اگر بپذیریم که هر یک از افراد ساکن در یک جامعه صاحب سلیقه، باور و ذوقی متفاوت از دیگران است رشد و شکوفائی جامعه در گرو وجود همین تنوع فکری، ذوقی و سلیقهای است. در تعریف ماموریت رسانه شاید بتوان به «همسو سازی این سلیقهها و ذوقها» اشاره کرد.
این همسوسازی طبعا به همسو شدن تلاشها و کاستن از موانع و مزاحمتهایی میانجامد که جلوی رشد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی جامعه را سد میکند. به عبارت دیگر هر فردی با هر سلیقه و ذوقی میتواند در یک فرآیند آرمانی در جهت ارتقای جامعه خود بکوشد.
صرفنظر از وجود تفاوت در رنگ و بوی سلیقهها و ذوقها، گاه به مزیتهایی برمیخوریم که اکثریت افراد یک جامعه حول آن وحدت دارند. این مزیتها راه را برای همسوسازیها و همگنسازیهای آرمانی و ملی هموارتر میکند.
در جوامع بشری اعتقادات مذهبی، ملی، قومی و امثال آن جزو این مزیتهاست. یعنی هر فرد از آحاد جامعه صرفنظر از این که چه وضعیت اقتصادی، تحصیلی، اجتماعی و خانوادگی دارد به دلیل یک باور مذهبی یا یک باور ملی با بقیه افراد جامعه خود متحد میشود. این مولفههای اتحادبرانگیز نقاط حساس و مهمی هستند که میتوان از آن به عنوان مزیتهای اعتقادی نام برد.
ابن خلدون در کتاب مشهور خود به نام «المقدمه» از این مزیتها به عنوان شبکههای العصبیه اسم میبرد.
العصبیه اشاره به رگهها و پیوندهایی میکند که افراد یک جامعه را در هر حالت و شرایطی متحد نگاه میدارد. این رگهها گاه ملی و قومی است و برای مثال هر ایرانی را با هر مشرب سیاسی و فرهنگی در هر جای جهان متحد ایرانی دیگر میکند. گاه این رگهها مذهبی است. مثلا هر ایرانی مسلمان در هر جای دیگر دنیا که باشد و به هر قوم و قبیلهای تعلق داشته باشد و از هر پشتوانه مالی و فرهنگی که برخوردار باشد به وجود بارگاه حضرت ثامنالحجج علی ابن موسی الرضا علیهالسلام در مشهد به عنوان نمادی از وحدت همه ایرانیان مینازد.
حضور بارگاه امام رضا علیهالسلام در مشهد در راس همه میراث مذهبی که ما ایرانیان در کشور خود پاس داشتهایم قطعا یکی از این مزیتهاست. هر ایرانی اهل هر مکتب فکری و ساکن هر منطقهای باشد میتواند گرد این کانون وحدتبرانگیز خود را در اتحاد با دیگر ایرانیان بیابد.
رسانه فراگیری چون صداوسیما نهتنها میتواند که باید از این مولفه وحدتبرانگیز و از این مزیت بسیار برجسته ایرانی اسلامی بیشترین بهره را برای همسوسازی، وحدت و بالفعل کردن بنیههای آرمانی ایرانیان استفاده کند.
رسانه ملی به شهادت عملکردش در این زمینه کاهلی یا مسامحهای صورت نداده و بیشترین هم خود را معطوف به آشنا تر کردن مردم با این مزیت اعتقادی کرده است.
ساخت مجموعه تلویزیونی «ولایت عشق» نمونهای از این تعهد رسانه ملی بوده است. پوشش مراسم مختلفی که در سالروز ولادت و وفات آن حضرت در مشهد برگزار میشود و حتی پوشش مراسم دیگری که در مناسبتهای تقویمی ما وجود دارد از مشهد همه خبر از تلاش رسانه ملی برای ایجاد ارتباط بین این مزیت ملی اعتقادی و باور و ذهنیت مردم دارد.
اما آیا برای بهرهمندی از این مزیت رفیع همین کافی است؟ به نظر میرسد که رسانه ملی برای تقویت این کانون اعتقادی در ذهنیت اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه به برنامهریزیهای گستردهتر نیاز دارد.
ساخت برنامههای کوتاه تلویزیونی از سوی انبوهی از تهیهکنندگان و کارگردانان شاغل در صداوسیما میتواند یکی از این ابتکارات باشد. صداوسیما میتواند از هر تهیه کننده و کارگردان شاغل در این رسانه بخواهد در موضع امام رضا علیهالسلام یک قطعه کوتاه و موجز چند دقیقهای تلویزیونی بسازد. از هر تهیهکننده و کارگردانی هم که در مراکز استانی کار میکند بخواهد بازتاب ولایت و امامت امام رضا علیهالسلام در نقاط مختلف کشور را در برنامههای کوتاه به تصویر بکشد.
یکی از آثار گرانبهایی که در این زمینه میتواند الگو قرار گیرد فیلم مستند یا ضامن آهو اثر مشهور پرویز کیمیاوی است، اما در این مقطع اگر کمی از بحث خاص زیارت کردن مرقد مطهر اما رضا علیهالسلام به سوی مفاهیم اعتقادی و باورهای مردمی برگرفته از امامت حضرت امام رضا علیهالسلام نزدیک شویم در نوع خود کندوکاوی در رابطه با قرابت ذهنی مردم مناطق مختلف با موضوع امامت امام رضا علیهالسلام خواهیم رسید که از تنوع گستردهای در حوزه جامعهشناسی اعتقادی ایرانیان برخوردار خواهد بود. مجموعه این آثار جشنواره بزرگی را سامان خواهد داد که در طول سال و سالها این مزیت اعتقادی را مورد بهرهبردای ملی قرار خواهد داد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم