در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
چند سال است که زندانی هستی؟
2 سال و نیم پیش بعد از اینکه برادرم را به قتل رساندم، توسط پلیس دستگیر و به بازداشتگاه منتقل شدم و از آن به بعد دیگر آزاد نشدم و حالا هم مرا برای محاکمه به دادگاه کیفری آوردهاند.
چرا برادرت را کشتی، چه اختلافی با هم داشتید؟
من و برادرم هیچ اختلافی با هم نداشتیم. من او را دوست داشتم و جنایتی که مرتکب شدم نه به خاطر اختلاف بلکه به خاطر بیماری روحی بود که به آن مبتلا بودم. برادرم تنها آشنای من در این شهر بزرگ بود و من او را تکیهگاه خودم میدانستم.
چه بیماری داشتی که باعث شد برادرت را بکشی؟
من دچار یک بیماری شدید روحی- روانی بودم، اطرافیانم این مساله را میدانستند. همسرم خیلی رعایت میکرد، البته من همیشه برای او دردسر درست میکردم اما او خیلی مهربان و مرا تحمل میکرد. برادرم هم همینطور. او مرا دکتر میبرد و داروهایم را میخرید. لحظهای که با او روبهرو شدم یکدفعه اختیار از کف دادم و با اولین فریاد به طرفش حمله کردم و او را با 2 ضربه چاقو زدم.
در پرونده آمده است که به خاطر اختلاف مالی برادرت را کشتی؟
نه اینطور نیست، پولی که من از برادرم طلب داشتم، آنقدر نبود که به خاطرش او را بکشم. او همیشه نسبت به من محبت داشت و ما با هم رابطه خوبی داشتیم. آنچه باعث این مشکل شد بیماری روانی من بود.
پس چرا گفتی که برادرت را به خاطر پول به قتل رساندی؟
من هر چه گفتم مشکل روحی روانی دارم، کسی حرفم را باور نکرد و از من یک انگیزه قوی برای قتل برادرم میخواستند. من هم مدعی شدم که از برادرم طلبکار بودم و به همین خاطر او را به قتل رساندم.
اگر تو واقعا دچار بیماری روانی هستی چرا این مساله را نزد بازپرس مطرح نکردی؟
من گفتم که بیمار هستم، اما پزشکی قانونی اعلام کرد که بیماری من شدید نبوده و نمیتوانسته باعث شود من کسی را بکشم.در حالی که من واقعا در یک لحظه اختیار از کف دادم.
حالا که در زندان هستی، از همسر و فرزندانت چه کسی مراقبت میکند؟
آنها تنها هستند، همسرم کار میکند و هزینه زندگی را تامین میکند، او حتی به همسر و فرزندان برادرم هم کمک میکند، او زن فداکاری است و از اینکه برایش دردسر درست کردهام، بسیار متاسفم. هر بار که مشکلی برایم ایجاد شده همسرم صبورانه تحمل و به من کمک کرده است.
قبل از اینکه دستگیر شوی چه شغلی داشتی؟
کارگر روزمزد بودم، چون بنایی و گچکاری بلدم، به صورت کنترات در ساختمانها کار میکردم. البته این اواخر که مریض شدم کمتر کار میکردم و بیشتر همسرم کار میکرد. اما حالا که در شرایط بهتری هستم، میخواهم جبران کنم.
اگر از زندان آزاد شوی، چه خواهی کرد؟
تصمیم دارم از این بهبعد فقط به فکر خانواده خودم و برادرم باشم. من باعث دربهدری همسر و فرزندان خودم و برادرم هستم و حالا میخواهم جبران کنم، هر طور شده کاری میکنم که هر دو خانواده را تامین کنم. تا دیگر از این پس مشکلی نداشته باشند.
به طور خلاصه توضیح بده چطور شد که برادرت را کشتی؟
برادرم به خانه ما آمده بود که سری بزند و شام دور هم باشیم. من عصبی و پریشان بودم وقتی مرا در این حالت دید، عصبانی شد و گفت که خودت مقصری و با داد و فریادهایش شرایط روحی و روانی مرا بدتر کرد.
باور کنید درست به یاد ندارم چه اتفاقی افتاد. فقط میدانم به سمت آشپزخانه رفتم و چاقویی برداشتم. همسرم جلو آمد تا چاقو را از من بگیرد. او زن ریز نقشی است و زورش به من نرسید. او را به گوشهای پرت کردم و به سمت برادرم رفتم. 2 ضربه به او زدم و در یک لحظه همه چیز تمام شد. برادرم غرق در خون روی زمین افتاد و من از صحنهای که دیدم به شدت وحشت کردم و هراسان فرار کردم. البته چند روز بعد خودم را به پلیس معرفی کردم، چون به شدت دچار عذاب وجدان شده بودم.
چه تضمینی وجود دارد که دوباره این کار را نکنی؟
حالا که داروهایم را استفاده کردم در شرایط تقریبا نرمالی هستم، پزشکان هم گفتهاند اگر داروهایم را کامل استفاده کنم، مشکلی پیش نخواهد آمد. ضمن این که این اتفاق آنقدر برایم دردناک، تلخ و آزاردهنده بود که قطعا آن را تکرار نخواهم کرد. من در زندان یاد گرفتم هر رفتار زشتی مجازاتی دارد و اگر دوباره تکرار شود مجازات آن سنگینتر خواهد بود. من ایمانم را به خدا بیشتر و قویتر کردم و دیگر این کار را تکرار نمیکنم.
داوود ابوالحسنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: