در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
از قضا دبیرکل حزب اعتماد مـلـی هـم در هـمـیـن راسـتـا عـرایـضی در جمع هنرمندان استانهای گیلان و مازندران داشتند که به دو فراز مهم آن قناعت میکنیم.
فراز اول: «ایـن اواخــر در بـرخی زمـیـنـههــا در استفـاده از استعدادهای هنری نه تنها درجا زدهایم، بلکه عقبگرد هم کردهایم.»
فـراز دوم: «جـریـانـی در جـامعه وجود دارد که میخواهد یأس و ناامیدی را در مردم ایجاد کند.»
میگوید: حالا خدا وکیلی، این هر دو فراز و فاز را یک نفر عرض کرده است؟
میگویم: خب بله؛ پارادوکسیکال که نفرمودند. حکما اینها همه اش هست که چنین فرمودند. باز نکند میخواهی همه چی را سیاسی کنی؟
میگوید (لبخند میزند و میگوید): نخیر....فقط در یک کلام خواستیم عرض کنیم که: عجب!
میگویم: عجب ..... همین؟
میگوید: همین!
چیزی نمیگوید، چیزی نمیگویم. منتها نه که برای ما کسر شـأن اسـت کـه خـیـلـی هـم هـیـچـی نـگـویـیـم، فـقط همین مقدار مـعـــروض داشــتــیــم کــه واقـعــا حــرف درسـتــی اســت. بــایــد از استعدادهای هنری کشف شده (قبل از کشکشدگی) به نحو احسن و قابل احسنت گفتن بهرهبرداری بهینه کنیم. این نقیصه و قضیه همیشه احساس میشود و گاهی البته دم انتخابات که میشود، بیشتر و با تمام وجود حس میشود.
- منم حساس (..... ! این پارازیت را یک آدم معلوم الحالی که داشت از زیر پنجره رو به کوچه مان رد میشد، گفت و تا آمدیم از دریچه سر در بیاوریم؛ مثل جن غیب شده بود لاکردار. انگار سر میبرد)!
طـرح پـیـشـنـهـادی: من اگر بودم، به هر هنرمندی 50 تومان بیشتر میدادم تا با فراغ بال بیشتری به خلق اثر هنری بپردازد. چیزی هم اضافه آورد، بدهد به همکارانش دور هم خوش باشند. جای دوری نمیرود.
رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: