گفتگو با علیرضا پویا ، رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما

هنوز تا شرایط مطلوب فاصله داریم

علیرضا پویا رئیس مرکز تحقیقات صدا و سیما و نیز مسوول هماهنگی پژوهش‌های سازمان است که این روزها به مناسبت هفته پژوهش به عنوان دبیر ستاد هفته پژوهش سازمان هم انتخاب شده بود. همه این‌ها بهانه خوبی است برای پرداختن به میزان اهمیت و نقش موضوعی به اسم تحقیق و پژوهش در تلویزیون در گفتگو با او به‌عنوان رئیس و متولی این موضوع در این رسانه. روابط عمومی‌اش از چند روز قبل بارها و بارها تماس می‌گیرد و محور سوال‌ها را می‌خواهد و با جواب کلی «پژوهش در سازمان» هم قانع نمی‌شود.
کد خبر: ۲۲۴۲۳۶
خودش هم اول گفتگو حسابی روی جدی بودن گفتگویمان تاکید می‌کند و می‌گوید کم مصاحبه می‌کند تا کار جنبه تبلیغی نگیرد و خودش خودش را نشان بدهد. همه این‌ها یعنی این که من نباید این فرصت را از دست بدهم.

طبیعی است که مبدا حرف‌ها و مقایسه‌هایش از 4 سال پیش باشد که خودش رئیس مرکز شده. ویژگی‌های دیگری هم دارد؛ یکی این که عادت دارد خودش طرح سوال کند و وقتی قرار می‌شود خودش به آنها جواب بدهد، می‌رود سراغ مباحث تئوریک.

کمی‌ باید تلاش کرد که جواب‌های بلند و تئوریکش به جواب‌های کوتاه و کاربردی تبدیل بشوند. یک راه برای حل این مشکل این است که خودش به همان‌ سوال‌ها پاسخ بدهد. اول گفتگو هم با همین روش و با این سوال شروع می‌شود که اگر فردا صبح در مرکز تحقیقات را ببندند، اتفاقی در سازمان می‌افتد یا نه؟

وقتی بعد از یک ساعت و نیم به او خسته نباشید می‌گویم، با خوشحالی از جایش بلند می‌شود اما گزارش‌ها و آمار و ارقامی که برای استفاده در حین صحبت آماده کرده، بدون این که به کارمان بیایند، کنار استکان چای یخ‌کرده‌اش بر و بر نگاهمان می‌کنند و کلی حرف برای گفتن دارند.

فکر می‌کنم همین سوالی که مطرح کردید، شروع خوبی برای این گفتگو باشد. اتفاق دور از ذهنی هم نیست؛ اگر فردا مثل مرکز مستندسازی سیما دستور انحلال مرکز تحقیقات صداوسیما صادر بشود و شما 5‌‌دقیقه فرصت دفاع داشته باشید، چی می‌گویید؟

در یک نظام تشکیلاتی حضور هر واحد وقتی توجیه دارد که نقش موثری در سیستم داشته باشد. اول باید ببینیم اساسا امروز تحقیقات چه کارکردی دارد؟ از این بگذریم که مرکز تحقیقات خدماتی را برای بیرون سازمان هم ارائه می‌کند. ولی ما حالا به  نقش رسانه‌ای این مرکز کار داریم.

بعد اول، ضرورت نیاز رسانه به تحقیقات است و بعد دوم، ارزیابی عملکرد تحقیقات در رسانه. در بعد اول حتی ساده‌ترین موضوع‌های فرهنگی و اجتماعی را بدون پشتوانه فکری نمی‌شود اداره کرد چه رسد به واحدی مثل رسانه که واقعا پیچیدگی‌های فوق‌العاده‌ای در جریان برنامه‌ریزی و عملکرد دارد.

پس بهتر است بپردازیم به نقش و ارزیابی عملکرد مرکز تحقیقات در صداوسیما.

ما از 4 سال پیش 3 راهبرد اصلی را مبنای کارمان قرار داده‌ایم؛ دقت، سرعت و پاسخگویی به نیازهای سازمان. طبعا باید اقدامات زیادی انجام بشود تا این 3 راهبرد مهم که به عنوان استراتژی اصلی انتخاب شده، عملی بشود. 4 سال پیش خیلی‌ها سعی کردند مرا متوجه خطرات انتخاب این راهبردها بکنند، ولی من می‌گفتم بدون این راهبردها و شاخص‌ها بهتر است مرکز تحقیقات اصلا نباشد. حالا باید سوال کنید این راهبردها به نسبت 4 سال پیش به کجا رسیده‌ است.

به نظرم این راهبردها به عنوان یک استراتژی یا برنامه بلندمدت در عین این که مفیدند، خیلی هم بدیهی‌اند. برای همین تاکید زیاد شما روی این ماجرا خیلی برایم قابل هضم نیست.

خیلی چیزهای بدیهی هست که ما بهشان توجه نمی‌کنیم. ممکن است این راهبردها بدیهی باشند، ولی قبلا در عمل تحقق نداشتند. تحقیقات زیادی با صرف نیروی انسانی زیاد و هزینه بالا انجام شده که دقت و سرعت کافی نداشته و از همه مهم‌تر مشخص نبوده که این تحقیق به چه منظوری دارد تولید می‌شود.

پس به من حق بدهید آنها را بدیهی فرض کنم، ضمن این که به نظرم این مسائل در علوم انسانی بیشتر اتفاق می‌افتد.

بله، چون برخلاف علوم دیگر که شما قدم به قدم مراحل را می‌بینید، در علوم انسانی ارزیابی و کنترل مراحل تحقیق ملموس نیست.

برای همین بد نیست یک شبیه‌سازی انجام بدهیم و برای حرف‌هایمان در یک کار دیگر هم مثال بزنیم. هر کارخانه یا واحد صنعتی بزرگی، بخشی دارد تحت عنوان «R&D» که مخفف «Research and development» یا همان تحقیق و توسعه است. حالا اگر سازمان صداوسیما را به عنوان همان کارخانه بزرگ صنعتی فرض کنیم، می‌شود مرکز تحقیقات را به عنوان واحد «R&D»اش در نظر گرفت؟

صددرصد. منتهی با تفاوت‌هایی و با پیچیدگی‌هایی خیلی بیشتر از واحدهای صنعتی که این پیچیدگی و تفاوت هم از ماهیت کارکرد رسانه و علوم انسانی ناشی می‌شود. اتفاقا تشبیه شما تشبیه درستی است. محصول کارخانه صنعتی است و اینجا برنامه رادیویی یا تلویزیونی که به جای فروخته شدن به مشتری، با رفتن روی آنتن به مخاطب ارائه می‌شود. ما بررسی می‌کنیم که آیا مشتری اصلا این محصول را خرید یا نخرید. اگر خرید، چقدر رضایت داشت و چقدر نه. اصلا نیازش را برطرف کرد یا نکرد. اگر فردا دوباره این محصول را با همین مختصات ارائه کنیم، می‌پذیرد یا تغییرات دیگری می‌خواهد. این نکات مخصوصا حالا که رقابت رسانه‌ای هم حاکم شده و مخاطب قدرت انتخاب دارد، اهمیت بیشتری پیدا کرده.

اولین تصویر ما از یک محقق، آدمی است که در یک محیط ایزوله‌ با کتاب‌ها سروکله می‌زند و طبعا همین قطع ارتباطش باعث می‌شود مشکلاتی به وجود بیاید که شما در راهبردهایتان سعی کرده‌اید از وجودشان پیشگیری کنید. کلا دیدگاه ما به مقوله‌ای به اسم پژوهش کم‌وبیش این جوری است. از این نکته می‌خواهم برسم به این سوال که آیا نقش مرکز نقش نظارتی است یا خودش هم سرویس می‌دهد؟ اگر هر دو هست، کجا سرویس می‌دهد و کجا نظارت می‌کند؟

تصوری که شما از محقق می‌گویید، یک برداشت سنتی است. اصولا محقق‌های فردی غیرمرتبط با مراکز و واحدهای عملیات، این طوری هستند. اما در حال حاضر جریان تحقیق یک  تحول ماهوی پیدا کرده و اگر محقق در اجتماع حاضر نباشد هیچ‌کاری نمی‌تواند بکند. حداقل در حوزه علوم انسانی در جاهایی که به قصد تاثیرگذاری برجامعه تحقیق می‌کنیم، باید از شرایط اجتماعی مطلع باشیم. در غیر این صورت برای کسی نسخه می‌پیچید که او را نمی‌شناسید.

برویم سراغ مرکز.

طبق تعریف سازمان صداوسیما حوزه تحقیق از حوزه ارزیابی جداست. ولی با هم پیوند و ارتباط دارند.

منظورم این بود که شما فقط آمار می‌گیرید یا در تولید هم نقش دارید؟ مثلا این جوری هست که وقتی قرار است سریال پرهزینه‌ای مثل یوسف ساخته بشود، سازندگان سریال موظف باشند به سراغ شما بیایند و مهر تایید شما را روی فیلم نامه نهایی داشته باشند؟ یا اصلا شما موظف هستید به آنها سرویس بدهید یا نه؟ تا جایی که من می‌دانم تحقیق و نگارش همه سریال‌ها روی شانه یک نفر است. ولی اگر جایی مثل مرکز تحقیقات پشت ماجرا باشدکه حداقل تحقیق و پژوهش و نگارش نهایی فرد ارزیابی مختصری بشود، مثل حالا موج اعتراض از جانب عام و خاص شروع نمی‌شود.

نه، فعلا ما این نقش را برای سریال‌ها نداریم.

این به نظرتان نقص نیست؟

اگر نقص هم باشد، برمی‌گردد به نظام تشکیلاتی سازمان و به ما ربطی ندارد. ولی اگر از من بپرسید آیا مرکز تحقیقات باید در این مراحل نقشی ایفا بکند یا نه، من برایتان توضیح می‌دهم که اصولا تحقیقات رسانه‌ای چند مرحله دارد. تحقیقات قبل تولید، تحقیقات حین تولید، تحقیقات بعد از تولید و قبل از پخش و آخری هم تحقیقات بعد از پخش. از شما می‌خواهیم بحث را به ما خلاصه نکنید. هر معاونتی برای خودش واحد تحقیقاتی دارد و غیر از ما حدود 10 واحد تحقیقاتی دیگر هم در سازمان هست.

به بحث این واحدهای موازی هم می‌رسیم. ولی حالا اجازه بدهید درباره بحث خودمان از جزء به کل برسیم.

برای این‌که یک محصول رسانه‌ای با کیفیت و منطبق بر هدف‌های اولیه طراحی شده ساخته شود، به آن 4مرحله‌ای که گفتم نیاز داریم. یعنی قبل از ساخت، باید تحقیق کافی انجام بشود. مخصوصا درباره سریال‌های مهم و الف. بعد از مراحل اولیه و مرحله نگارش، ما باید در جریان ساخت هم حضور داشته باشیم.

خودتان دارید طرح سوال می‌کنید! من می‌خواهم ببینم این روالی که می‌گویید و برای من هم بدیهی است، اعمال می‌شود یا نه؟ خلاصه‌اش این‌که تعریف و نقش مرکز تحقیقات در این پروسه چیست؟ هر دومان می‌دانیم باید چه جوری باشد. سوالم این است که الان چه جوری است؟

در تشکیلات موجود سازمان، هر معاونتی یک اداره کل پژوهشی دارد. مثل اداره کل پژوهش سیما، اداره کل پژوهش صدا، سیاسی و الخ. در طراحی اولیه  درست یا غلط  گفته‌اند مرکز تحقیقات مادر، همین مرکز تحقیقات خودمان باشد و واحدهای پژوهشی معاونت‌ها کارهای متفاوتی با مرکز انجام می‌دهند. در تقسیم کار موجود، مرکز تحقیقات چند کار مختلف مثل تحقیقات راهبردی و پایه‌ای، تحقیقات نظرسنجی و افکارسنجی و تحلیل محتوا را بر عهده دارد که بقیه هیچ کدام چنین کارهایی نمی‌کنند. بعضی از تحقیقات هم از همان اول از عهده ما خارج شده. بخشی از کارها از اول به عهده معاونت‌ها بوده. ولی درستش این است که ما یک گروه محقق پای کار داشته باشیم که هم قبل از فیلمنامه و قبل تولید و هم حین تولید و هم بعدش روی کار نظارت داشته باشد. یعنی به قول شما باید امضای اداره کل پژوهش معاونت مربوطه‌اش را بگیرد.

در یک کلام کار تحقیق و پژوهش متمرکز انجام بشود. درست است؟

نه، من خیلی منظورم این نیست. ولی باید «با نظارت» انجام بشود.

شما هم مثل من از چیزهایی صحبت می‌کنید که باید باشد و نه چیزهایی که هست. خب این کار الان چقدر انجام می‌شود؟

نمی‌خواهم بگویم در این زمینه هیچ کاری نمی‌شود. ولی ما با شرایط مطلوب فاصله داریم.

چقدر فاصله داریم؟ چند درصد؟

سخت است؛ یک پژوهشگر هیچ‌وقت نمی‌تواند دقیق حرف نزند.

اما یک چیز خیلی کاربردی در علوم انسانی و پژوهش داریم به اسم تخمین!

به هر حال خیلی وقت‌ها تخمین دقیق نیست. گفتم که با شرایط مطلوب فاصله قابل ملاحظه‌ای داریم. اما باید اضافه کنم که تحقیق برای رسانه و مخصوصا برای سریال‌ها واقعا کار دشواری است، ملزوماتی هم دارد. خیال نکنید کسانی که در اداره کل پژوهش سیما نشسته‌اند، نمی‌دانند که باید این کارها را انجام بدهند یا نمی خواهند انجام بدهند.

پس چی؟ برایشان تعریف نشده؟

درصدی می‌تواند به همین دقیق نبودن تعریف برگردد. چیزهایی هست که الزاما دست مدیر نیست. یکی از لوازم کار تحقیق، وجود نیروها و پژوهشگران خبره و کارآمد است.

تمام این مشکلات به خاطر کمبود پژوهشگر است یا بیشتر از تعریف‌های ناقص سرچشمه می‌گیرد؟

به خیلی چیزها برمی‌گردد. یکیش هم همین است. بخشی از مشکل ما این است که خیال می‌کنیم با تعریف چیزی کار درست می‌شود.

وقتی از چیزهایی حرف می‌زنیم که باید باشد و نیست، عملا درباره تعریف غیرجامع موضوع بحث می‌کنیم.

بخشی‌اش به این برمی‌گردد، ولی بخش دیگرش هم این است که باید لوازم تحققش را مهیا کنیم. به هر حال این تعریف تا حدود زیادی در صداوسیما انجام شده.

یک سوال کاربردی: تحقیقات شما کجا جواب می‌دهد؟ تقریبا همه ارتباط من به عنوان مخاطب با مرکز تحقیقات نتیجه نظرسنجی‌هایی است که آن هم بدون رودربایستی بعضی وقت‌ها کاملا با واقعیت فرق می کند. نمونه آخرش نظرسنجی سریال‌های ماه رمضان بود که در آن سریال «بزنگاه» از نظر تعداد مخاطب در مقام سوم اعلام شد. این را بدون این که قصد طرفداری از این سریال و محتوایش را داشته باشم، می‌گویم. ولی خیلی وقت‌ها مخاطب عام خیلی راحت می‌تواند کم و بیش رتبه‌ها را برای خودش حدس بزند.

یکی از مشکلات ما این است که اکثریت جامعه، مستند و مبتنی بر اطلاعات صحبت نمی‌کنند. علتش شاید این باشد که ما به فرهنگ شفاهی بیشتر تکیه داریم. طبق مستنداتی که وجود دارد، ما در 4 سال گذشته بدون واقع‌نمایی بالای 95 درصد، هیچ تحقیقی انجام نداده‌‌ایم. بررسی‌ها هم نشان داده که این‌طور بوده. هیچ‌وقت هم خلاف تحقیقاتمان چیزی منتشر نکرده‌‌‌ایم. جاهایی از «بزنگاه» چیزهایی داشت که اصلا درست نبود. خیال می‌کنید مردم این‌ها را نمی‌فهمند؟ خانواده‌‌هایی هستند که همان موقع پیچ تلویزیون را می‌بندند یا می‌زنند یک کانال دیگر.

الان بحث خوبی و بدی نیست. بحث دیده شدن و نشدن است.

ما فقط میزان بیننده را به عنوان رتبه سریال در نظر نمی‌گیریم. چون چه بسا اکثریت مردم سریالی را از روی ناچاری ببینند. چون دم افطار است و تلویزیون هم باز است. ما از کسانی که دیده‌اند، می‌پرسیم چقدر رضایت دارید؟ یعنی نمره یا رتبه یک سریال فقط به میزان مخاطب برنمی‌گردد. به میزان رضایت آنهایی که دیده‌اند هم برمی‌گردد. مثلا شاید همین «بزنگاه» درصد مخاطب بالایی داشته، ولی رضایتش پایین بوده. برای همین سوم شده.

قصد من از گفتن این مورد خاص، چیز دیگری بود. می‌خواستم بگویم تنها ارتباط من مخاطب عام با مرکز تحقیقات، همین اعلام آمارهاست و کارکرد موثر دیگری برایم ندارد.شاید ما نقص اطلاع‌رسانی داریم. چون افکارسنجی‌ها و نیازسنجی‌های زیادی می‌کنیم که برای سازمان و مردم خیلی مفید است و می‌تواند مبنای برنامه‌سازی قرار بگیرد.

از این تحقیقات استفاده هم می‌شود؟ نتایجش را در خروجی‌ها می‌بینید؟

حالا این که اعمال می‌شود یا نه، خیلی به من ربطی ندارد.

این جوری که آن تصویری که کلا درباره  تحقیق و محقق وجود دارد و درباره‌اش حرف زدیم، درباره مرکز تحقیقات هم مصداق پیدا می‌کند. چون نه کسی ازش انتظار کار خاصی دارد، نه کسی ازش سرویس می‌گیرد و نه نتیجه کارهایش لزوما اعمال می‌شود.

حرف شما درست است، ولی 2 منظر دارد که نباید آنها را با هم اشتباه کرد. یک بحث این است که محقق نباید در را روی خودش ببندد و کارش باید مبتنی بر نیازهای جامعه باشد.

بحث دیگر هم این است که باید با همین ملاحظه نیازهای روز و مسائل اجتماعی و فرهنگی تحقیق کند تا این تحقیق به کار گرفته ‌شود.

خب تحقیقات شما چقدر به کار گرفته می‌شود؟

من نمی‌توانم بگویم چقدر. ولی در چند سال اخیر با تحولاتی که در زمینه تحقیق اتفاق افتاده و تحقیق براساس نیازهای سازمان انجام می‌شود، کاربردش هم ارتقا پیدا کرده است.

 قبلا تحقیقات ما می‌ماند در قفسه‌ها و هیچ‌کس بهش دست هم نمی‌زد؛ ولی حالا شاید به دلیل شرایط و موقعیت‌های رقابتی یا هر دلیل دیگر استفاده از آنها هم افزایش پیدا کرده.

نیازسنجی‌‌ها چطور انجام می‌شود؟ به شما سفارش می‌دهند یا نیاز آنها را هم خود شما نیازسنجی می‌کنید؟

تقریبا 70 درصد کارهای تحقیقی‌مان را براساس درخواست‌ مدیریت‌های سازمان انجام می‌دهیم. حدود 30 درصدش را هم با تشخیص خودمان یا مواردی که پیش می‌آید، انجام می‌دهیم.

بین صحبت‌ گفتید جاهای دیگری هم هستند که کار پژوهشی انجام می‌دهند. اسم می‌برید؟

معاونت‌های سیما و صدا هر کدام یک اداره کل پژوهشی دارند. همین طور سیاسی، برون‌مرزی، فنی، دانشکده، آموزش، موسیقی و مرکز پژوهش‌های اسلامی در قم. جمعا می‌شود 9 تا.

شما به عنوان مرکز تحقیقات مادر چه نقشی دارید؟

اینجا واحدی داریم به اسم واحد هماهنگی پژوهش‌های سازمان. نقشمان در این حد است که برنامه سالانه آنها را بررسی و ارزیابی می‌کنیم. اگر مرتبط با نیازهای معاونت خودشان نباشد، رد می‌کنیم. اگر نه، تایید می‌کنیم که برای تایید یا تکذیب برود توی برنامه و بودجه سازمان. در طول سال هم تا حدی نظارت می‌کنیم. با این حال ربط خیلی زیادی با هم ندارند.

غیر از تحقیقات رسانه‌ای، تحقیقات دیگری هم انجام می‌دهید؟ اگر اشتباه نکنم، تحقیقات سیاسی هم از شما دیده‌ام.

غیر از تحقیقات رسانه‌ای، 2 جور دیگر هم تحقیق انجام می‌دهیم؛ یک قسمش افکارسنجی در زمینه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که همان‌طور که می‌تواند مبنای سیاستگذاری برای رسانه باشد، به کار جاهای دیگر هم می‌آید. برای همین بعضی وقت‌ها مراجعه می‌کنند که این اطلاعات را از ما بخرند. بعضی‌وقت‌ها این تحقیقات را به سفارش وزارتخانه‌های دیگر و براساس نیاز آنها انجام می‌دهیم، یعنی در حقیقت سفارش کار می‌گیریم؛ چون ما امکان تحقیق در سطح کشور را داریم و انجام این کار با این مقدار امکان عملیاتی، سرعت و دقت، برای کمتر جایی وجود دارد. بخش دیگر هم تحقیقات پایه‌ای است که ممکن است مستقیما به کار رسانه نیاید؛ ولی باعث توسعه دانش ارتباطات می‌شود و می‌تواند به دانشجویان و استادان دانشکده‌های ارتباطات کمک کند. فصلنامه علمی «پژوهش و سنجش» ما با تکیه بر تحقیقات خود مرکز، عهده‌دار همین جور تحقیقات است.

برگردیم به سوال قبلی. این‌ 9 مرکز پژوهشی که با هماهنگی مختصر شما کار می کنند، به نوعی موازی‌کاری نمی‌کنند؟

اولا این که غیر از آن که در قم است، بقیه اداره‌اند. ثانیا سازمان در مقطعی دست به این اقدام زد که ظاهرا ناگزیر بود. شاید الان هم همان نیاز اولیه وجود داشته باشد، آن هم این بود که بعد از اوایل دهه 70 و با توسعه کمی در صداوسیما نیازهایی که تا آن موقع دیده نشده بود، دیده شد. آن موقع مرکز تحقیقات ظرفیت کافی برای انجام این همه کار را نداشت و باید کارهای مهم‌تری مثل همین نظرسنجی و افکارسنجی و تحقیقات بنیادی را انجام می‌داد. دیگر این که تحقیقات در کشور ما به هر حال مشکلات خاص خودش را دارد. با وجود این‌ همه دانشگاه، ما خیلی وقت‌ها محقق مورد نیازمان را پیدا نمی‌کنیم، چون اولا کار رسانه چندبعدی است و پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد. دیگر این که تحصیلکردگان ما معمولا بین رشته‌‌ای نیستند و در طراحی مهم‌ترین رشته‌های دانشگاه ما هم به نیازهای ضروری بین‌رشته‌ای توجه نشده. بنابراین حاضریم کسی را که بین رشته‌های مختلف شاخ و برگ زده با هر قیمتی در مرکز به کار بگیریم.

نیروی ثابت دارید یا بیشتر به صورت پیمانکاری به قضیه نگاه می‌کنید؟

نیروی ثابت برای کارهای خیلی سرعتی داریم. در مرکز حداقل 50 پژوهشگر ثابت در رشته‌های مختلف و شعب مختلف دسته‌بندی شده‌اند و دارند کار می‌کنند؛ ولی اعتقاد نداریم که تحقیقات باید به صورت متمرکز انجام شود.

به صورت غیرمتمرکز چند نفر همکار دارید؟

حداقل 100 تا پژوهشگر در طول سال با مرکز همکاری می‌کنند.

مرکز تحقیقات چه ویژگی‌ای دارد که گفتید در شهرستان‌ها هم دستتان باز است؟

در هر مرکزی و در هر استانی یک کادر ثابت متمرکز شامل یک مدیر پژوهش و حداقل 3 پژوهشگر ثابت داریم. در سال‌های اخیر این کادر آموزش هم دیده‌اند. برای همین وقتی می‌خواهیم تحقیقات ملی انجام دهیم، نیروی آماده به کار در اختیار داریم و این ظرفیت بی‌نظیری است.

تحقیق ؛ چراغی برای تاریکی

در هفته پژوهش سال 84، همکار ما در اول گفتگویش با علیرضا پویا به عدم ارتباط مقوله پژوهش با حوزه تولید اشاره کرده بود و در آخر کارهم از او پرسیده بود که اگر بخواهیم سال بعد با شما گفتگو کنیم، فکر می‌کنید می‌شود امیدوار بود که این شکاف بیشتر پر شده باشد؟ دوست دارم بدانم حالا که 4 سال از آن گفتگو گذشته، پویا به این سوال چه جوری جواب می‌دهید؟ آن شکاف پر شده یا نه:« پر نشده، ولی خیلی کم شده. از 2 وجه می‌گویم؛ یکی این که نیازهای کاربر دیده می‌شود. دیگر این که درخواست تحقیق خیلی زیاد است. به نظرم این خودش تا حد زیادی نشانه پر شدن آن شکاف است.»

دیگر اینکه اول صحبتمان قرار شد پویا چند دقیقه برای سوال خودش که اگر مرکز تحقیقات را ببندند اتفاقی می‌افتد یا نه، از خودش دفاع کند. آخر گفتگو دوباره برگشتم به همان سوال و گفتم:  من به 4 سال شما کاری ندارم. منظورم هویت وجودی مرکز است. اگر قرار باشد مرکز تحقیقات بسته شود، شما چه جوری ازش دفاع می‌کنید؟»

او هم جواب داد:« اگر بخواهم فارغ از مسوولیت اینجا یا به عنوان یک پژوهشگر یا ناظر بیرونی که درکی هم از مباحث و شرایط رسانه‌ای دارد، از مرکز دفاع کنم، باید بگویم که اگر مرکز تحقیقات فعالیت‌هایش را تعطیل کند، بخشی از فعالیت‌های رسانه در تاریکی و بی‌چراغ و در چراغ خاموش پیش خواهد رفت. با اطمینان می‌گویم که صداوسیما بدون مرکز تحقیقات نمی‌تواند به فعالیت بالنده و پیشرواش آن هم در این شرایط رقابتی ادامه بدهد.»

جابر تواضعی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها