مرد شاکی در تشریح ماجرا به بازپرس قربانی گفت: چندی قبل به دنبال آشنایی با دختر جوانی، به وی علاقهمند شده و تصمیم به ازدواج با او گرفتم. بنابر این، ماجرای این علاقهمندی را با خانوادههایمان در میان گذاشتیم و قرار شد 5 آذر امسال به منزل دختر مورد علاقهام برویم و او را رسما خواستگاری کنیم.
وی افزود: آن شب مراسم خواستگاری برگزار و قرار شد روز بعد، ازدواجمان را در یکی از دفترخانههای تهران به ثبت برسانیم.
آن روز وقتی به خانه آنها رفتیم، خانواده عروس اجازه ندادند ما همدیگر را ملاقات کنیم و با ادعای این که دخترشان را یکی از اقوام ربوده و به شهرستان برده است، از ما خواستند محل زندگیشان را ترک کنیم تا آنها پس از مذاکره با مرد آدمربا، عروس جوان را نجات دهند.
شاکی ادامه داد: با شنیدن این حرفها، باورم نشد نامزدم را ربودهاند و خواستار ملاقات با وی شدم که آنها با چماق و قمه به جان من و اعضای خانوادهام افتادند و درگیریمان بالا گرفت. من و 2 نفر از اقوام هر دو خانواده که بشدت زخمی شده بودیم، برای درمان به بیمارستان انتقال و از مرگ حتمی نجات یافتیم.
پس از چند روز که از بیمارستان مرخص شدم، پی بردم پدر دختر مورد علاقهام با این وصلت مخالفت کرده و نامزدم را به اجبار و زور کتک به عقد برادرزادهاش درآورده و او را به شهرستان فرستاده است.
به دنبال این شکایت، پروندهای تشکیل و تحقیقات برای دستگیری متهمان آغاز شد و آنها پس از دستگیری در شمالغرب تهران، به مرکز پلیس منتقل و بازجویی شدند. یکی از متهمان در اظهاراتش گفت: پدرم علاقهای به این وصلت نداشت، بنابر این به اجبار اجازه داد تا مرد شاکی به خواستگاری خواهرم بیاید، اما همان شب پدرم پی برده بود که برادرزادهاش به خواهرم علاقهمند است، به این ترتیب، با این وصلت مخالفت و خواهرم را به شهرستان منتقل کرد و او را به عقد برادرزادهاش درآورد.
بنابر این گزارش، به دنبال اظهارات این مرد و دیگر متهمان، دستور قضایی مبنی بر احضار پدر عروس به دادسرا صادر شد تا در ادامه تحقیقات راز ابعاد مختلف این پرونده فاش شود.