وی افزود: همسایهها هم خواهرم را نمیشناختند. حالا هم درخواست دارم کمک کنید تا از طریق ثبت احوال و درج آگهی در روزنامههای کثیرالانتشار و ... وی را پیدا کنم تا بتوانیم دینمان را نسبت به هم ادا کنیم و دیدار به قیامت نرسد.
با طرح مساله و شکایت فقدانی در کلانتری و طی مراحل اولیه، ابتدا پرونده به پلیس آگاهی شیراز و از آن طریق به دادسرای شیراز ارسال شد که با مجوز قضایی از شعبه اول دادسرای عمومی شیراز، از طریق ثبت احوال و درج آگهی در روزنامههای کثیرالانتشار اقدامات لازم به عمل آمد، اما موفقیتی حاصل نشد.
پس از آن با صدور حکم نیابت قضایی به تهران از طریق آگاهی شیراز، پرونده به شعبه چهارم دادسرای ناحیه 23 تهران (ویژه نیابت) ارسال شد و دادسرا رسیدگی تخصصی به این پرونده را به کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ محول کرد.
سرو 41 ساله و کارمند بانک (خواهرزاده قمر) با مراجعه به اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام کرد: مادرم از کار افتاده شده و توان پیگیری پرونده را ندارد. من را ملزم به پیگیری پرونده کرده است. کارآگاهان اداره یازدهم در نخستین اقدام از سازمان ثبتاحوال کشور درباره فقدانی استعلام نموده و طبق گزارش اداره ثبت احوال و بررسی سیستم برابر سامانه استعلام این سازمان، فقدانی در تاریخ 26/03/71، درخواست تعویض شناسنامه نموده و در تاریخ 27/04/71 از طریق ثبت احوال منطقه غرب تهران برای وی شناسنامه صادر شده، همچنین سالها بعد نیز کد ملی دریافت کرده است. کارآگاهان اداره یازدهم به همراه خسرو طی هماهنگی با مراجع قضایی به نشانی مورد نظر که منزل یکی از بستگان قمر بود، مراجعه و پس از گفتگو و رایزنی، نشانی خاله خسرو را دریافت کردند و ساعت 19 روز 7 بهمن امسال خسرو پس از 40 سال دوری، خاله خود را در 66 سالگی و در حالی که در سالهای دوری از خانواده ازدواج نموده و صاحب 2 فرزند دختر بود، ملاقات کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم