این که ما همچنان به این خصلت خو نکردهایم که فرهیختگان و بزرگانمان را در زمان حیات دریابیم، قدردانی کنیم و به نحوی بر مصدرش نشانیم و برای خودمان الگو کنیم.
دیروز خبری بر خروجی خبرگزاری ایسنا قرار گرفت که به تنهایی نویدبخش این مهم بود که قرار است این عادت کنار گذاشته شود؛ ساخت نمایش رادیویی بر اساس زندگی بزرگان معاصر. مدیر مرکز هنرهای نمایشی در این گفتگو به نکتهای اشاره کرد که برای سالها جایش لااقل در عرصه فرهنگ و هنر ما خالی بود.
شهرام گیلآبادی گفت که قرار است امسال نمایش مستند برای نخستین بار در کشور تولید شود که قاعدتا باید جذابیتهای خاص خودش را داشته باشد. خصوصا وقتی بدانیم که در این رویداد قرار است به زندگی هنرمندی مثل عزتالله انتظامی پرداخته شود.
مرکز هنرهای نمایشی ظاهرا پیشقدم شده و قدم در راهی گذاشته که معلوم است برای انبوهی یک «نیاز» و برای عدهای دیگر یک «اشتیاق» است.
عزتالله انتظامی را همه میشناسیم چه هنگامی که در نقش مشحسن ساده و بیآلایش فیلم گاو رفتهرفته به موجود دیگری تبدیل میشد و همه را با خود همراه میکرد و چه زمانی که در نقش فرمانفرما، هزاردستان ناپیدای مقتدری میشد که همه جا حضور داشت و اشارهاش حکم قاطع لازمالاجرا بود. هم او که آرزوی رضا تفنگچی خوشنویس را برای شکارش به یاس تبدیل کرد.
او حتی وقتی آدم ابنالوقتی میشد که درصدد بود «اجارهنشینها»ی از همه جا مانده را به ترفندی از خانه براند، باز هم همان آدم دلنشینی بود که دلمان برای شیطنتهایش تنگ میشد. وقتی هم که حاجی واشنگتن علی حاتمی شد، با همان هیبت همیشگی غربت ما را به ینگه دنیا برد.
برای مخاطب امروز که هنوز از فیلمهای شیرسنگی، هامون، دیوانه از قفس پرید، گاوخونی، روز واقعه، بانو، ناصرالدین شاه آکتور سینما، کمالالملک و... خاطره دارد، آدمی مثل عزتالله انتظامی حقیقتا مانا و فراموش ناشدنی است. ظاهرا این نمایش رادیویی براساس گفتههای خود انتظامی نوشته شده و تلاش خواهد شد در آن از حضور خود وی نیز استفاده شود.
دو: رادیو رفتهرفته تعریفهای تازهای برای برقراری ارتباط با مخاطب پیدا میکند و در این راستا هیچ ابایی ندارد که آن را بیواسطه با مخاطب در میان گذارد. اتفاقی که این روزها در خانه هنرمندان میافتد، برای تماشاگران، مدیران رادیو و دستاندرکاران نمایش رادیویی در نوع خودش بیسابقه است.
اما این همه ماجرا نیست. از قراین پیداست که مرکز هنرهای نمایشی رادیو فکرهای تازهتری برای آینده دارد. شاید یکی از جذابترین آنها نمایشهای «بلوتوثی» باشد.
گیلآبادی دراینباره میگوید: اینگونه نمایشها واقعا نو هستند، ما در آنها روی دو سه موضوع کار کردهایم که مفاهیم پیچیدهای مانند مفاهیم دینی و فرهنگ شهرنشینی از جمله آنها هستند. البته نمایشهای یک دقیقهای به بلوتوثی هم معروف هستند. چون قصد داریم در تعامل با مترو، این نمایشها را به بلوتوثها بفرستیم تا هر یک از مردم بتوانند یک نمایش یکدقیقهای داشته باشند.
همه اینها نشان میدهد که با شناسایی ظرفیتهای درست رسانه میشود تعامل گستردهتری با مخاطبان امروزی داشت و آنها را به مدد دریافت درست از موقعیت و زمان با خود همراه کرد.
مهدی غلامحیدری