در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دوومیدانی ایران بیمار است و تلاشهایی برای رونق آن شده، تک ستارههایی میآیند، میدرخشند و میروند. این داستان دوومیدانی ایران از سال 1951 میلادی تا امروز است. در آن سال، در بازیهای آسیایی دهلی، علی باغبان باشی در دوی 5هزار متر مدال طلا گرفت و 55 سال بعد در بازیهای قطر باز هم فقط یک طلا گرفتیم و در کنارش به یک برنز نیز دلخوش شدیم. نکته جالب این که دهها سال بود دستمان به همین یک طلا هم نرسیده بود.
ورزشی برای همه
دوومیدانی دنیای گستردهای دارد و تنوع رشتههایش آنقدر زیاد است که اگر هدف، قهرمانی و کسب مدال در عرضههای بینالمللی باشد، برنامهریزی اساسی در این ورزش، دست ما را به مدالهای زیادی میرساند؛ اما ورزشی که با خود، نام مادریا پایه را یدک میکشد،ارزش و جایگاهی بالاتر از مدالها و رقابتها دارد.
امروزه در کشورهایی که دوومیدانی اصولی دارند، با توجه به جمعیت آنها، دهها و شاید صدها هزار نفر روزانه میدوند تا سلامت و تناسب اندام خود را حفظ کنند یا به آمادگی مطلوب در رشته ورزشی خود برسند. در این زمینه نیز ما گامهای موثری برنداشتهایم، زیرا تبلیغات برای ایجاد انگیزه در مردم نشده و هنوز با فرهنگ دویدن آشنا نیستیم. وقتی ضرورت آن را با تمام وجود احساس کنیم، بهانه نخواهیم آورد که گرفتاریم و فرصت سرخاراندن نداریم. وقتی با اصول ساده دویدن آشنا شویم و بدانیم چه اثراتی در زندگی ما، در جسم ما و در روح و روان ما دارد، آن وقت با اشتیاق به سراغش میرویم و دویدن جزیی از برنامههای روزانه ما میشود یا دستکم هفتهای 3 یا 4 بار میدویم و از فواید دویدن بهره میگیریم.
کم رونق در مدارس و دانشگاهها
چرا دوومیدانی در ایران به سطح دوومیدانی بسیاری از کشورهای آسیای شرقی، آفریقایی، اروپایی و آمریکای مرکزی نمیرسد؟
آیا تلاش فدراسیون دوومیدانی و سازمان تربیت بدنی، با این فرض که بیشترین توجه را به دوومیدانی کنند، این ورزش به سطح مقبولی در کشورمان خواهد رسید؟
نه هرگز. کارشناسان دوومیدانی و اهالی آگاه ورزش، همگی تاکید میکنند زمانی دوومیدانی شکوفا و موفقی خواهیم داشت که کار از مدارس آغاز شود. در سالهای دور، مسابقههای دوومیدانی مدارس، با نظم و هیجان برگزار میشد و خیلیها به تماشای آنها میرفتند. در آن سالها والیبال، بسکتبال و تنیس روی میز هم جایگاه خاص خود را در مدارس داشتند، اما تهاجم فوتبال و فرهنگ فوتبالی، دلبستگیها و علایق را تغییر داد و به فوتبال رساند.
صادق داداشی از قهرمانان سابق دوهای نیمه استقامتی مدارس و دانشگاهها که حالا عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی است، میگوید: ما زمانی دوومیدانی ریشهای خواهیم داشت که به این ورزش در مدارس توجه شود. در برخی کشورهایی که ورزش پیشرفته دارند، دوومیدانی و ژیمناستیک در مدارس اجباری است و تا بچهها در این ورزشها مدتی فعالیت نکنند، به آنها اجازه فعالیت در رشتههای دیگر نمیدهند. دکتر اسدی، رئیس سابق فدراسیون ژیمناستیک نیز تاکید میکند باید از دوره دبستان و حتی پیش از آن بچهها فعالیت خود را در ورزشهای پایه شروع کنند. علم امروز ورزش برای رونق دوومیدانی در سطح مدارس و حتی دانشگاهها انجام نمیشود.
در استان چهارمحال و بختیاری، اداره کل آموزش و پرورش آمده و خودش پیست دوومیدانی ساخته و از این ورزش حمایت کرده است. نتیجه این که یکی از کانونهای دوومیدانی ایران شده است. همین تجربه نشان میدهد چنانچه آموزش و پرورش با برنامهریزی درازمدت روی توسعه دوومیدانی سرمایهگذاری کند، دیگر ضرورتی نخواهد داشت فدراسیون به صورت نیمبند به استعدادیابی بپردازد و کاری را که مدارس یا باشگاهها باید انجام دهند، متولیاش شود. پس نتیجه میگیریم تا وقتی در مدارس تمرینها و مسابقههای دوومیدانی رونق نگیرد، همچنان باید دلخوش به درخشش تکستارهها باشیم. حالا ایجاد جذابیت برای خیلی از کسانی که فیزیک بدنیشان مناسب رشتههای دوومیدانی است، دشوار به نظر میرسد، چون آنها ترجیح میدهند به رشتههای دیگر بویژه فوتبال وارد شوند. صادق داداشی میگوید: زمانی دوهای استقامتی در ایران موفق و پررونق بود؛ اما حالا کمتر کسی میآید و جذب این رشتهها میشود، زیرا حوصله هر روز یکی دو ساعت دویدن سخت را ندارد و میداند دستکم از نظر مالی چشماندازش خوب نیست.پس در وضع موجود به این سادگیها نمیتوان هر کسی را به ورزش دوومیدانی جذب کرد.
بضاعت کم، آرزوهای بزرگ
دوومیدانی برای این که در بعد قهرمانی شکوفا شود به ابزارهایی خاص نیاز دارد و باید مجموعهای از شرایط مهیا شود. از آنجا که این ورزش شامل پرشها، دوها و پرتابهاست، نباید انتظار داشت در یک کشور هر قدر هم بزرگ و وسیع و پرجمعیت باشد، در تمام مواد آن، استعدادهای درخشان و خوشآتیه پیدا کرد. در کشورهای آفریقایی مثل مراکش، اتیوپی و کنیا، استعدادها در دوهای نیمهاستقامتی و استقامتی است.
وضعیت جغرافیایی و فیزیک جسمانی مردم این کشورها، آنها را آماده فعالیت موثر و موفق در دوهای نیمه استقامتی و استقامتی میکند. در کشورهای آمریکای مرکزی و کارائیب، نوع زندگی و ساختار بدنی مردم و سبک فعالیت ورزشیشان، بستر درخشش دوندگان سرعتی را فراهم کرده است. در اروپای شرقی که استعدادهای درشتاندام زیادند، مواد پرتابی بیشتر مورد توجه قرار میگیرد؛ البته کشورهایی که دوومیدانی پیشرفته و ریشهای دارند، در مواد متعددی سرمایهگذاری میکنند. از این قرار در مسابقههای قارهای و جهانی و المپیک، مدالهای زیادی در دوومیدانی کسب میکنند که نباید انتظار داشته باشیم با بضاعت اندک خود یا حتی سرمایهگذاری بلندمدت، به آنها نزدیک شویم. ما زمانی در دوهای استقامتی خوب بودیم، اما دیگران آمدند و خوب کار کردند و از ما جلو افتادند. در پرشها نیز وضع خوبی داشتیم. پرش ارتفاع و پرش طول و پرش سهگام، رشتههای پرامید ما در آسیا بود. حالا در این مواد افت کردهایم. در عوض در پرش با نیزه رو به پیشرفت هستیم، ولی برای موفق شدن، علاوه بر یافتن استعدادها و پرورش آنها، هم باید انگیزه ایجاد کنیم و هم تجهیزات و وسایل و اماکن مناسب داشته باشیم.
دریغ از یک باشگاه دوومیدانی
ایرج حصیبی، مسوول کمیته مسابقههای فدراسیون دوومیدانی میگوید: یکی از ضعفهای اساسی ما نداشتن امکانات و تجهیزات مناسب است. اگر تجهیزات خوب و پیشرفته داشته باشیم، مسابقهها را خوب برنامهریزی و اجرا میکنیم و خواهیم توانست در شهرهای مختلف مسابقهها را برگزار کنیم؛ اما بسیاری از پیستهای تارتان در شهرستانها برای مسابقهها غیرقابل استفاده هستند و جایی برای پرتاب نداریم. حصیبی ادامه میدهد: اگر همین مجموعه ورزشی آفتاب انقلاب در شرق تهران که ویژه دو و میدانی است، به طور کامل به بهرهبرداری برسد و همه اماکن آنها ساخته و تجهیز شود، خواهید دید در دو و میدانی ایران حرکتی تازه شروع میشود. مساله دیگری که سبب کمرونقی دو و میدانی و انگشت شمار بودن قهرمانان برجسته آن است، نداشتن باشگاههای دو و میدانی است. در خیلی از کشورها حتی در یک شهر چند باشگاه دو و میدانی فعالیت میکنند. آنها نه لیگی دارند و نه تیمی که مثل ما مثلا مسابقههای باشگاهی داشته باشند این باشگاههایی که در لیگ دو و میدانی، تیم شرکت میدهند، اساسا دو و میدانی ندارند و تنها پیش از یک فصل لیگ، تعدادی دو و میدانی کار را میآورند و با آنها قرارداد میبندند که در چند مرحله لیگ با نام آن باشگاه مسابقه هند و پولی بگیرند و بروند.
آینده دو و میدانی هیچ یک از این باشگاهها روشن نیست؛ مثلا باشگاه پاس زمانی تیم دو و میدانی تشکیل داد و تیمش قهرمان لیگ شد. بعد مدیران باشگاه آمدند و خیلی راحت تیم دو و میدانی را منحل و بر فوتبال تمرکز کردند. پس تا باشگاههای واقعی دو و میدانی نداشته باشیم، بسیاری از ضعفهای ما در حوزه استعدادیابی و پرورش استعدادها باقی خواهد ماند.
در حسرت تماشاگر
مسابقههای دو و میدانی در ایران چرا تماشاگر ندارد؟ عمدهترین مسابقههایی که در کشورمان برگزار میشود، لیگ دو و میدانی باشگاههاست. این لیگ حرف و حدیث زیادی دارد و به قول دبیر فدراسیون دو و میدانی، آن را برگزار میکنند که چراغ مسابقههای این ورزش در کشورمان خاموش نشود و ورزشکاران مسابقههایی داشته باشند و درآمدی کسب کنند. بجز لیگ دو و میدانی، مسابقههایی مثل دو صحرانوردی قهرمانی کشور و رقابتهای داخل سالن باشگاهی هم داریم که اینها هم تماشاگرانی را جذب نمیکنند. تماشاگر به سراغ مسابقههایی میرود که چند ویژگی داشته باشد. یکی اینکه طولانی و کسل کننده نباشد. هر مرحله از لیگ طلایی فدراسیون جهانی دو و میدانی در مدت حدود 2 ساعت برگزار میشود. در این 2 ساعت تماشاگر هیجان رقابتها را دارد و امکان پخش مستقیم تلویزیونی فراهم میشود. رشتههایی را هم برگزار میکنند که مدت آنها طولانی نباشد. از این قرار در لیگ طلایی مسابقههای ماراتن، نیمه ماراتن و پیادهروی جایگاهی ندارد؛ اما ما برای لیگ خود تمام مواد را داریم تا تمام ورزشکاران را راضی کنیم این نوع برگزاری مسابقه، نه تماشاگر جذب میکند و نه رسانهها به پخش مستقیم برمیانگیزد. وقتی پخش مستقیم پرهیجان نباشد، خود به خود تبلیغات برای گسترش رشته دو و میدانی انجام نمیشود. در ابتدای کار باید درست و حسابی و با فکر و الگو گرفتن از دیگران کار کنیم تا دو و میدانی ما تماشاگر جذب کند. یکی از کارها، برگزار کردن مسابقهها در چند رشته با شرکت نامداران است. مثلا مسابقهای راه بیندازیم که در آن ورزشکاران پرتاب دیسک، دوهای نیمه استقامتی رقابت کنند. وقتی مثلا چند پرتابگر مطرح جهان به تهران بیایند و با احسان حدادی و برادران صمیمی رقابت کنند و در دوهای نیمه استقامتی هم دوندگانی مطرح با مهاجر شجاعی و سجاد مرادی به رقابت بپردازند و البته پیش از مسابقه تبلیغات خوبی شود.
هزاران نفر به ورزشگاه خواهند رفت و خواهند دید دو و میدانی چقدر زیبا، رقابتی و پرهیجان است. وقتی برنامهریزی درست و هدفمند و آگاهانه باشد و مجریان برنامه هم مردانی با دانش و توانمند باشند، آن وقت رسانهها با اشتیاق دست دوستی به آنها میدهند، چون میدانند انعکاس مسابقهها، اعتباری برای رسانه است و کمکم ترغیب میشوند و دو و میدانی توجهی جدی کنند؛ البته تلاش در راه یافتن حامیان فالی نیز مسابقهها را رونق میدهد و مسابقههایی هم که پخش مستقیم داشته باشند خودبهخود حامی مالی جذب میکنند. تمام اینها نیازمند مدیریت بسیار قوی، توجه بنیادی و واقعی سازمان تربیت بدنی به دو و میدانی و حتی الزام کردن باشگاهها به سرمایهگذاری در این ورزش مادر است. در غیر اینصورت، دو و میدانی ما همان راهی را ادامه خواهد داد که در چندین دهه پیموده و همچنان در حسرت مسابقههایی خواهیم ماند که تماشاگران بسیار برای قهرمانان دست بزنند.
جهانگیر چراتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: