در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کجاست یک لشکر قوی؟
حتی قویترین فرمانده نیز تا زمانی که نیروها و نفرات پرشمار و قوی در اختیار نداشته باشد، شانس چندانی برای پیروزیاش متصور نخواهد بود و مشکلی که اینک عیسی خدایی دارد، همین مساله است. امثال انوشا شاهقلی، امید سوری و سهیل محسنی در جدیدترین رنکینگ تنیس ایران اول تا سوم هستند، البته بازیکنان زحمتکش و شایستهای بهشمار میآیند و همین طور اشکان شکوفی و محمد مهذبنیا که سالها ساکن خارج بوده و اخیرا به تیم ملی تنیس ایران پیوسته، اما هیچیک از آنها کلاسی را ندارند که بتوانند تفاوتی عمده را در تنیس کشور و در سرنوشت تیم ملی پدید آورند.
ماموریت عاجل و مهم عیسی خدایی در مرتبه جدید ارتقای تیم ملی از گروه سوم آسیا به دسته دوم قاره یاد شده است و همین مساله نشان میدهد تنیس ما در سالهای اخیر چه نزول گران و کلانی داشته که وظیفه و آرزویش رسیدن به جمع تیمهای گروه دوم قاره است.
ماموریت عاجل و مهم عیسی خدایی در مرتبه جدید ارتقای تیم ملی از گروه سوم آسیا به دسته دوم قاره یاد شده است
وقتی در فصل گذشته مسابقات گروه سوم قاره برپا میشد، از سوی مسوولان امر درباره پیروزی و صعود تیم ملی، امید و وعده بسیار داده شد، اما وقتی این تیم از عهده مشتی تیم واقعا متوسط و ضعیف و درجه چندم قاره کهن بر نیامد و در دسته سوم قاره ابقا شد، بیش از پیش مشخص گردید که وضعیت این ورزش چقدر تیره است و «فدراسیون خروشی» برای رفع این وضعیت چه دردسرهای بزرگی پیشرو دارد.
مربیان «دائما در حال تغییر»
نگاهی به نامها و فهرست دائما در حال تغییر سرمربیان و مربیان تیم ملی نشان میدهد که به جای حل اصل مشکل و ارتقای کیفیت تنیس و اعتلای کار نفرات شاخص آن و عمومیت بخشیدن به ورزشی که کل نفرات شاغل در آن در سطح کشور شاید از رقم 20هزار نفر هم تجاوز نکند، سعی کردهایم با روی آوردن به مربیان متفاوت مشکلات خود را حل کنیم، حال آنکه دستهای هر مربی که میآید، تقریبا خالی است. بنابراین در عمل فرقی نمیکند چه کسی مربی است زیرا هر کس بیاید، با همین توشه و توان طرف است و لشکر فوقالعادهای ندارد که به آن بنازد. همان ملیپوشان اندک قابل ذکر نیز به دلایل متفاوت رها ماندهاند و از ارتقای درجه و اعتلای سطح باز میمانند و پیوسته در جا میزنند که بخشی از آن تقصیر فدراسیون و نبود طرح و اندیشهای تازه در آن است، قسمتی هم محصول فقدان هر گونه کشش و شوق چشمگیر و اکتفا به حداقل در وجود همین بازیکنان در 2 دهه اخیر عیسی خدایی، محرم خدایی، کامبیز درفشی جوان، مصطفی صالح و محمدرضا توکلی پیوسته به عنوان مربیان تیم ملی منصوب شده و آمده و رفتهاند و یک دور تسلسل ایجاد کردهاند.
امروز در شرایطی بازگشت به گروه دوم آسیا کعبه آمال و نشانه موفقیت تنیس ما تلقی میشود که از یک سو در این گروه نیز تیمهای فوقالعادهای حضور ندارند و از سوی دیگر نیک میدانیم که دیر یا زود به دسته سوم قاره رجعت خواهیم کرد. بیچاره عیسی خدایی که از حالا میداند حدودا چه زمانی باید برود و اگر با این وضعیت، قبول مسوولیت کرده، به خاطر عشق به این ورزش است. ایکاش تنیس ما ابتدا صلاحیت و مهارت استفاده کاملتر از نیروهایش و پیش از آن اعتلای آنها و ارتقای سطح خود را فراهم میآورد و سپس تیم ملی تشکیل میداد و آن گاه مربیانش را منصوب میکرد؛ زیرا کاری که اکنون میکند، به مثابه انتصاب مربیان برای تیمی است که سایهوار زندگی میکند و گاهی حتی به نظر میرسد اصلا وجود خارجی ندارد!
وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: