موسیقی، زبانی بینالمللی است که بیواسطه با هر مخاطبی فارغ از رنگ، نژاد و فرهنگ، رابطه برقرار میکند. اگر موسیقی سنتی ما که ویژگیهای خود را دارد و برای گوش شنونده خارجی در ابتدا نامانوس جلوه میکند، توانایی برقراری ارتباط با مردم دیگر کشورها را دارد، چرا این فرصت را از آثار موسیقایی ارکسترال خود دریغ میکنیم.
اگرچه برنامههای ارکسترهای ملی و سمفونیک در ایران در مقایسه با اجراهای گروههای سنتی کمتر است؛ اما این کنسرتها نیز نشان دادهاند همیشه با استقبال مردم روبهرو میشوند. ارکستر ملی ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی در اجراهایش در تالار وحدت یا تالار بزرگ کشور، تماشاگران انبوهی را پای هنرنمایی خود نشانده و در معدود سفرهایش به مراکز استانها با استقبال چند هزار نفری مواجه شده است. ارکستر سمفونیک تهران هم که در حال حاضر منوچهر صهبایی آن را رهبری میکند، با اجرای برنامههایی چون «این فصل را با من بخوان» یا «رسول عشق و امید» نشان داده است میتواند علاوه بر مخاطبان خاص و آشنا با موسیقی علمی، پای تماشاگران و علاقهمندان عادیتر را هم به کنسرتهایش باز کند.
آثار موسیقایی که از سوی آهنگساز ایرانی تصنیف و از سوی این ارکستر بزرگ نواخته میشوند، رنگ و بویی کاملا اینجایی دارند و در بردارنده مفاهیم و پیامهای برآمده از فرهنگ و تاریخ این سرزمین هستند.
اگر حضور ارکسترهای بزرگ ایرانی و اجرای برنامه در کشورهایی که با فرهنگ ملی و دینی ما قرابتی ندارند به لحاظ بعد مسافت و هزینههای زیاد سفر بیش از 100 نوازنده و اعضای گروه کر چندان ضروری نیست، اما روی صحنه رفتن این ارکسترها در کشورهای همسایه و منطقه و بویژه در کشورهای اسلامی میتواند بسیار سودمند باشد.
سمفونی رسول عشق و امید با آهنگسازی و رهبری لوریس چکناواریان به یقین میتواند شنوندگان و تماشاگران بسیاری را در هر کشور اسلامی به خود جلب کند. اثری چون سوئیت سمفونی «این فصل را با من بخوان» با آهنگسازی و رهبری مجید انتظامی نیز قابلیت اجرای زنده برای مردم علاقهمند به انقلاب اسلامی را در بسیاری از کشورها دارد. میتوان به این 2 اثر موسیقایی، مجموعه قطعات و آثاری چون سمفونی عاشورا، تهران و انقلاب اسلامی که در حال تصنیف و تولید هستند را هم افزود.
تجربه موفق اجراهای گروههای کوچکتر موسیقی سنتی در دیگر کشورها را باید برای ارکسترهای بزرگ نیز به کار بست. اگر ارکستر بزرگی چون اوزنابروک از قلب اروپا به ایران میآید و برنامه اجرا میکند، چرا ما نباید حداقل شرایط سفر ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی را به کشورهای منطقه و همسایه فراهم کنیم. البته تحقق این هدف نیاز به برنامهریزی و بودجه مناسب دارد که آماده و برآورده کردن آن با توجه به نتایج سودمندی که در پی خواهد داشت، باید در سطحی فراتر از معاونت هنری و دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پیگیری شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم