بحران بزرگ در پیام، بحران متوسط در ملوان، بحران نصف و نیمه در ابومسلم، بحران فراگیر در شیرینفراز، تنگدستی دائمی سرخابی و بحرانهای کوچک پنهان و بیشتر تیمهای باشگاهی ما، مواردی است که فوتبال باشگاهی ایران را به لحاظ مالی در نقاط پایین یک نمودار و جدول کلی قرار میدهد و اسباب تاسف و نگرانی میشود.
اگر واحدها و باشگاههای متکی بر کارخانههای دولتی مثل سپاهان، ذوبآهن و سایپا را که از رفاه مالی لازم بهره میبرند، نادیده بگیریم، هیچ تیمی را نمییابیم که مشکل اساسی مالی نداشته باشد.
بهتر است سازمان تربیت بدنی به عنوان متولی هر باشگاه پرطرفدار تهرانی بگوید که چرا دست سرخ و آبی همیشه به سوی نهادهای مختلف دراز و نشانگر نیاز مالی آنهاست اما جوابگویی در اینخصوص که به چه سبب سازمان لیگ به باشگاههای لرزانی مانند پیام و ملوان اجازه شرکت در لیگ به اصطلاح حرفهای میدهد و هیچ تضمین و پشتوانه و مجازاتی را ضمیمه کارش نمیکند، قطعا با فدراسیون فوتبال ایران است حتی استقلال اهواز هم بدهکار است و ابومسلم آنقدر دیر دستمزد میدهد که کسی جرات نمیکند بوضوح سرمربی یا مدیر فنی آن شود یا وقتی بازیکنان شیرینفراز در دیدارهای اخیر لیگ دسته اول کشور به نشانه اعتراض به عدم دریافت حقوق خود در بازی با نیروی زمینی به میدان نیامدند (و مربیانشان به این سبب برکنار شدند) بیشتر مشخص شد که این لیگ هم خالی و رها از مشکلات عظیم مالی نیست.
تعدد تیمهای مقروض
این که چرا تیمهای متعددی به لحاظ مالی کم میآورند، مسالهای است که لابد توضیحاتی متفاوت دارد و هریک از باشگاههای مقروض مشکلهای خاص خود را دارند، اما همان طور که پیشتر آمد، تعدد تیمهای مقروض و فاقد توانایی مالی در صحنه و حضور چنین تیمهایی در مطرحترین لیگهای ما از نبود سازماندهی و قانونمداری و ارفاق بیش از حد مسوولان در حق چنین تیمهایی سخن میگوید.
در خارج رسم است که هرگاه تیمها این چنین مقروض میشوند و بدهکاری بالا میآورند و با افراد تحت استخدام خود دچار مشکل میشوند، به عنوان مجازات به حداقل یک دسته پایینتر ارجاع میشوند. نزد ما این گونه نیست و کمک را با ارفاقهای غیرقانونی اشتباه میگیریم. وقتی بتازگی مشکلات برخاسته از بیپولیها در پیام بالا گرفت، سازمان لیگ به جای مخالفت با درخواست تعویق مسابقه این تیم با برق شیراز در لیگ برتر کشور با این درخواست موافقت کرد و دیداری را که باید 3 بر صفر به سود برقیها اعلام میشد، به آیندهای نامعلوم موکول کرد و هیچ در نظر نگرفت که این نه کمک به یکی از باشگاههای کشور، بلکه حاکم کردن کدخدامنشی بر لیگی است که قرار است قانونمدار و برتر باشد.
با سازمان لیگ و حتی فدراسیون فوتبال است تدابیری را اتخاذ کنند که براساس آن هیچ تیم فاقد تضمینهای مالی و پشتوانههای مادی لازم نتواند در لیگ شرکت جوید. برای این کار باید معمولا تابستانها و در زمان تعطیلی لیگ و در میان دو فصل اقدام کرد و از تیمهای متقاضی شرکت تضمین خواست، حسابهای مالیشان را بررسی کرد، دخل و خرج آنها را ارزیابی نمود و مطمئن شد که این باشگاهها میتوانند تا پایان راه در صحنه بمانند و کم نیاورند. در غیر اینصورت و ایجاد هر شائبهای که خلاف این را به اثبات برساند، باید از حضور این تیمها در لیگ جلوگیری کرد، زیرا اگر یک طرف قضیه نارضایتی شدید در باشگاههای مقروض و ایجاد حاشیههای تاسفآور در آن تیمها باشد، سوی دیگر ماجرا تاثیرگذاری منفی این قضیه بر کلیت لیگ و سایر تیمهاست و لابد تایید میکنید که ماجراهای پیام و بحران مالیاش (و البته قضایای خداداد عزیزی) چطور بر کل لیگ اثر منفی نهاده و بنیادهای کار را زیر سوال برده است.
بدتر از همه این که کسی هم نیست توضیح بدهد چرا بنیادهای مالی لیگ این همه لرزان و در یک دوره مسابقه به اصطلاح حرفهای، دور از دسترسترین چیز، پول و توانایی مالی است. مثل این میماند که بانکی بگشایید، اما سرمایهای نداشته باشید یا هتلی دایر کنید، اما اتاقی نداشته باشید تا اجاره بدهید یا یک استخر افتتاح کنید، ولی در آن استخر آب نباشد!
وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم