او همچنین تاکید کرد نگرش جامعه به پلیس نسبت به پیش از انقلاب اسلامی تغییر یافته و مردم همواره در کنار پلیس هستند. اما باید برای دستیابی مردم به آرامش و امنیت بیشتر تلاش کرد. فرمانده نیروی انتظامی در بخش پایانی این گفتگو راهکارهای تامین آرامش روانی مردم را ارائه می دهد.
ورود ناجا به برخی مباحث امنیتی ، شائبه کار سیاسی را در ذهن برخی آدمهای سیاسی ایجاد می کند. در دوره پیش از شما هم این حالت بیشتر نسبت به بخشی از ناجا بود ؛ اما حالا دیگر نمی گویند که مثلا حفاظت دارد کار می کند، اطلاعات دارد کار می کند. برای مثال گاهی پرونده هایی وجود دارد که وقتی دنبال آن می رویم ، می بینیم که کار اصلی آن را خود ناجا دنبال کرده است . آیا اصولا وظیفه ناجا ورود به این مباحث است؛ یا این گونه پرونده ها به عهده وزارت اطلاعات یا سیستم های دیگر است؛
همان طور که توضیح دادم ما در ناجا براساس قانون عمل می کنیم ؛ البته خیلی وقتها افرادی که مقصرند از اجرای قانون ناراحتند و دنبال این هستند که به گونه ای طفره بروند و انگی بزنند؛ اما ما به هیچ عنوان کوتاه نمی آییم ؛ البته در مقابل هر اتفاقی که در ناجا بیفتد ما پاسخگو هستیم و من به عنوان فرمانده نیروی انتظامی می گویم که هیچ گونه اقدام و نگاه سیاسی و بحثهای قشری در نیروی انتظامی وجود ندارد؛ اما به هر حال امنیت عمومی به عهده ناجا هست یا نیست؛ و آیا قانون به ناجا وظیفه تامین امنیت جامعه را داده است یا نه؛ من در مقابل آسیب های اجتماعی مسوولم . برای مثال ما الان می بینیم که مواد مخدر و محصولات مخرب فرهنگی و مشروبات الکلی موضوعات جدی ای هستند که در جامعه وجود دارند و یا بحث زنان روسپی یا دختران فراری و یا باندهای فساد. خوب طبیعتا من روی اینها کار اطلاعاتی می کنم . وقتی می بینم بی بندوباری به شکل ساماندهی شده در جامعه شکل گرفته ، قطعا روی آن کار اطلاعاتی می کنم . من وظیفه قانونی دارم ، وزارت ارشاد وظیفه دارد و همه مسوولان وظیفه دارند. یا نمونه ای دیگر و یکی از موضوعات جدی ای که پدید آمد همین بحث آقای پورزند بود. ما با پورزند کاری نداشتیم ؛ اما وقتی مسائل فرهنگی و فساد را در جامعه دنبال می کردیم ؛ ردپای افرادی را پیدا کردیم که در بعضی از مناطق آزاد، پایگاه هایی داشتند. خوب که تحقیق کردیم ، دیدیم که در تهران هم محافلی دارند و کاملا ساماندهی شده و در ارتباط با خارج از کشور این کار را انجام می دهند.
این قضیه مناطق آزاد حل شده است یا هنوز هم ادامه دارد؛
خیلی بهتر شده . انصافا همکاری مدیران مناطق آزاد نسبت به گذشته خیلی بیشتر شده است . به هر حال آنها هم دلشان برای این کشور می سوزد. آنها می دانند که من با دید سیاسی موضوعات را دنبال نمی کنم . موضوع را به اطلاع رئیس جمهور محترم رساندم ، سوابق را نشان دادم ، قوه قضاییه مدارک و اسناد را بررسی کرد و حتی همه اعضای کمیسیون اصل 90 هم توجیه شدند، لذا ممکن است برخی از این ورطه آسیبی به آنها وارد شده باشد؛ اما ما وظیفه خود را انجام دادیم . من به عنوان پلیس مسوولم با تهاجم فرهنگی ای که مشروبات الکلی را از آن سوی مرز در اختیار افراد می گذارند ، برخورد کنم.
سردار ، آماری که شما اعلام کردید نشاندهنده این است که خیلی از جرایم کاهش پیدا کرده است ؛ اما ما می بینیم بعضی جرایم خاص مثل سرقت بانکها افزایش یافته است . آیا این افزایش و کاهش ها به این معنی نیست که نوع جرایم عوض شده است؛
آمارها و تحلیل های ما مستند است . به هر حال ما به عنوان پلیس مطلع هستیم و این که می گوییم سرقت خودرو یا بانکها ، 13درصد افزایش یافته ؛ اما انصافا برخی جرایم مانند راهزنی ، سرقت منازل ، کیف قاپی ومزاحمت های اراذل و اوباش کاهش یافته است ؛ البته باید ریشه ای تر به موضوعات نگاه کرد. اقداماتی که تاکنون انجام شده اقدامات کنترلی پلیس بوده است . ریشه موضوعات هنوز هم حل نشده . یعنی مشخص می شود که اگر پلیس کنترلش را کمتر کند، حتما جرایم به صورت جهشی در کشور بالا می رود. شما نگاه کنید به بخش مربوط به کلاهبرداری و جعل ؛ چون عمدتا بحث اقتصادی است ، ما کمتر می توانیم ایفای نقش کنیم . در نتیجه رشد 37درصدی هم در آن داشتیم ؛ اما در مجموع آمار ورودی به زندان هایمان 5/2 درصد کاهش داشته است و آمار جرایم نیز در مجموع و بطور میانگین 8/9 درصد کاهش داشته است .البته باید تاکید کرد که هر چه جلوتر می رویم ، جرایم پیچیده تر می شود. یعنی پلیس به هر میزان حرفه ای تر و مسلطتر باشد، مجرمان هم گرچه کمتر می شوند، اما حرفه ای تر عمل می کنند؛ ولی اگر تعامل با مردم و بخشهای دولتی را خوب تنظیم کنیم ، جرم را در جامعه در حد قابل قبولی مهار و کنترل خواهیم کرد و یا به حداقل خواهیم رساند.
شما از وجود امنیت در جامعه سخن گفتید؛ اما به نظر می رسد مردم ما در شرایط کنونی همواره احساس نگرانی می کنند. آیا این احساس نگرانی نشانگر نبود امنیت اجتماعی نیست؛
ببینید وظیفه پلیس عینیت بخشیدن به امنیت است . مردم به بحثهای نظری ما کاری ندارند. آنها امنیت عملی می خواهند. آنها می خواهند وقتی در منزل نیستند، یک بار هم به فکر خانه شان و امکان سرقت از آن نیفتند. آنها زمانی احساس امنیت می کنند که وقتی به یک پارک می روند، 6بار بچه شان را نفرستند که برو نگاه کن ، ببین ماشین هست یا نه . این نشان می دهد که مردم احساس ناامنی می کنند. پلیس باید تلاش کند به امنیت ، عینیت بخشد؛ اما احساس امنیت به مسائل بسیاری مربوط است از جمله عملکرد رسانه ها. من بارها گفته ام از مجموعه عملکرد صفحه حوادث امروز روزنامه ها ، به عنوان رئیس پلیس و همچنین به عنوان یک شهروند راضی نیستم.
راه حلش چیست و چه باید کرد؛
بارها گفته ام ، حاضرم در این بخش با شما کار تخصصی انجام دهم . اطلاعات یک حادثه و رخداد را در اختیار شما بگذارم و با یکدیگر آن حادثه را کالبدشکافی کنیم که اگر جوان ما یک حادثه عشقی را در روزنامه ها خواند، از آن آموزش منفی می گیرد. گاهی مطبوعات تیتر خبرهای خود را به گونه ای انتخاب می کنند که به امنیت مردم نگاه کلیشه ای دارند. ما نباید به امنیت با نگاه به حل تیراژ مطبوعه مان برخورد کنیم . اینجاست که احساس ناامنی پدید می آوریم . من می گویم در یک شهر 12-13میلیونی مثل تهران حتی یک حادثه ناگوار هم نباید اتفاق بیفتد، اما به هر حال می افتد، ولی وقتی یک حادثه ای را طوری بزرگ کنیم که هر گاه خانواده ای تصمیم می گیرد مثلا به پارک برود، در رفتن یا نرفتن مردد بماند، این انصاف نیست.
مقصر این مشکل فقط مطبوعات هستند؛
نه ، خود نیروی انتظامی هم سهم دارد. من بارها به همکارانم گفته ام اگر درست اطلاع رسانی کنیم و اطلاعات صحیح در اختیار رسانه ها بگذاریم از خبرهای کوچک تیترهای بزرگ ساخته نمی شود. من جزو آن دسته از مدیرانی نیستم که بگویم مطبوعات یا صداوسیما در خدمت ما باشند. ما می گوییم موضوعات ما را با نیت سازندگی و پیشرفت به چالش بکشند نه سطحی و ژورنالیستی.
به چالش کشیدن یک حادثه در مرحله بعد از وقوع حادثه است. پیش از حادثه چطور؛
من منظورم بحثهای پیشگیری است . مثلا در بحث ترافیک که یک موضوع ملی است و خرد ملی را می خواهد، مطبوعات را می خواهد، صداوسیما را می خواهد. ما باید بفهمیم که سالی 20هزار نفر از هموطنانمان دارند کشته می شوند. این یک امر عادی نیست . احساس من این است که چون عمق فاجعه را نمی دانیم ، از کنار آن می گذریم .
از این بحث اصولی کمی خارج شویم ، یک موضوع کوچکتر هم هست که مربوط می شود به قاچاق موادمخدر و قاچاق کالا. برخی می گویند در این بحث فلان شخصیت ، فلان فرد و یا فلان اسکله هست که نیروی انتظامی از آن خبر ندارد. آیا در قاچاق موادمخدر و کالا ردپاهای خاصی هست؛
من بارها توضیح داده ام و این بحثها را قبول ندارم که فلان اسکله متعلق به فلان سازمان و فلان نهاد است و از آنجا بار می آورند و می برند و اگر آن را حل کنیم ، مشکل قاچاق کشور را حل کرده ایم . به نظر من این گونه نیست . من می گویم در ساحلی که بیش از هزار و خرده ای کیلومتر وسعت دارد و در هر جزر و مدی 200 تا 300 اسکله هست و لنج و قایقها می آیند و بارهایشان را کنار جاده تخلیه می کنند و می روند، گرچه نمی خواهم بگویم در برخی از مبادی ورودی قانونی تخلفی نمی شود، بله آنجا هم تخلف می شود؛ ولی این چند درصد قاچاق است . به نظر من 3درصد قاچاق هم از مبادی ورودی صورت نمی گیرد. در مبحث قاچاق هم ما در 3بخش اطلاعات دقیق ، تصمیم درست و اجرای صحیح مشکل داریم . بویژه در 2بخش آخر دچار اشکال هستیم . ما اطلاعات تقریبا دقیقی داریم و می دانیم که بیش از 4میلیارد دلار در کشور قاچاق کالا صورت می گیرد؛ اما در بخش تصمیم گیری و اجرا مشکل داریم . به هر حال قاچاق زاییده عرضه و تقاضاست . آیا ما در صمیم گیری های خود در بحث قاچاق کالا و سیاست های پولی و مالی درست عمل می کنیم؛ آیا ابزار لازم را در اختیار سازمان های اجرایی می گذاریم؛ به هر حال من مطمئن هستم قاچاق کالا قابل حل است . مهم این است که تصمیمات درست و مبتنی بر اطلاعات صحیح بگیریم و خود را ملزم به اجرای آن کنیم .
از وقتی که در اختیار ما گذاشتید سپاسگزاریم .
گفتگو با سرتیپ قالیباف فرمانده نیروی انتظامی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم