jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۲۷۳۲۸   ۱۱ دی ۱۳۸۷  |  ۱۶:۰۰

کارمند بانک که به دوست دوران مدرسه‌اش اعتماد کرده و چک‌پول‌هایش را نقد کرده بود، نمی‌دانست وی یک سارق حرفه‌ای شده و دردسر بزرگی را برایش به وجود خواهد آورد. به گزارش خبرنگار ما، همکلاسی سارق زمانی لو رفت که مردی به دادسرای ناحیه 4 مراجعه کرد و از سرقت خانه‌اش خبر داد، این مرد گفت: به اتفاق همسرم به خانه خواهرم رفته بودیم، چند دقیقه‌ای از رسیدنمان نگذشته بود که یکی از همسایه‌ها تماس گرفت و گفت در ورودی خانه باز است. از آنجایی که من همیشه با دقت قفل‌ها را می‌بندم و بعد از بستن هم چند بار چک می‌کنم مطمئن بودم که اشتباهی رخ نداده و قطعا اتفاقی افتاده است.

بلافاصله خودم را به خانه رساندم و متوجه شدم که زبانه در را شکسته‌اند، وارد که شدم متوجه شدم همه جا را به هم ریخته‌اند، تمام لباس‌هایی که داخل کمد بود بیرون ریخته شده بود، مدارک داخل کشو روی تخت بود و حتی داخل کابینت‌ها را هم جستجو کرده بودند، اما فقط گاوصندوق از خانه به سرقت رفته بود و چیزی از خانه کم نشده بود. بلافاصله پس از این شکایت پلیس به خانه مرد شاکی مراجعه کرد و مشخص شد فردی که وارد خانه شده از آنجایی که نتوانسته گاوصندوق را در خانه باز کند آن را داخل روتختی گذاشته و از خانه دور شده است. همچنین مشخص شد، سارق از مدتی قبل خانه را تحت‌نظر داشته است، چون بلافاصله پس از خارج شدن صاحب خانه وارد شده و در فاصله چند دقیقه تمام خانه را جستجو کرده است.

با توجه به این‌که در گاوصندوق دزدیده شده چندین میلیون تومان چک‌پول، طلا و جواهر وجود داشت و پلیس می‌دانست که فرد سارق حتما برای نقد کردن چک‌پول‌ها به بانک خواهد رفت شماره چک‌پول‌ها را به بانک های سراسر کشور اعلام کرد و خواست که در صورت مراجعه فردی با این چک‌پول‌ها به بانک بلافاصله ماموران را درجریان قرار دهند.

چند روز بعد از این گزارش مشخص شد چک‌پول‌ها در بانک نقد شده اما کسی به پلیس اطلاع نداده است. بنابراین ماموران سراغ کارمند بانکی رفتندکه چک‌پول‌ها را بدون چک کردن شماره آن نقد کرده بود، این مرد گفت: فردی که چک‌پول‌ها را به بانک آورد از دوستان دوران دبیرستان من بود و به او اعتماد کامل داشتم. وقتی وارد بانک شد به من گفت که چون شنیده است من در بانک کار می‌کنم پرس‌‌وجو کرده و بانک را پیدا کرده است. من که بعد از سال‌ها دوست قدیمی خودم را پیدا کرده بودم، از دیدن او بسیار خوشحال شدم و خواستم که اگر کاری دارد به من بگوید تا برایش انجام دهم. او چند عدد چک‌پول از جیبش بیرون آورد و از من خواست برایش نقد کنم.

کارمند جوان بانک ادامه داد: من هم چون به دوستم بسیار اعتماد داشتم بدون این‌که چک‌پول‌ها را بررسی کنم، آنها را نقد کردم و به دوستم دادم. آدرس خانه‌اش را خواستم تا گاهی به او سر بزنم. البته بعد از آن دیگر دوستم را ندیدم، اما آدرس را هنوز با خودم دارم. ماموران پلیس آدرس مرد سارق را از کارمند بانک گرفتند  و در قالب اکیپ ویژه‌ای به آدرس داده شده مراجعه کردند.

آنها متوجه شدند، آدرس اشتباه است و فردی با مشخصات مرد سارق در آنجا زندگی نمی‌کند. بنابراین کارمند بانک دستگیر شد، وی پس از این ماجرا وقتی دوباره در برابر بازپرس قرار گرفت گفت: من نمی‌دانستم دوست قدیمی‌ام قصد سوء استفاده از من را دارد و چون ما خیلی با هم دوست بودیم اصلا فکر نمی‌‌کردم بخواهد مرا به دردسر بیندازد. من در این سرقت هیچ نقشی نداشتم.

با توجه به این‌که کارمند بانک نقشی در سرقت نداشت بازپرس‌ وی را با قرار وثیقه آزاد کرد و تحقیقات برای دستگیری مرد سارق ادامه دارد.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر