شتر، گاو، پلنگ

واقعا عاشق شده بودی

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناول‌ها / که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها/ به بوی نافه‌ای کآخر صبا زان طره بگشاید/ ز تاب جعد مشکین‌اش چه خون افتاد در دل‌ها... بله، شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل/ کجا دانند حال ما سبکبالان ساحل ها... نمی‌دانید این بیت حافظ را چقدر دوست دارم. چطورید شترگاوپلنگی‌های تنهای دیار من؟ راستش این هفته خوشحالم. خیلی هم خوشحالم. چون بالاخره این وراجی‌های من انگار یک بار نتیجه داده و به کار آمده است.
کد خبر: ۲۲۱۱۹۰

ماجرا هم از این قرار است که یکی از مخاطبان قدیمی ستون شترگاوپلنگ که چند وقت پیش نامه داده بود و از مشکلش برایمان نوشته بود، حالا نامه نوشته و گفته توانسته خودش را از آن وضعیت بیرون بکشد.

یکی از دلایلش هم همین حرف‌هایی بوده که ما خطاب به او در این ستون نوشته بودیم. البته او نامه را برای کافه فرستاده، ولی کافه در کمال تعجب آمد و عین بچه‌های خوب نامه را یکراست داد به دست من، چون خودش هم از خواندن آن کلی خوشحال بود. نویسنده محترم نوشین خانم، زمانی که داشتم به نامه‌ات جواب می‌دادم فکر می‌کردم تو از خواندنش حسابی رنجه شوی و به حرف‌هایم گوش نکنی.

اما حالا خیلی خوشحالم که تو با آن قضیه منطقی رفتار کردی. من هنوز هم فکر می‌کنم تو آن زمان اسیر احساسات تندی شده بودی و برخلاف این که می‌گویی تا به حال عاشق نشده‌ای آن دفعه واقعا عاشق شده بودی و نمی‌خواستی به روی خودت بیاوری! اما این را باید بدان که نه‌تنها آن فرد، بلکه هر کس دیگری در جایگاه او و امثال او واقعا نمی‌تواند به هیچ‌یک از مخاطبانش تعهد داشته باشد، چون رابطه آنها فقط رابطه یک مخاطب با رسانه است.

به خاطر همین پدید آمدن چنین احساساتی در تو تنها برای او یک راه باقی می‌گذاشت و آن این که به نحوی از این ماجرا شانه خالی کند.

حالا هم همان طور که گفتم خیلی خوشحالم که تو با این وضعیت کنار آمده‌ای. تو نوشته‌ای: «راستش آن روز که حرف‌هایتان را خواندم خیلی خجالت کشیدم که چرا بچگانه فکر می‌کردم. با این که بچه نبودم...» امیدوارم برنامه‌های بسیارت مثل گرفتن گواهینامه رانندگی و بالا بردن مدرک دانشگاهی‌ات هر‌چه زودتر جواب دهد و روزی برسد که اوقات تو آنقدر پر باشد و مفید که حتی وقت فکر کردن به چیزهایی از این دست را هم نداشته باشی.
برایت زندگی سرشار و شادمانه آرزو می‌کنم. خب شترگاوپلنگی‌ها، دیگر باید برویم.

معلوم نیست این ستون تنگ و تاریک کی می‌خواهد کمی دلبازتر شود، اما خب... باید به‌همین هم ساخت و راضی بود. تا هفته بعد درود و بدرود.سرفراز باشید و امیدوار، که اینها از مهم‌ترین خصلت‌های نسل سومی بودن است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها