بر ماست تا در این تقارن فرخنده به بازنگری برنامههای فرهنگی خویش بپردازیم و برای این سوال پاسخی محققانه بیابیم که ما به عنوان میراثداران عظیمترین فرهنگ، ادب و هنر نبوی نسبت به آشناسازی تودههای مردم بویژه جوانان نوجو و نوگرا چه تلاش مدون و هماهنگی را رقم زدهایم تا در سایه آن سیره و آیین محمد (ص) از منظر نگاه شاعران و هنرمندان به نام تاریخ کشورمان، سیرابکننده روح عطشناک و پرسشگر آنان باشد.
براستی چه مقدار از معرفی چهره رسول اکرم (ص) از زبان سحرآمیز مولانا در قالب هنریترین قالبهای شعری و ادبی با همت متولیان و فرمانداران سکان فرهنگ کشورمان انجام شده است؟ در حالی که آثار این شاعر نبوی از سوی شهردار قونیه به 20 زبان زنده دنیا منتشر میشود ما چه کردهایم؟ بیشک تلاش ما و دستاندرکاران دلسوز فرهنگ میهنمان نسبت به امکانات و شرایط کم نبوده اما این مولاناست که بزرگ است و وسعت این بزرگی و شکوه بیتردید به اندیشههای محمدی (ص) و سخنان قرآنی او بازمیگردد.
شاید چنین بتوان نتیجه گرفت سال پیامبر اعظم (ص) در حوزه فرهنگ باید به معرفی و شناساندن قلههای فرهنگی و هنری همچون مولانا که آثارشان روشن از خورشید درخشان آیین و سیره نبوی است تبدیل شود و فرهنگ و هنر کشور مجال فراخ و فرخندهای را برای بازخوانی سطر به سطر آیین محمدی فراهم آورد تا در سایه اندیشههای بزرگی که به تبیین سیره و اندیشههای حضرت ختمی مرتبت پرداختهاند رخداد مقدسی در سمت و سو و تعالی آفرینشهای فرهنگی پدید آورد.
با نگاهی به انتشار گسترده کتابهای ترجمه با محتوای عرفان امریکای لاتین شاید چنین هشدار دهد که ما حتی در درون مرزهایمان هنوز عرفان و معنویت ملهم از آیین نبوی را که بزرگانی چون مولانا و شاعران و ادیبان معنویتگرایی از این دست مبلغ آن بودهاند چنان که باید، روزآمد و روز کارآمد در انبان اندیشه مشتاقان جوانمان جای ندادهایم. مثلا بسیاری از مولفههای آثار و اندیشههای «کوئیلو» همانند با شناسههای عرفان اسلامی است اما بی یادمانی از سرچشمه و مبنای اصیل و بیبدیل آن.
سال محمد (ص) سال احیای نام و مرام محمد (ص) است. سال پیامآور رحمت و شفقت، سال رسول پایداری و پویایی. امید بر این داریم که برگهای سرسبز و گلهای معطر درخت تناور فرهنگ، امسال همه انبوه انبوه گل بیاورند، گلهای محمدی (ص.)