گفتگو‌ با علی‌ راضی‌ کارگردان‌ نمایش‌ «اسبهای‌ آسمان‌ خاکستر می‌بارند»

زبان‌ مشترک‌ اسطوره‌ها

نمایش‌ «اسبهای‌ آسمان‌ خاکستر می‌بارند»، نوشته‌ نغمه‌ ثمینی‌ و به‌ کارگردانی‌ علی‌ راضی‌ چندی‌ پیش‌ در بخش‌ بین‌الملل‌ بیست‌ و چهارمین‌ جشنواره‌ تئاتر فجر اجرا شد و از چهارشنبه‌ 26 بهمن‌ نیز در تالار قشقایی‌ مجموعه‌ تئاتر شهر روی صحنه رفت. علی‌ راضی‌ که‌ در فرانسه در مقطع دکترای‌ تئاتر تحصیل می‌کند و پیش‌ از این‌ در خصوص‌ ریشه‌های‌ تعزیه‌ در ایران‌ قبل‌ از اسلام‌ تحقیقاتی‌ در قالب‌ پایان‌نامه‌ فوق‌لیسانس‌ به‌ عمل‌ آورده،‌ با تکیه‌ بر داستان‌ سیاوش‌ به‌ مثابه‌ یک‌ شهید ایرانی‌ اثری‌ به‌ صحنه‌ آورده‌ که‌ به‌ دو زبان‌ فارسی‌ و فرانسه‌ اجرا می‌شود و دو بازیگر مهمان‌ دارد: ورونیک‌ سکری‌ از گروه‌ تئاتر پیتربروک‌ از فرانسه‌ و حسن‌ معجونی‌ از گروه‌ تئاتر لیو. راضی‌ نمایش‌هایی‌ چون‌ «دایی واپنا روی‌ فرش‌ ایرانی» و «آب،باد،خاک،آتش،بهار» را در فرانسه‌ به‌ صحنه‌ برده‌ و سال‌ گذشته‌ نیز با دو نمایش‌ «یک‌ بلیت‌ برای‌ بهشت» و «تولدت‌ مبارک‌ دن‌ کیشوت» در جشنواره‌ بین‌المللی‌ تئاتر فجر حضور داشته‌ است. به‌ بهانه‌ حضور مجدد او در تئاتر ایران‌ با وی‌ گفتگویی‌ انجام‌ داده‌ایم‌ که‌ در پی‌ می‌آید:‌
کد خبر: ۲۲۱۳۴۶

آقای‌ راضی‌ با توجه‌ به‌ این‌که‌ چند سال‌ در ایران‌ حضور نداشتید چطور به‌ ترکیب‌ فعلی‌ که‌ متشکل‌  از جمعی‌ از عوامل‌ حرفه‌ای‌ نمایش‌ در تئاتر ایران‌ است‌ رسیدید؟‌

 در واقع‌ ما از سالها پیش‌ با هم‌ آشنایی‌ داشتیم‌ و همه‌ عوامل‌ گروه‌ از دوستان‌ قدیمی‌ من‌ هستند. از  دو سال‌ پیش‌ صحبت‌هایی‌ شده‌ بود که‌ به‌ طور گروهی‌ نمایشی‌ روی‌ صحنه‌ ببریم‌ و در «اسبها...»  این‌ فرصت‌ پیش‌ آمد. در جشنواره‌ بهار ایرانی‌ در فرانسه‌ نیز که‌ «شکلک» نوشته‌ نغمه‌ ثمینی‌ به کارگردانی‌ کیومرث‌ مرادی‌ حضور داشت،‌ این‌ رابطه‌ تحکیم‌ شد و قرار شد نمایشی‌ در تهران‌ اجرا  کنیم. من‌ در فرانسه‌ در گروه‌ تئاتر هفت‌ مشغول فعالیت‌ هستم‌ که‌ همگی‌ اعضایش‌ از فرانسوی‌ و دیگر  کشورهای‌ اروپا هستند و من‌ تنها ایرانی‌ این‌ گروهم. این‌ نمایش‌ کاری‌ مشترک‌ بین‌ گروه تئاتر‌ هفت‌ و  گروه‌ تئاتر تجربه‌ است.‌

 گویا خانم‌ ثمینی‌ متن‌ را اختصاصا برای‌ این‌ اجرا نوشته‌است. در خصوص‌ شکل‌گیری‌ متن‌ بگویید. ‌

 در ابتدا تصمیم‌ گروه‌ بر این‌ بود که‌ نمایشی‌ برمبنای‌ اسطوره‌ سیاوش‌ اجرا کنیم. من‌ با توجه‌ به‌  تحقیقاتی‌ که‌ از قبل‌ در خصوص‌  ماجرای‌ سیاووش‌  داشتم، دوست‌ داشتم‌ در اجرای‌ این‌ اسطوره‌  به‌ زبان‌ مشترکی‌ بین‌ ما و غیرایرانی‌ها برسم‌ که‌ حاوی‌ نگاه‌ امروزی‌تری‌ به‌ اسطوره‌ باشد. بر این‌  اساس‌ بهترین‌ کسی‌ که‌ برای‌ نوشتن‌ نمایشنامه‌ به‌ نظرم‌ رسید نغمه‌ ثمینی‌ بود. خانم‌ ثمینی‌ هم‌  قبول‌ کرد و سپس وارد مرحله‌ نگارش‌ متن‌ شدیم.
ایشان‌ همکاری‌ خوبی‌ با مجموعه‌ داشت و  توانست نوعی‌ زبان‌ ساده‌ و شاعرانه‌ را وارد متن‌ کند. همزمان‌ تمرین‌ هم‌ می‌کردیم‌ و متن‌ براساس‌  تمرین‌ها آدابته‌ می‌شد. در جریان‌ انتخاب‌ بازیگر فرانسوی‌ هم‌ حسن‌ معجونی‌ و نغمه‌ ثمینی‌ و  کیومرث‌ مرادی‌ حدود یک‌ ماه‌ به‌ فرانسه‌ آمدند و در جریان‌ تمرین‌ها «ورونیک‌ سکری» انتخاب‌  شد. متن‌ نیز به‌ مرحله‌ نهایی‌ و یک‌ نسخه‌ کامل‌ تبدیل‌ شد.‌

 موضوع‌ دو زبانه‌ بودن‌ نمایش‌ از ابتدا مد نظر شما و ثمینی‌ بود؟ آیا متن‌ نهایی‌ را تغییر ندادید؟‌

 در نسخه‌ای‌ که‌ برای‌ اجرای‌ آن‌ به‌ توافق‌ رسیدیم‌ تغییری‌ به‌ وجود نیامد. از ابتدا نیز تصمیم‌ بر این‌  بود که‌ نمایش‌ با چند زبان‌ اجرا شود. چون‌ قصد داشتیم‌ نمایشی‌ اجرا کنیم‌ که‌ در آن‌ صرفا زبان‌  عامل‌ برقراری‌ ارتباط‌ نباشد. یعنی‌ می‌خواستیم‌ زبان،‌ خود به عاملی‌ زیباشناسانه‌ تبدیل‌ شود و  بتوانیم‌ از تنالیته‌ و موزیکالیته‌ آن‌ به‌ زبان‌ سومی‌ برسیم‌ که‌ هویت‌ خود را داشته‌ باشد. در نتیجه‌  برای‌ انتقال‌ مفهوم‌ باید از چیز دیگری‌ استفاده‌ می‌کردیم‌ و آن‌ زبان‌ بین‌المللی‌ تئاتر بود. همچنین‌  سعی‌ کردیم‌ ذهن‌ بازیگرها را از همان‌ ابتدا به‌ هم‌ نزدیک‌ کنیم‌ و حرکتهای‌ بدنی‌شان‌ را برمبنای‌  انتقال‌ مفاهیم‌ هماهنگ‌ کنیم.‌

 برای‌ رسیدن‌ به‌ یک‌ زبان‌ بین‌المللی‌ سعی‌ نکردید شباهت‌هایی‌ میان‌ این‌ اسطوره‌ ایرانی‌ و  اسطوره‌های‌ فرهنگ‌های‌ دیگر بیابید؟‌

 اتفاقا به‌ این‌ موضوع‌ هم‌ فکر کردیم. در فرهنگهای‌ دیگر هم‌ داستان‌هایی‌ شبیه‌ به‌ داستان‌ سیاوش‌  وجود دارد. مثلا در فرهنگ‌ اروپایی‌ «زیگ‌ فرید» از این‌ نظر‌ با سیاوش‌ شباهت‌ دارد که‌ خونش‌  پس‌ از مرگ‌ به‌ مثابه‌ یک‌ موجود زنده‌ رفتار می‌کند و قاتلش‌ را رسوا می‌کند. پس‌ از مرگ‌ «زیگ‌  فرید» وقتی‌ قاتلش‌ برای‌ وداع‌ بر بدنش‌ دست‌ می‌کشد، خون‌ او جاری‌ می‌شود و او را رسوا می‌کند.  از خون‌ سیاوش‌ هم‌ گیاهی‌ سبز به‌ نام‌ «پر سیاووشان» می‌روید که‌ ریشه‌های‌ آن‌ درخت، قاتلش‌ را  به‌ بند می‌کشد. در فرهنگ‌ هندوستان‌ هم‌ اسطوره‌ «سیتا» وجود دارد که‌ او هم‌ به‌ تهمت‌ بدنامی‌  گرفتار می‌شود و آزمون‌ آتش‌ را از سرمی‌گذراند. نمونه‌های‌ زیادی‌ از فرهنگ‌ آسیایی‌ و شرقی‌  می‌بینیم‌ که‌ هر کدام‌ از لحاظی‌ با داستان‌ سیاوش‌ مشابهت‌ دارند.‌

 تئاتر حرفه‌ای‌ ایران‌ را چقدر دنبال‌ می‌کنید؟‌

 از کودکی‌ در تئاتر ایران‌ بزرگ‌ شده‌ام‌ و بخش‌ بزرگی‌ از زندگی‌ام‌ تئاتر است‌ اکنون‌ هم‌ که‌ حدود 5  سال‌ است‌ در فرانسه‌ زندگی‌ می‌کنم،‌ تئاتر ایران‌ را کاملا دنبال‌ می‌کنم.‌

 تفاوت‌های‌ تئاتر ما با تئاتر فرانسه‌ چیست؟‌

 تئاتر فرانسه‌ سازوکار و ویژگی‌های‌ خودش‌  را دارد که‌ از وضعیت‌ کشورش‌ هم‌ جدا نیست.  می‌گویند تئاتر، آیینه‌ مناسبی‌ برای‌ بیان‌ اوضاع‌ اجتماعی‌ و فرهنگی‌ هر کشور است. در فرانسه‌ از  منظر تولید تئاتر به‌ جایگاهی‌ رسیده‌اند که‌ صاحب‌ تئاتر ملی‌ هستند. شهرداری‌ها، نهادهای‌  فرهنگی‌ مرتبط‌ و دولتی‌ وظیفه‌ دارند در تولید تئاتر شرکت‌ کنند و این‌ برای‌ تئاتری‌های‌ فرانسه‌  امری‌ خوشایند است. دیگری،‌ مساله‌ آموزش‌ است‌ که‌ در فرانسه‌ برای‌ بازیگران‌ از دوران‌ کودکی‌  وجود دارد. دلیل‌ استفاده‌ خوب‌ بازیگران‌ از بدن‌ و بیان‌ و ریتم‌ و... نیز این‌  است‌ که‌ از کودکی‌ با این‌  مقوله‌ آشنا شده‌اند. همچنین‌ در فرانسه‌ تئاتر خصوصی‌ هم‌ به‌وجود آمده‌ است. یعنی‌ دولت‌ به‌  تهیه‌کننده‌ها کمک‌ مالی‌ می‌کند و سوبسید می‌دهد و برای‌ آنها سالن‌های‌ خصوصی‌ ایجاد می‌کند.  آنها به‌ خانواده‌ تئاتر اعتماد دارند و اعتقاد دارند که‌ اهالی‌ تئاتر می‌توانند بدون‌ محدودیت‌های‌  غیرلازم‌ به‌ کار خود ادامه‌ دهند.‌

 اگر حرف‌ دیگری‌ مانده‌ بفرمایید؟‌

 خوشحالم‌ از این‌که‌ با حضور یک‌ بازیگر فرانسوی‌ در کشورم‌ تئاتر به‌ صحنه‌ برده‌ام. امیدوارم‌ این‌  تجربه‌ آغازگر راهی‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ ارتباط‌های‌ بعدی‌ باشد. فکر می‌کنم‌ این‌ حضور و ارتباط‌  می‌تواند بستر مناسبی‌ برای‌ گفتگوهای‌ بیشتر و موثرتر فرهنگی‌ میان‌ کشورم‌ با دیگر کشورها فراهم‌  کند.‌

مهدی‌ فناییان‌

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها