تمثال‌های ‌عاشورایی‌ و ‌یک ‌اتفاق‌

یادم می‌آید حدود 6 سال پیش یکی از خبرنگار ــ عکاسان آمریکایی وقتی به ایران آمده بود، پس از چندی این طرف وآن طرف رفتن به واسطه دوستی،‌ از ما جایی را طلب می‌کرد که در آنجا آقای نقاشی مشغول کشیدن تصاویر تمثال‌های عاشورایی از نوع مدرن آن باشد. تصاویری که چند سالی بود بنا به هر دلیل ناگزیر بر در و دیوار شهرهامان آویخته می‌شدند تا لابد این تصاویر، متضمن ارادتی از نوعی متفاوت باشند برای آنان‌که امامی ‌معصوم را پیش از آن‌که مشی‌اش را بشناسند، می‌خواستند چهره‌اش را ببینند.
کد خبر: ۲۲۸۱۹۹

این سوال آن روزها در ذهنم خطور کرد که این خبرنگار برای چه می‌خواهد آنجا برود و در ادامه وقتی خواستیم او را به مرحوم استاد چلیپا به عنوان یک نقاش قهوه‌خانه‌ای معرفی کنیم که به کشیدن نقشی از ظهر عاشورا مشغول است، خبرنگار آمریکایی از این کار امتناع کرد و گفت فقط می‌خواهد از کسی که تصایر تمثال‌های مدرن (!) معصومین را نقاشی می‌کند گزارش تهیه کند و اصلا خوشش نمی‌آید وقتش را در ایران صرف کار دیگری کند که او تا چند روز بعدش عازم عراق است و می‌خواهد عاشورای کربلا را به تصویر بکشد.

هر چند در ادامه او به هزار و یک دلیل ناگفته و گفته از ادامه کار در ایران بازماند و به عراق رفت و...

آن روزها وقتی دلیل اصرار خبرنگار آمریکایی امان را جویا شدیم، او اصرار داشت این نوع نقاشی نوعی پروپاگاندای شیعه (!) است که با آن می‌خواهد جهان را تحت‌تاثیر قرار دهد. آنهایی که کمی ‌با علم ارتباطات آشنا هستند، می‌دانند که اصطلاح پروپاگاندا یا همان تبلیغات سیاسی را برای چه و چرا به کار می‌برند.

یادم می‌آید همان سال‌ها که هنوز هیچ‌کس به این فکر نیفتاده بود که این تصاویر ریشه در کجا دارند و هنوز تابوی نزدیک شدن به این تصاویر در جان بسیاری وجود داشت، موجی خبری در برخی رسانه‌ها ایجاد شد که نتیجه‌ای شیرین را رقم زد. نتیجه‌ای که با فرهنگ‌سازی صحیح باعث شد این تصاویر از خیابان‌های کشورمان رخت بربندند.

راستش آن روزها که موج خبری ضد تمثال‌های بی‌سند عاشورایی را دنبال می‌کردم، می‌ترسیدم شاید راه را به بیراهه می‌روم نه از ناسزا‌ها خوشحال بودم و نه از تایید‌ها... اما به هر حال چند سالی گذشت و عاشورای چند سال بعدتر وقتی دیدم پروپاگاندای شیعه از سطح خیابان‌ها جمع می‌شود، یاد آن خبرنگار آمریکایی افتادم و عکس‌هایی که او آن سال‌ها از عاشورای عراق گرفته بود.

یکی از تصاویر هنوز هم در ذهنم فلاش می‌زند؛ تصویری که عزاداران عراقی امام حسین(ع)‌ را در حال قمه‌زدن نشان می‌داد و این در حالی بود که کودکی چند ساله، اما قمه خورده را با سر و صورتی خونین بر سر دست گرفته بودند. راستی پس زمینه این عکس را تمثالی سیاه و سفید از امام حسین(ع)‌ با چشمانی خمار و البته جای زخمی خونین روی صورتش پوشانده بود... از همان عکس‌هایی که با درایت از خیابان‌های ما خداحافظی کردند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها