار می رفت با ادامه همان سیاست ها و پوشش نقاط ضعف و توسعه راهکارهای عملی در این عرصه ها وضعیت بهتری رقم بزند. اما با وجود این فرصت های طلایی و علی رغم تلاش های فراوان، دولت نهم نه تنها نتوانست انتظارات را برآورده کند، بلکه برخی از این فرصت ها تبدیل به تهدید شدند که کشور ما را با برخی چالش ها روبه رو ساخت. در اینجا قضاوت را به دست مردم می دهیم که چقدر از خواسته ها و انتظارات آنان با توجه به همه پتانسیل های موجود که در اختیار دولت نهم بود، برآورده شد؟

حال در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری جریانات مختلف سیاسی در عین کسب آمادگی بیشتر در جنبه های مختلف، برای حضور در صحنه انتخابات مواضع سیاسی خود را به منظور کسب قدرت و جذب آرای بیشتر مردم شفاف تر می  کنند و می کوشند در این رهگذر، ضعف هایشان را به قدرت و تهدیدهایی که متوجه آنان است به فرصت تبدیل کنند. در این میان جریان سیاسی حاکم به دلیل برآورده نکردن انتظارات، برای متقاعدکردن رای دهندگان حتی هواداران خود باچالش هایی روبه رو هستند و در تلاشند با ابزارهای مختلف رقبای اصلی خود یعنی اصلاح طلبان را از صحنه خارج کنن و در این میان افرادی سعی دارند با تخریب و خطرناک جلوه دادن جریان اصلاح طلبی، ذهن مردم را نسبت به آنان خراب کنند.

در واقع مخالفان جریان اصلاح طلبی به دو دسته تقسیم می شوند که یک دسته آن دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی در خارج از کشور هستند که روی کارآمدن اصلاح طلبان را مساوی با حضور و مشارکت حداکثری مردم در تمام صحنه ها می بینند و همچنین اعتقاد دارند که این جریان می تواند در جهت منافع ملی، با تنش زدایی در داخل وخارج کشور ضمن خنثی ساختن تهدیدها، آرامش را در کشور تامین کند که این امر با اهداف پلید آنها در تضاد است، اما گروه دوم مخالف جریان اصلاح طلبی، افراد و جریاناتی هستند که حضور اصلاح طلبان را به ضرر منافع خود می بینند، لذا با هر ابزار و وسیله ای سعی در خطرناک جلوه دادن جریان اصلاح طلبی دارند و با طرح نظریه هایی چون انقلاب مخملی، بی کفایتی - براندازی و... این جریان را جریانی برانداز می دانند و بر این موضوع اعتقاد دارند که کم کاری و بی کفایتی در عملکرد خویش بهتر از نقش براندازی اصلاح طلبان است. در جواب این نظریه ها باید گفت که با استناد به آموخته های دینی ما، مساله  ناتوانی در سطح اجرایی و عوارض  ناشی از آن می تواند یک کشور را دچار آسیب نماید. لذا ناتوانی بیشتر با براندازی همخوانی دارد.

در هر صورت مردم با توجه به شناختی که از کارنامه جریان اصلاح طلبی و سایر جریان ها دارند، دست به یک عمل مقایسه ای می زنند. از این رو، در ارزیابی عملکرد این جریان ها، توجه به شاخص های توسعه و رویکرد سیاست خارجی و داخلی در جهت حفظ منافع ملی، حائز اهمیت است. جریان اصلاح طلبی و رهبران آن در آغاز دهه چهارم انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی با تاکید بر همان اصول قبلی با چارچوبی روشن تر و در جهت اعتلای نام عزیز ایران اسلامی و با پوشش نقاط ضعف و تقویت و توسعه توانایی ها و با اتکا به نیروهای اصیل انقلابی و اصلاح طلب، پا به عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری می نهد و با نوید آینده ای روشن، می رود تا «موج سوم» حضور حداکثری مردم را در این انتخابات به ثبت برساند. تا تاریخ یک بار دیگر، شاهد حماسه ای پرشور در خرداد پر از حادثه ما باشد.

قدس

«درس اردوغان به سران سازشکار عرب» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی قدس به قلم حسن هانی زاده است که در آن می خوانید؛حرکت انقلابی رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه در کنفرانس اقتصادی داووس و حمله شدید وی به اقدامهای رژیم صهیونیستی علیه اهالی غزه، سران سازشکار رژیمهای عربی را در برابر یک وضعیت کاملاً دشوار قرار خواهد داد.

در حالی که ترکیه به طور سنتی و از گذشته های دور روابط دیپلماتیک آشکاری با رژیم صهیونیستی دارد، اقدام نخست وزیر ترکیه نوعی تابوشکنی در سیاست این کشور نسبت به اسرائیل تلقی می شود.

تا کنون هیچ شخصیت سیاسی ترکیه چنین موضعگیری تندی در برابر رژیم صهیونیستی اتخاذ نکرده بود و به همین دلیل اقدام اخیر رجب طیب اردوغان سران رژیم صهیونیستی را شگفت زده کرده است.

این حرکت که برخاسته از نگرش متفاوت دولتمردان اسلامگرای ترکیه نسبت به رخدادهای جهان اسلام است، پیامدهای سیاسی مهمی هم برای رژیم صهیونیستی و هم برای سران سازشکار عرب خواهد داشت.

حرکت پر شور و کاملاً حساب شده رجب طیب اردوغان که شوک سیاسی جدیدی برای سران رژیم صهیونیستی به همراه داشت، نشان می دهد رژیم اسرائیل بعد از قتل عام مردم غزه در جنگ 22 روزه، مهمترین همپیمانان منطقه ای خود را از دست داده و در آینده دچار انزوای سیاسی شدیدتری خواهد شد.

در بعد عربی نیز اقدام نخست وزیر ترکیه، سران سازشکار عرب را که در کنفرانسهای مادرید، شرم الشیخ، نیویورک و داووس در کنار سران جنایتکار رژیم صهیونیستی نشسته و بدون توجه به قبح این عمل و پیامدهای منفی آن با رهبران این رژیم مذاکره می کنند، در شرایط دشواری قرار خواهد داد.

سران سازشکار عرب پس از کنفرانس مادرید در سال 1991 بدون پرداختن به حقوق ملت فلسطین و توجه به ماهیت تجاوزگرانه اسرائیل در صدد بر قراری رابطه آشکار و پنهان با رژیم صهیونیستی برآمدند که این امر به تضعیف مقاومت اسلامی فلسطین و شکل گیری حکومت سازشکار خود گردان فلسطین به ریاست محمود عباس منجر شد.

اقدام اخیر نخست وزیر ترکیه که با استقبال گسترده ملتهای عرب مواجه شد و استقبالی که بسان یک قهرمان از وی به عمل آمد، در حقیقت آخرین میخی بود که بر تابوت سران این نوع کشورها کوبیده می شود که پیامد آن شکل گیری خیزشهای مردمی علیه حاکمان سازشکار عرب در آینده نه چندان دور خواهد بود.

درسی که رجب طیب اردوغان به سران سازشکار عرب داد، این بود که ملتهای عرب برای حل مشکل ملت فلسطین باید دایره نگرش خود را از محدوده جهان عرب به حوزه وسیع تری به نام جهان اسلام توسعه دهند و ابتکار عمل را از دست حکام سازشکار عرب خارج کنند و در اختیار حاکمان اسلامی منطقه قرار دهند.

صدای عدالت

«ضد انقلاب دهه چهارم» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی صدای عدالت به قلم سید ضیاءالدین احتشام‏ است که در آن می‌خوانید؛دهه فجر 1387 به یادمان می آورد که انقلاب مردم ایران دارد سی ساله می شود و به زودی دهه چهارم عمر نظام برآمده از دل آن، یعنی "جمهوری اسلامی" آغاز می شود.‏

دهه چهارم عمر، همانگونه که در حیات انسانی، مقطع بلوغ و عقل اندیشی آدمی محسوب می شود، در نظام های سیاسی و حکومتی نیز واجد چنین خصیصه ای است و بی گمان معنای این رشد یافتگی نیز، تنها در تنومندی جسم خلاصه نمی شود بلکه قوام یافتگی اندیشه ، نوع نگاه به خود و پیرامون ، خردورزی ، دوری از احساسات و شعارزدگی را نیز شامل می شود.‏

اگر برای یک "جوان بی تجربه" مغلوب شدن در برابر احساسات و عواطف، تصمیمات شتابزده، آزمون و خطا، نقد ناپذیری، خود را عقل کل دانستن و نصیحت گریزی و دهها صفت دیگر اموری بخشودنی اند ولی برای انسانی پا به سن گذاشته، سرد و گرم چشیده، تجربه دیده و جاافتاده، هر کدام از این خصائص می تواند ضعفی بزرگ و حتی خانمان برانداز باشد. ‏

لذا کسی که پا به سن بلوغ عقلی و تجربی می گذارد، ناگزیر است نگاهی به گذشته داشته باشد، بی رحمانه و بی تعارف، خود را نقد کند و اگر از این ضعف ها و کاستی هایی در خود بیابد، قبل از آنکه ادامه مسیر حیات را طی کند، آنها را از خود بزداید والا روزگاری سخت در پیش رو خواهد داشت.‏

‏"جمهوری اسلامی ایران" هر چند سی ساله است اما گذر ایام، بیش از سی سال، بدان تجربه و درس آموخته است. کمتر ملتی را در تاریخ می توان یافت که یک انقلاب بزرگ و تغییر بنیادین نظام حکومتی، موج ترور، هرج و مرج گرایی و تجزیه طلبی، جنگ تمام عیار هشت ساله و ویرانی های گسترده ناشی از آن، تحریم های همه جانبه، بحران های اقتصادی، فشارهای بین المللی و ... را تنها در طول سه دهه تجربه کند و دقیقا به همین دلیل است که از این نظام سرد و گرم چشیده بیش از هر حکومت دیگری انتظار می رود اینک که سی سالگی خود را جشن می گیرد، با سعه صدر این نیاز را به رسمیت بشناسد که "باید دهه چهارم زیست خود را با یک نقد درون گفتمانی آن هم بی هیچ تعارف و رودربایستی آغاز کند."‏محور این گفتمان نقادانه هم بی گمان بایستی مراجعه به شعارها، آرمان ها، اهداف و وعده های اول انقلاب و مقایسه "آنچه قرار بود رخ دهد با آنچه رخ داده است" باشد.‏به عنوان مثال استقلال از مداخلات بیگانگان و بیرون راندن آنها از دایره تصمیمات ملی یکی از دغدغه ها و شعارهای ایرانیان در دهه 50 بود، یعنی زمانی که حتی عزل و نصب فرماندهان نظامی ایران نیز با صلاحدید مستشاران آمریکایی بود.‏همچنین باید دید که آزادی های سیاسی و فردی که از مطالبات عمده مردم ایران در جریان انقلاب بود، اکنون در چه وضعیتی است. آیا سی سال پیش، اگر انقلابیون سال 1387 را تصور می کردند آیا چنین وضعی را در اذهان خود تصویر می کردند یا خیر؟

در باب گسترش علوم، محرومیت زدایی، توزیع عادلانه امکانات، حقوق زنان و ارتقاء سطح معیشتی مردم و دهها عنوان دیگر نیز سوالات مشابهی باید طرح شود.‏بدیهی است که در طول سی سال گذشته، این نظام برآمده از دل انقلاب 57، توانسته است به بخش هایی از این اهداف برسد یا به آنها نزدیک شود ولی حتما این گزاره نیز صحیح است که با برخی از آرمان ها و اهداف انقلاب مردمی ایران، آن هم سی سال پس از پیروزی، هنوز فاصله زیادی وجود دارد.‏

این فاصله ها و کاستی ها را می توان کتمان کرد، توجیه نمود، نادیده گرفت و اگر کسی هم متعرض این ضعف ها شد، او را به هزار اتهام آزرد و زد و راند اما این رفتار، قطعا نمی تواند شایسته نظامی باشد که به واسطه ورود به دهه چهارم عمر خویش، بایستی ظرفیتی فراتر از این رویکرد داشته باشد.‏به صراحت باید گفت اگر ضد انقلابیون در اوایل دهه 60 کسانی بودند که در شهرها عملیات تروریستی انجام می دادند و در مرزها داعیه تجزیه طلبی داشتند، اگر دشمن انقلاب در طول جنگ تحمیلی، رژیم مسلح صدام بود و اگر بعدها براندازان نرم متهم به این ضدیت شدند، اینک، کسی چنین نقشی را- دانسته یا ندانسته- ایفا می کند که مانع از زدودن اشکالات و اشتباهات از دامن نظام می شود و توگویی نمی داند که در پس هر طی طریقی، ممکن است غبارهایی بر لباس رهرو نشسته باشد که باید تکانده شود.‏آسیب شناسی نظام، مساله ای است که نباید واهمه دوستداران آن را به دنبال داشته باشد. این کار، همانند مراجعه فردی برای تست سالیانه پزشکی است تا چنانچه علامتی از هرگونه بیماری در وجودش باشد، بیش از آنکه در وجودش ریشه بدواند، آن را کشف کند و درصدد معالجه اش برآید. آزردن پزشکی که سخن از علایم بیماری می گوید هرگز عاقلانه تلقی نخواهد شد.‏اگر امروز، کسانی که قدرت رسمی را در دست دارند، عرصه را بر این نقد در میان دوستان انقلاب تنگ کنند، "نقد نظام" منتفی نمی شود بلکه صفت "منصفانه و دلسوزانه" از آن زایل می گردد چه آنکه در غیاب دوستداران نظام در عرصه نقد ، دشمنان آن "نقد مغرضانه" را در فضایی بدون رقیب پیش خواهند برد و پر واضح است که نقد آنان اهدافی متفاوت از نقد درون گفتمانی را دنبال می کند.‏
مجال دادن به همه گروه ها و سلایق سیاسی که قانون اساسی را قبول دارند، فارغ از اینکه اصلاح طلب نامیده می شوند یا اصولگرا یا به هر نام دیگر، اولین ضرورت شکل گیری این نقد درون گفتمانی است.‏

از آنجا که در هر مقطعی از زمان، معمولا یکی از این گروه ها عهده دار قدرت رسمی است، اگر گروه حاکم بخواهد دیگران را نادیده بگیرد و منکوب شان کند، چنین گفتمانی هرگز شکل نخواهد گرفت.‏

اما دومین لازمه تحقق نقد درون گفتمانی، سعه صدر است و اگر گروه هایی فاقد این صفت زیبا هستند، به خاطر کشور و نظام هم که شده، لااقل تظاهر به سعه صدر کنند تا در گذر زمان بدین وصف آراسته شوند.‏

این، برای یک نظام بالغ و تثبیت شده بسیار ناپسند است که برخی از کارگزاران آن، کوچکترین نقدها را با انگ آسیب به نظام یا نفی آن پاسخ و این شائبه را در اذهان شکل می دهند که نظام آنقدر ضعیف است که با یک تیتر، سخنرانی یا مقاله، دچار چالش می شود! و این در حالی است که طولانی ترین جنگ کلاسیک دوران معاصر نیز نتوانست آن را از پای درآورد.‏

تردید نباید داشت که استمرار حیات جمهوری اسلامی که پیدایش و پویش آن رهین تلاش های زنان و مردمی است که حتی از نثار جان خویش نیز دریغ نکردند، در گرو دیده بانی مستمر ضعف ها و نقد دائمی کسانی است که حتی اگر در جریان انقلاب و جنگ تحمیلی هم نبوده اند، آنقدر وجدان دارند که قدر خون های فرزندان ایران را بدانند که برای برپایی نظام جمهوری اسلامی ایران به خاک ریخته شده است.‏

آفرینش

«کلاردشت،بهشتی برای مشتاقان طبیعت» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفرینش به قلم مهرداد داودی است که در آتن می‌خوانید؛توضیح اولیه:در شمال غربی تهران نزدیک به دریای خزر قرار گرفته است،این دره ی حاصلخیز یکی از محبوبترین مقاصد برای گردشگران محیط زیست بوده،در ارتفاع 1250 متری بالای سطح دریا ،منظره ای از یکی از تپه های معتدل پوشیده شده با جنگل است.مسیرهای گردشگری باشکوه،رودخانه های مناسب برای ماهیگیری و علی الخصوص دریاچه ی ولشت،از آن بهشتی برای علاقمندان طبیعت ساخته است.یکی از زیباترین،جذابترین و هیجان انگیزترین مکانهای ایران با جنگلهای سرسبز و آب و هوای منحصر به فرد است.کلاردشت تقریبا اغلب اوقات مه آلود بوده و آب و هوایش در زمستان نسبتا سرد است.از جذابیتهای اصلی آن زیبایی طبیعی و آب و هوای معتدل را میتوان نام برد;البته گردشگری و کوهنوردی در نواحی اطراف رودبارک نیز محبوب توده ی مردم می‌باشد.

این دشت زیبا و منحصر به فرد همیشه دیدارکنندگان زیادی داشته است;حتی صاحب منصبان و عالی رتبگان مملکتی  توجه زیادی به این منطقه دارند.

قله‌ی علم کوه با ارتفاع 4845 متر،بلندترین قله در این منطقه است;همچنین رشته کوه های تخت سلیمان یکی از منظره های زیبا و بدیع کلاردشت میباشند.یخچالهای زیادی در ارتفاعات بالایی کلاردشت درآمیخته با سنگ و خاک وجود دارند،که سرچشمه ای برای رودخانه ی معروف سردآبرود هستند;رودخانه ای که آب زلال و شفاف آن،مکانی مناسب برای پرورش ماهی قزل آلا است. 
 
در پناهگاه سرچال،یکی از یخچال های بزرگ رشته کوههای تخت سلیمان،تصویری قدی از پیرمرد کوهستان های کلاردشت،میرزاآقا داودی وجود دارد.مردی سالخورده که بدلیل گرمای خالص و بزرگواریش توسط کوهنوردان به "درویش"ملقب شده بود.او عمیق ترین آرزوهای کوهنوردان را از آنچه که یک مرد بایستی باشد تحقق بخشید;برای مردم کلاردشت او هرگز نمرده است و به ندرت پیش می آید که روزی بگذرد که مردم به او فکر نکنند و یا در مورد او صحبت نکنند.

در پایان بایستی متذکر شد که منطقه کلاردشت همیشه در ایران مشهور بوده است;در حالیکه نسبتا برای سیاحان خارجی گمنام  و ناشناخته می باشد.با وجود نزدیکی به تهران،کرج،و چالوس آن هنوز بهشتی گمشده برای بسیاری از مردم محسوب می شود.

دنیای اقتصاد

«آزادسازی بازار‌پول؛ از حرف تا عمل» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم حمید زمانزاده است که در آن می‌خوانید؛رییس کل بانک مرکزی در همایش «بحران اقتصادی غرب؛ چالش‌ها و فرصت‌های آن برای منطقه و ایران» با بیان اینکه نمی‌گذاریم سپرده‌گذاران از سپرده‌گذاری ضرر کنند، اظهار داشت:معادل نرخ تورم به علاوه ریسک را به عنوان سود به سپرده‌گذاران می‌پردازیم و آزادسازی نرخ‌ها را در کنار بانکداری اسلامی مد نظر قرار دادیم .... همان‌گونه که واقعی کردن نرخ انرژی ضروری است، واقعی کردن نرخ سود بانکی هم از ضروریات است؛ چرا که در این صورت انحراف از تسهیلات نخواهیم داشت .... اگر شرایط به همین‌گونه که هست باشد، امیدواریم که برنامه کاهش نرخ تورم را که به دنبال آن کاهش نرخ سود بانکی است، در پیش داشته باشیم؛ زیرا نمی‌توان نرخ سود را بدون توجه به نرخ تورم تعیین کرد، این تورم است که نرخ سود را تعیین می‌کند و با کاهش نرخ تورم، سود هم کاهش می‌یابد.

1 - معنای سخنان اخیر رییس بانک مرکزی چیست؟ احتمالا تفاسیر زیر از این سخنان منطقی است:
1-1 - تاکنون با اعمال فرامین تعیین نرخ‌های سود بانکی تا حد دوازده درصد و در شرایطی که نرخ تورم از بیست‌ و پنج درصد عبور کرده است، سپرده‌گذاران ضرر کرده‌اند. حق با کارشناسان بود؛ اگرچه نمی‌توانیم ضرر و زیان سپرده‌گذاران را جبران کنیم، لکن از این پس «نمی‌گذاریم سپرده‌گذاران از سپرده‌گذاری ضرر کنند» و می‌خواهیم جلوی ضرر و زیان آنان را بگیریم.

1-2 - تا کنون به واسطه فرامین دولت در تعیین نرخ‌های سود بانکی، «انحراف از تسهیلات» رخ داده است. حق با کارشناسان بود؛ تعیین نرخ‌های سود بانکی به صورت دستوری در شرایط تورمی، علاوه بر ضرر سپرده‌گذاران، موجب ایجاد رانت‌های بزرگ برای وام‌گیرندگان و انحرافات بزرگ در تخصیص منابع مالی و اتلاف منابع مالی در اقتصاد کشور شده است.
اگرچه نمی‌توان هزینه‌های اقتصاد ملی در ماجرای فرامین نرخ‌های سود بانکی را جبران نمود، اما می‌توان از این پس جلوی این زیان‌ها را گرفت؛ بنابراین نرخ‌های سود بانکی از این پس افزایش می‌یابد.

1-3 - مبنای نظری دولت مبنی بر این که تا کنون این نرخ سود است که تورم را تعیین می‌نماید، نه اینکه نرخ تورم نرخ سود را تعیین کند، تا کنون اشتباه بوده و نظر کارشناسان مبنی بر اینکه که «این تورم است که نرخ سود را تعیین می‌کند» درست بوده است. بنابراین از این پس، نرخ‌های سود بانکی بر اساس نرخ‌های تورم تعیین خواهد شد. بنابراین راه کاهش نرخ‌های سود بانکی از مسیر مهار سیاست‌های پولی و مالی و کنترل حجم پول و نقدینگی و در نتیجه کاهش تورم می‌گذرد و بانک مرکزی خود را ملزم به سیاست‌های مهار تورمی از مسیر مهار نقدینگی می‌داند.

2 - نظریات جدید رییس بانک مرکزی از نظر کارشناسان اقتصادی، نظریات صحیح و قابل دفاعی می‌باشد و بیان آن از طرف رییس بانک مرکزی جمهوری اسلامی اقدامی مبارک و میمون است. البته خالی از لطف نیست که با صراحت روشن کنیم که این مواضع، تکرار همان مواضع مظاهری، رییس کل سابق بانک مرکزی و داوود دانش جعفری، وزیر سابق اقتصاد می‌باشد. همه این مباحث صحیح است، اما سوال اساسی این است که دلالت‌های این بیان در عمل چیست؟ چه اتفاقی افتاده است؟ آیا آقای رییس بانک مرکزی پشتیبانی رییس دولت و چهره‌های شاخص کابینه مانند وزیر کار و معاون اول را در بیان مواضع جدید خود به همراه دارد و آنان را متقاعد نموده است؟ اگر چنین است، آیا این امر به معنای چرخش آشکار در تمامی سیاست‌های پولی و بانکی دولت و پذیرش محترمانه این امر است که سیاست‌های دولت تا کنون اشتباه بوده است؟؛ اگر چنین است، پس راه‌های غیرمستقیم و پر هزینه عدول از نرخ‌های بهره پایین در مسیری با چراغ‌های خاموش مانند ابزار گواهی سپرده چیست؟ بهتر نیست دولت با صراحت چرخش از سیاست کاهش نرخ‌های سود بانکی را اعلام نموده و آزادسازی نرخ‌های سود را به شبکه بانکی کشور ابلاغ نماید تا اقتصاد کشور از مواهب این اقدام عملی دولت بهره‌مند گردد. اگر چنین نیست و آقای رییس همراهی رییس دولت و چهره‌های شاخص کابینه را با خود ندارد، آیا اعلام این مواضع به معنای این است که ایشان بنا به رسالت حرفه‌ای خود به عنوان رییس بانک مرکزی راسا تصمیم گرفته و به مانند اسلاف خود ساز مخالفت و مقاومت در برابر خواست کابینه را کوک می‌نماید؟ و سوال اساسی این است که آیا مواضع جدید رییس بانک مرکزی ضمانت اجرایی دارد یا صرفا در مقام حرف باقی خواهد ماند؟ امیدواریم که مواضع جدید عملیاتی گردد و آشفته‌ بازار شبکه بانکی کشور را سر و سامان دهد؛ اکنون زمان قضاوت نیست، فردا قضاوت خواهیم کرد.

 سرمایه

«آژیر هشدار خشکسالی»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی سرمایه به قلم عیسی کلانتری است که در آن می‌خوانید؛خشکسالی وسیع امسال توانست 15 هزار میلیارد تومان به بخش کشاورزی خسارت وارد کند. این اتفاق در حالی روی داد که دولت برنامه های متعددی برای رسیدن به خودکفایی در محصولات اساسی کشاورزی در دست اقدام داشت. عدم توفیق برنامه ها به دلیل تغییر شرایط جوی از پایدار نبودن سیاست ها و برنامه های اتخاذ شده حکایت دارد حال آنکه این سیاستگذاران برای سال آینده که شرایط به مراتب سخت تری از نظر اقلیمی در پیش داریم خودکفایی در مرز 94درصد را پیش بینی می کنند.

اعلام چنین ارقامی نشان دهنده نبود اطلاع کافی و کارشناسی شده در بخش است چرا که ادامه این شرایط چیزی جز کاهش تولید و خودکفایی حداکثر 40درصدی را در پی نخواهد داشت.

سال آینده نیز در صورتی که بارندگی معناداری نداشته باشیم 40درصد خسارت خواهیم دید و بیشترین مناطقی که درگیر این بحران می شوند مناطق جنوبی کشور خواهند بود.

شرایط اقلیمی کشور در حال حاضر در مقایسه با سال گذشته در این زمان در یک سطح است و در بیشتر مناطق کشور مانند شمال غرب و مرکز کشور وضعیت چندان مناسبی وجود ندارد.

از سوی دیگر افت آب های زیرزمینی نسبت به سال گذشته و برداشت های بیش از اندازه از آن سالی سخت تر از امسال را برای بخش کشاورزی رقم می زند لذا دولت و کشاورزان باید خود را برای یک فصل زراعی نامناسب کشاورزی آماده کنند.

مگر آنکه در سه ماه آینده بارندگی مناسبی داشته باشیم که در آن صورت نیز حداقل 25 درصد خسارت به بخش کشاورزی وارد خواهد شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها