برتولت برشت درباره رابطه تماشاگر با تئاتر میگوید: تماشاگر در بدو ورود به سالن به فکر تفریح است. او به تالار میآید که لذت ببرد. حال اگر چیزی هم یاد گرفت که اتفاق خیلی خوبی رخ داده است.
این نظر از زبان نمایشنامهنویسی و کارگردانی بیان شده است که در نیمه اول قرن بیستم میلادی در آلمان تئاتر حماسی را پایهگذاری کرد و در آثارش به طرح نکات اخلاقی و آموزنده میپرداخت. برشت سعی میکرد پیش از آنکه مخاطبانش را به سوی همذاتپنداری با قهرمانان نمایشنامههایش سوق دهد، با استفاده از تکنیک فاصلهگذاری آنها را بیشتر به تفکر و اندیشیدن وادارد. با این حال، هم اوست که از ضرورت تفریح و لذت بردن در جریان تماشای نمایش صحبت میکند. این چیزی است که نمایش خدای کشتار با رعایت آن توانسته هم محبوب انبوه تماشاگران شود و هم نظر موافق منتقدان هنری را برانگیزد.
خدای کشتار کیست؟
خدای کشتار تازهترین نمایشنامه یاسمینا رضاست که در سال 2007 میلادی نوشته شده است و در حال حاضر در بسیاری از کشورها اجرا میشود. اولین چیزی که در این اثر جلب توجه میکند، عنوان آن است. اگر در تراژدیهای یونان باستان و نمایشنامههای کلاسیک دوره شکسپیر، نام قهرمان اثر بر تارک نمایشنامه جای میگرفت، اینجا هم عنوان خدای کشتار به شخصیتی اشاره دارد که در متن اثر در درباره آن بحث میشود؛ شخصیتی که به تعداد آدمهای روی زمین قابلیت تکثیر دارد و هر کس میتواند خود را به جای آن بگذارد.
نمایشنامه خدای کشتار، گفتگو و بحث 2 زوج است که پس از دعوای پسرانشان دور هم جمع شدهاند تا نقطه پایانی بر ماجرا بگذارند. اما در ادامه گفتگوی آنها به مشاجرات و درگیریهای کلامی بزرگتری ختم میشود و اوضاع و موقعیت، شرایط بدتری پیدا میکند. یاسمینا رضا در این نمایشنامه نیز مثل آثار گذشتهاش، با روایت یک ماجرا و توصیف یک موقعیت به ظاهر ساده به بحثهای عمیقتری میرسد و پرسشهایی اساسی را مطرح میکند. 4 شخصیت نمایش خدای کشتار، آدمهای بسیار عادی هستند که پیرامون ما زندگی میکنند و هر کس ممکن است در موقعیت آنان قرار بگیرد. میشل (با بازی کاظم هژیر آزاد) فروشنده لوازم خانگی است و ورونیک (با بازی الهام پاوهنژاد) نویسندهای است که به رنج و مصیبت مردم آفریقا به همان میزان 2 دندان شکسته شده پسر یازده دوازده سالهاش اهمیت میدهد و کتابی را درباره کشتار سیاهان سودان نوشته است! در مقابل خانواده هویل، خانواده رایل قرار دارند که برای پوزشخواهی به خانه آنها آمدهاند. آلن (با بازی بهنام تشکر) وکیل دادگستری است و همسرش (با بازی بهاره رهنما) با شرمساری از اقدام زشت پسرش در ضرب و شتم دوستش حرف میزند.اما این تنها آغاز ماجرا و گفتگوی 2 خانواده است و به مرور که نقاب از چهره 4 شخصیت نمایش برداشته میشود، ما میبینیم آنها نیز مثل بسیاری دیگر از انسانها میتوانند بسیار مغرور، خودبین، دروغگو، بیانصاف، بیرحم، دیکتاتور و ... باشند؛ آدمی که میتواند به خدای کشتار تبدیل شود.
شناخت متن
یاسمینا رضا را باید نویسندهای شهودی وحسی به شمار آورد که با تسلط بر واژهها، ضرباهنگی کلامی به وجود میآورد و با احساس رهایی مینویسد. در خدای کشتار، مانند دیگر آثار این نویسنده، دیالوگ و گفتگو به جای آنکه بین آدمها پیوند برقرار کند، بیشتر باعث دور شدن آنها میشود. اینجا هم، دیالوگها به آتش اختلاف بیشتر دامن زده و باعث فسخ میشوند و نه وصل.
در این نمایشنامه، مشابه دیگر نوشتههای یاسمینارضا، روابط همانطور که یکدفعه شکل میگیرد، براحتی هم گسسته میشود. 4 شخصیت خدای کشتار، به طور مدام مواضع و جبهههایشان را تغییر میدهند و اتحادهای 2 نفره موقتی را شکل میدهند. در ابتدا میشل و ورونیک در مقابل زوج دیگر قرار دارند، اما در ادامه زنها به هم نزدیک شده و علیه همسرانشان موضع میگیرند. این دستهبندیها چند بار دچار دستخوش شده و عاقبت به جبههگیری و تنش نهایی میان 2 خانواده ختم میشود.
متن خدای کشتار مانند نمایشنامههای دیگر یاسمینا رضا از چاشنی طنز بهرهمند بوده که در اجرای علیرضا کوشک جلالی پررنگتر شده است. این کارگردان تئاتر بارها نشان داده است دوست دارد مسائل مهم و حیاتی را با زبان طنز به نمایش درآورد. مشکلات انسان امروزی چون تنهایی، پیوندهای سست خانوادگی، خیانت، پرخاشگری، خشونت و... در کارهای صحنهای جلالی، رنگ و طعم طنزآلود مییابند.کوشک جلالی با شناخت درست متن، از یک دعوای کودکانه به آشکارسازی روابط داغان زن و شوهرها میرسد و با عبور از آن، مشکلات پایهای و اساسیتر بشر را مطرح میکند. این کارگردان با اتکا به متن یاسمینارضا نشان میدهد اگر انسانها در موقعیتهای پر تنش و سخت قرار بگیرند، خود واقعیشان را آشکار میسازند.
آنچه بر صحنه میبینیم
در اجرای نمایش خدای کشتار، با صحنهای روبهرو میشویم که بسیار بجا و درست به طور واقعگرایانه طراحی نشده است. صحنه این نمایش اگر چه قرار است فضای یک خانه را نشان دهد، اما به هیچ وجه شلوغ نیست. کتابهای ورونیک نویسنده روی زمین است و هیچ قفسهای وجود ندارد. تلفن نیز روی زمین قرار دارد و به دلیل نبودن هیچ میزی، وسایل پذیرایی هم بر کف صحنه جای میگیرند. تنها وسایل دست و پاگیر صحنه 4 صندلی است که آنها هم از سوی بازیگران بارها جابهجا شده، در جریان بازی به کار گرفته میشوند. لخت بودن صحنهای که منوچهر شجاعآن را طراحی کرده، دینامیک زیادی به نمایش بخشیده و باعث شده بازیگران تحرک بیشتری پیدا کنند.
خدای کشتار، میزانسنهای متنوعی دارد و کارگردان از این طریق توانسته فضای تنش آلودی را به نمایش در آورد که در آن آدمها یک لحظه آرام و قرار ندارند.
جدای از بحث کارگردانی و طراحی صحنه، بازی نقش آفرینان، دیگر نقطه قوت این نمایش است. کاظم هژیر آزاد، الهام پاوهنژاد، بهاره رهنما و بهنام تشکر با بازی روان و پراحساس خود 90دقیقه تمام، تماشاگران را جذب نمایش خود میکنند. آنها بخوبی فراز و فرودهای احساسی شخصیتها را به نمایش در میآورند و دیالوگهای خود را چون تیری به سوی هم پرتاب میکنند. در این میان شاید بتوان بر بازی الهام پاوهنژاد تاکید کرد.
او ابتدا بسیار خونسرد نشان میدهد، در ادامه پرخاشگر میشود و در لحظات پایانی نمایش، به خشونت فیزیکی هم روی میآورد. برای تایید این مدعا باید به صحنهای اشاره کرد که او پس از لحظاتی که با خنده توام است، از همسرش طلب نوشیدنی میکند و وقتی با جواب رد روبهرو میشود بسرعت چهرهای تحقیر شده پیدا میکند.اما از سوی دیگر باید بر اغراق در بازی بهنام تشکر انگشت گذاشت که بیشتر خواست کارگردان است تا انتخاب خودش. اگر چه بازی غلو شده او در شیوه جواب دادن به تلفن همراهش ابتدا خنده تماشاگران را به دنبال دارد، اما در نهایت از فرط تکرار به ضد خودش تبدیل میشود و بر بازی توانمندانه او خدشه وارد میکند. نمایشنامه پر قدرت و در عین حال ظریف یاسمینا رضا، در کنار کارگردانی هوشمندانه و دقیق علیرضا کوشک جلالی و البته بازی دیدنی بازیگران، خدای آتش را به یکی از موفقترین آثار امسال تئاتر ایران تبدیل کرده است.
یک ربع قرن موفقیت
علیرضا کوشک جلالی از کارگردانانی است که هر اثر او میتواند یک اتفاق نمایشی باشد. او که عضو اتحادیه کارگردانان تئاتر آلمان است، تاکنون بیش از 35 نمایش را در آن کشور به روی صحنه برده است.
جلالی که از 25 سال قبل نوشتن از آغاز کرده، با نگارش نمایشنامه با کاروان سوخته که هم اکنون در 7 شهر آلمان، سوئیس و اتریش در حال اجرا است، جایزه نمایشنامهنویسی مردمی آلمان را در سال 1991 از آن خود کرد. از آثار به اجرا در آمده این کارگردان در ایران، میتوان به مسخ، پابلو نرودا، بازرس، موسیو ابراهیم و گلهای قرآن و شوایک در جنگ جهانی دوم اشاره کرد. موسیو ابراهیم و گلهای قرآن، از طرف انجمن منتقدان خانه تئاتر به عنوان بهترین اجرا در سال 1386 انتخاب شد.همچنین 3 اثر علیرضا کوشک جلالی با نامهای پابلو نرودا، پوزه چرمی و با کاروان سوخته، در سالهای اخیر در زمره نامزدهای بهترین اجراهای کشور آلمان بودهاند.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم