زندگی بیدغدغه توام با آرامش و آسودگی خیال و چند صباح باقیمانده عمر را باعزت و بدون تجربه حس ناخوشایند سربار فرزندان بودن سپری کردن، در سالهایی که گذر زمان، گرد پیری بر چهره و موی آدمها میپاشد، شاید تنها آرزوی میلیونها بازنشستهای باشد که هر کدام از آنها از فردای روز بازنشستگیشان به آن میاندیشند و دردناکتر این که رسیدن به این هدف برای بسیاری از آنها همچون آرزوی محال میماند که امیدی به تحققش ندارند.
کد خبر: ۲۲۵۴۸۸
قشری که بحق دین خود را طی سالهای خدمت به جامعه ادا کردهاند و امروز در روزگار کهنسالی و ناتوانی چشم به یاری مسوولان دوختهاند.
مشکلات بیشمار قشر بازنشسته و گلهها و انتظارات آنها از مسوولان حرف امروز و دیروز نیست، سالهاست که توجه به قشر بازنشسته و سالمند و تکریم آنها شعاری است که از سوی مسوولان تکرار میشود؛ اما همواره نتیجه کار تنها به ارائه برنامهها و وعده وعیدهای رنگارنگ که کمتر جامه عمل به خود پوشیده، منتهی میشود.
بازنشستهای در یک باجه نیممتری بلیت اتوبوس میفروشد، آن یکی با یک پیکان قدیمی مدل 57 مسافرکشی میکند، دیگری شب تا صبح را در یک اتاقک آلومینیومی برای یک کارخانه نگهبانی میدهد، اینها واقعیتهایی است که اهمیت توجه به تامین معیشت قشر بازنشسته را برای مسوولان یادآوری میکند.
از آنجا که این قشر به دلیل کهولت سن در هر موقعیت شغلی پذیرفته نمیشوند، بناچار مجبورند با داشتن تجربه و سواد بالا در مشاغل پایین و گاه دشوار و بدون امنیت شغلی مشغول به کار شوند تا گوشههایی از کمبودهای زندگی را جبران کنند.
طی 2 سال اخیر که روز 25 ذیالحجه از سوی مسوولان در تقویمها به عنوان روز خانواده و تکریم بازنشستگان ثبت شد، هرساله از سوی سازمانهای مرتبط با امور بازنشستگان جشنی برای تکریم بازنشستگان برگزار میشود.
در این جشن چندساعته که تعداد اندکی از بازنشستگان، امکان حضور در محل برگزاری جشن را پیدا میکنند و چند برابر این تعداد پشت درهای بسته میمانند، از شماری از بازنشستگان که به تعداد انگشتان دست هم نمیرسد، تقدیر میشود؛ خبرهای خوش و وعدههایی شامل افزایش حقوق، احداث مسکن، پرداخت وام، اعزام به سفر حج و... به بازنشستگان داده میشود؛ اما گاه تا جشن سال دیگر از وعدههای عملی شده، خبری نیست و این بازنشستگان هستند که یک سال دیگر را هم باید با مشکلات کوچک و بزرگ خود دست و پنجه نرم کنند.
ای کاش فراموش نکنیم که پیری و بازنشستگی، دورهای است که روزی به سراغ ما و مسوولان هم میآید؛ هیچکس از این قاعده مستثنا نیست و سرنوشت پدربزرگها و مادربزرگها، چه خوب و چه بد روزی سرنوشت ما نیز خواهد بود.