در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لابد خیلی از شما این شعر مارگارت بیچل شاعر آلمانی را شنیدهاید. همین مصرع شعر که در نگاه اول ممکن است بسیار ساده به نظر برسد ولی حاوی نکتهای است که ما کم به آن توجه کردهایم. لابد میپرسید چه نکتهای؟ همین نکته ساده رسیدن دریا به آسمان. همه ما شاید بارها و بارها آن را دیده باشیم. آن مرز آبی رنگی که گاهی با رنگهای متنوع آسمان در هم میآمیزد، انگار که آخر دریا راه به آسمان دارد.
همه ما آن را دیدهایم، اما چند نفرمان به فکرمان رسیده که از آن در شعری، نوشتهای یا حتی در حرفهایمان صحبت کنیم؟ یا اگر اهل هیچ کدام آن نیستیم لااقل به آن بیندیشیم؟ متفاوت بودن نگاهها از همین جا ناشی میشود.
باید یک آدم خلاق باشی تا از دیدن چنین چیزی چنین جملهای به ذهنت برسد. باید یاد بگیری به جزییات پدیدههای پیرامونت دقیق شوی، باید یاد بگیری به همه چیز جور دیگری نگاه کنی. جوری که هیچ کس به فکرش نرسد، لااقل در برخورد اول.
خیلی از شما دلتان میخواهد آدم مشهوری شوید. خیلی از شما دوست دارید از چنان نبوغی برخوردار شوید که جامعه پیرامونیتان را تحت تاثیر قرار دهید و خیلی از شما فکر میکنید راه رسیدن به چنین هدفی آنقدر دشوار است که هر کسی از پس آن برنمیآید. خیلیها هم چاشنی شانس را به این قضیه اضافه میکنند و به کلی مسوولیت را از خود سلب میکنند، اما راه رسیدن به چنین هدفی شانس نیست. همین دید متفاوت است. هر آدمی باید پیش از هر چیز از خودش شروع کند. برای تغییر دادن محیط، نخست باید خودمان تغییر کنیم. باید خودمان خیلی چیزها را به خودمان یاد بدهیم. یاد بدهیم که متفاوت نگاه کنیم، یاد بدهیم قضاوتی متفاوت داشته باشیم و یاد بگیریم زود نتیجه نگیری نکنیم.
آدمهای بسیاری اطراف ما هستند که ادعا میکنند آدمهای متفاوتیاند، اما متاسفانه در جامعه ما متفاوت بودن بیشتر شبیه یک ادا شده تا واقعیت. یک مد روشنفکرانه یا چیزی در همین حد و اندازه. در صورتی که متفاوت بودن اصلا آن چیزی است که بعضی آدمها داعیهاش را دارند. خیلیها فقط در حرف متفاوتند. فقط در نشان دادن اداهایی که باعث فاصله گرفتن بیدلیل از جامعه پیرامونیشان میشود. این جور آدمها به واسطه همین اداها و حرفهایی که مثلا متفاوتند به خودشان حق میدهند در مورد آدمها به راحتی قضاوت کنند، آنها را تخطئه کنند و زیر سوال ببرند. بدون این که خودشان به یکی از این بایدها و نبایدهایشان پایبند باشند. بدون این که خودشان یکی از این بایدها و نبایدها را در زندگیشان عملی کنند. این حقیقت تلخی در جامعه امروز ماست.
سعی کنیم از این آدمها نباشیم. سعی کنیم اگر داعیه متفاوت بودن داریم در عمل آن را نشان دهیم. سعی کنیم تفاوت در نگاه مان باشد نه در کلماتی که به راحتی از دهان مان بیرون میریزد بدون آن که لحظهای به آنها فکر کنیم و ذرهای به آنها عمل!
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: