نویسنده: آیزاک آسیموف - مترجم: حسین شهرابی/ قسمت‌ دهم

جایی انسان می‌پرورند...؟

پروفسور تادئوس میلتون که غرق در تفکر بلوشتاین را نگاه می‌کرد مژه‌ای به هم زد و دستانش را لای موهای جوگندمی‌اش کشید گفت: «اومدن پیش من و من هم گفتم که با این آقا ملاقات داشتم، اما ارتباط خیلی کمی با هم داشتیم در واقع، چیزی جز چندتا مکالمه که ماهیتا مربوط به حرفه‌ام بود نبود.»
کد خبر: ۲۳۱۶۴۹

«چطور سراغ شما اومد؟.»

«یه نامه برام نوشت حالا چرا من؟ خبر ندارم یه مجموعه مقاله توی یه نشریه نیمه‌تخصصی نوشته بودم که کمابیش هم به زبان ساده بود شاید اون‌ها توجهش رو جلب کرده.»

«می‌فهمم مقاله‌ها به چه موضوعاتی می‌پرداخت؟.»

«تاملاتی بودند در مورد صحت و سقم رویکرد ادواری به تاریخ یعنی آیا واقعا می‌شه گفت هر تمدنی از همون قوانین ظهور و سقوطی تبعیت می‌کنه که مشابهش بر تک‌تک افرادش صدق می‌کنه؟.»

«آثار تویینبی رو خوندهام، دکتر میلتون.»

«خب پس منظورم رو می‌فهمید.»

بلوشتاین گفت: «وقتی دکتر رالسون با شما مشورت کرد به این رویکرد ادواری به تاریخ اشاره‌ای کرد؟.»

«اوممم؟ تصور می‌کنم به نحوی این کار رو کرد البته این آقا تاریخدان نیست و خیلی از تصوراتش درمورد روندهای فرهنگی بیشتر ناشی از هیجان‌زدگیه و چطور بگم جنجال‌طلبانه‌ است راستی معذرت می‌خوام دکتر اگر سوالم احیانا خارج از نزاکته آیا دکتر رالسون از بیماران شماست؟.»

«وضع عمومی دکتر رالسون مناسب نیست و تحت مراقبت بنده هستند البته این موضوع و تمام صحبت‌هایی که اینجا بین ما رد و بدل می‌شه محرمانه‌ است.»

«قطعا متوجهم، اما جواب شما برای من روشنگر بود بعضی از ایده‌های ایشون در آستانه نامعقولات بود به نظر من این طور اومد که دائم نگران ارتباط بین قضیه‌ایه که خودشون بهش می‌گفتند (جهش فرهنگی)‌ و مصائب مختلفی که به سر تمدن‌ها می‌آد خیلی‌ها به همچین ارتباط‌هایی مکررا اشاره کردند روزگار عظیم‌ترین سرزندگی‌های هر ملت معمولا با روزگار عدم امنیت داخلی شدید مصادفه. کشور هلند نمونه خوبی برای مثال‌زدنه سیاح‌ها و سیاستمدارها و هنرمندهای بزرگش متعلق به اوایل قره هفدهمه که درگیر مناقشاتی تا سرحد مرگ با بزرگ‌‌ترین دولت اروپایی اون روزگار، یعنی اسپانیا، بود درست در دورانی که در داخل رو به نابودی می‌رفت داشت در شرق دور امپراتوری‌اش رو تاسیس می‌کرد و جای پاش رو در سواحل شمالی آمریکای جنوبی و منتهی‌الیه جنوبی آفریقا و ناحیه هادسون در آمریکای شمالی محکم می‌کرد ناوگان هلند در نبرد با انگلستان قرص و محکم جلوش ایستاد بعد، به محض این‌ که امنیت سیاسی‌اش تامین شد انحطاط پیدا کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها