در مقاله حاضر ، کیفیت و نحوه عزاداری بر شهیدان کربلا در عصر صفویه و قاجاریه را به اجمال مورد بررسی قرار می دهیم.
در دوره صفویه با توجه به رسمیت یافتن تشیع ، شیعیان موقعیت خوبی پیدا کردند و توانستند در پاسداشت شعائر دینی آن چنان که باید، آزادانه عمل کنند.
براساس گزارش های یک کشیش اسپانیایی که در 1011قمری دوره شاه عباس اول به ایران آمده بود «طی 10روز محرم ، دسته های مردم در شیراز ، در حالی که فریاد می زنند «شاه حسین وای حسین» در کوی و برزن گردش می کنند و سوگ سرود می خوانند». پیترو دلاواله ، سیاح ایتالیایی در سال 1027قمری از اصفهان گزارش می دهد:ایرانیان تمام این مدت دهه محرم را به طور مداوم عزاداری می کنند و ضمن تظاهرات عمومی عظیم از پایان غم انگیز زندگی حسین (ع)... یاد و به این مناسبت سوگواری می کنند... تشریفات و مراسم عزاداری عاشورا به این قرار است که همه غمگین و مغموم به نظر می رسند و لباس عزاداری به رنگ سیاه ... بر تن می کنند.
دن گارسیا دسیلوا فیگوئروا، سفیر اسپانیا در دربار شاه عباس اول نیز شرحی از عزاداری مردم اصفهان در سال 1028قمری (1618میلادی) ارائه می کند: «سخنان موعظه گران به قدری تاثرانگیز است که زنها بسختی اشک می ریزند و با سیلی بر چهره و با مشت برسینه خویش می کوبند... صدای گریه حضار در این ایام عزاداری چنان بلند بود که در همه اتاقها و پستوهای خانه سفیر به گوش می رسید.»
در دوره قاجار، تعزیه - که عناصری از آن در دوره صفویه و دوره زندیه به وجود آمده بود به اوج شکوفایی خود رسید. حکم معروف مرحوم میرزای قمی در زمان آغامحمدخان قاجار در خصوص بلامانع بودن اجرای تعزیه از لحاظ شرعی ، موجب ترویج این شکل از عزاداری شد. در دوران فتحعلی شاه بر شکوه عزاداری و تعزیه افزوده شد و تکیه های ثابت برپا شد.
به گزارش جهانگیر میرزا در محرم 1242قمری در حالی که ایران درگیر جنگ های دوره دوم با روسیه بود، در اردوگاه های جنگی واقع در قفقاز تکایا بسته شد و مراسم عزا بر پا شد و لشگریان ایران تحت تاثیر حماسه عاشورا آماده جانبازی شدند.
چون ماه محرم 1242 داخل شد، برای تعزیه جناب سیدالشهداء علیه السلام تکایا بسته علمای اعلام و مجتهدین ذوی الاحترام مثل جناب آخوند حاجی ملامحمدنراقی و جناب آخوند ملامحمد دامغانی بعد از ذکر مصیبت حضرت سیدالشهداء لشگریان منصور را به جهاد ترغیب فرموده شوری در میان لشگر منصور می انداختند و دسته دسته و فوج فوج لشگریان اسلام از مجلس وعظ برخاسته به خدمت نایب السلطنه عباس میرزا آمده اظهار شوق و تعهد یورش و بی باکی را از کشته شدن و کشتن می کردند. در دوره محمدشاه نیز به علت علاقه و اعتقاد شاه و حاج میرزا آغاسی مراسم عزاداری بویژه اجرای تعزیه رونق گرفت.
همچنین ساختن تکایا نیز در این دوره گسترش یافت . کنت دوسرسی ، سفیر فوق العاده فرانسه که در سال 1255قمری به ایران آمده بود با وجود برداشت سطحی ای که از آداب و رسوم ایرانیان دارد، اما راجع به مراسم محرم می گوید: «ایرانیان ایام عزاداری ماه محرم را با تشریفات رسمی و زیاد انجام می دهند.»
بر اساس آمار موجود در سال 1268قمری ، یعنی 4سال پس از مرگ محمدشاه و در سالهای اولیه سلطنت ناصرالدین شاه تهران به عنوان پایتخت ایران دارای 155736نفر جمعیت بود. این جمعیت عمدتا در 5محله تهران (عودلا جان ، ارک ، بازار، سنگلج ، چال میدان) و تعدادی نیز در خارج از دروازه های شهر سکونت می کردند. برای این تعداد در آن زمان 54تکیه و (107عود لاجان ، ارک ، بازار، سنگلج ، چال میدان) مسجد به اضافه 5امامزاده وجود داشت که در ایام عزاداری و مراسم مذهبی ، مردم در آنها تجمع می کردند.
این تعداد تکیه و مسجد بخوبی بیانگر روح مذهبی حاکم بر تهران در سال های اولیه سلطنت ناصرالدین شاه است . گفتنی است این آمار شامل تکایای سیار و روضه خوانی های منازل نمی شود.
کنت دوگوبینو تصویر روشنی از وضعیت ایران عصر قاجار در ایام محرم ارائه می کند. وی ضمن تشریح ویژگی های تعزیه و جایگاه تعزیه خوانان و گستردگی فعالیت آنان در ایام عزا می نویسد: خیابان در ماه محرم بیش از رمضان لبریز از قیافه های غمگین و افسرده است . روضه خوان ها در ارتباط تنگاتنگ با مردم بوده و همواره مورد تکریم و احترام آنها قرار گرفته اند. روضه خوانان در به راه اندازی دسته ها نیز نقش بسزایی دارند.
این دسته ها متشکل از مردان و کودکانی هستند که علم های سیاه یا سبز در دست دارند. این دسته ها که شب هنگام مشعل به دست با قدمهای شتابان از کوچه ها می گذرند و پشت سرهم وارد تکیه شده ، از تکیه ای به تکیه ای دیگر می روند و ضمن چرخیدن به نوحه سرایی می پردازند، بسیار تماشایی اند.
آنها که همواره کودکان و زنان به دنبالشان روانند، در کوچه ها با صدایی بلند فریاد یاحسین ! یا عباس ! سرمی دهند و در مساجد مقابل جایگاه روضه خوان یا مداح قرار گرفته ، به شیوه ای عجیب و بی نظم اما بسیار موثر همراه با او به نوحه خوانی می پردازند... در طول دهه ماه محرم تمام ملت عزادارند. امرا، وزار و کارمندان لباسهای تیره می پوشند.... کسروی نیز در کتاب شیعیگری توضیحی جالب هر چند با لحن و نگرش منفی از سنت عزاداری در بین ایرانیان بویژه در دوره قاجار ارائه می کند و می نویسد: چون به زمان قاجاریان می رسیم که نوشته های جهانگردان اروپایی در دست است می بینیم دستگاه بزرگی در میان می بوده و در ایران و هندوستان و قفقاز و دیگر جاها در 12روز محرم روضه خوانی ها بسیار می شده و سینه زنی و قمه زنی و شاه حسینی از همان زمانها شناخته می بوده . هر چه هست در زمان ما روضه خوانی و نمایش های محرمی ... بی اندازه پهناور شده بود. در شهرهای بزرگ شماره روضه خوان ها از دویست و سیصد گذشتی ... در سراسر سال روضه خوانی ها رفتی .
اگر کسی درگذشتی و یا از سفر آمدی و یا عروسی کردی و یا خانه تازه خریدی و یا فرزندی پیدا کردی ، در خانه خود روضه خوانانیدی ... کمتر نشستی بودی که روضه ای خوانده نشود... اگر عروسی کند روضه از عروسی قاسم خواناند. همراهی حکومت ، اهتمام علما و عشق و علاقه مردم به خاندان عصمت و طهارت باعث شد، عزاداری در دوره ناصری رونق بیشتری پیدا کند.
نگاهی به منابع عصر ناصری بیانگر گسترش مراسم مذهبی در این دوره است . محمدحسن خان اعتمادالسلطنه در روزنامه خاطرات خود به دفعات به برگزاری مراسم سوگواری خامس آل عبا(ع) اشاره می کند. اهتمام مردم به برگزاری عزاداری و برپایی جلسات روضه ، برگزاری مراسم روضه در مدرسه خان مروی به سرپرستی آیت الله حاج ملاعلی کنی ، شرکت شاه در مراسم روضه و تعزیه ، برنامه های تکیه دولت و... مطالبی است که در خلال روزنامه خاطرات می توان به آن پی برد. از جمله مواردی که بسیاری از مردم به آن اهتمام می ورزیدند شرکت در چهل روضه یا منبر در روز نهم محرم الحرام بود. البته در برخی منابع چهل و یک منبر ذکر شده است که چهل منبر صحیح تر است .
اعتمادالسلطنه در این خصوص در ذیل حوادث امروز سال 1300قمری می نویسد: سه شنبه 9صبح امین الدوله و نظام الملک و جمعی روضه آمدند. بعد در خانه دربخانه رفتم . سرناهار وبعد از ناهار روزنامه خوانده شد. عصر خانه ادیب الملک روضه خوانی رفتم . امشب چهل منبر که هرسال می روم رفتم .
عزاداری مختص به دهه اول ماه محرم نبود، در دهه های بعد و در ماه صفر نیز جلسات متعدد روضه برپا می شد. در سال 1310قمری مرض وبا در ایران و تهران شایع شد و متاسفانه تعداد زیادی از هموطنان ما به دیار باقی شتافتند. عین السلطنه در این زمینه می نویسد: شمیرانات طوری جمعیت شده است که چه بنویسم . تجریش گویا شش هفت هزار جمعیت آمده باشد. همین طور جاهای دیگر و ییلاقات دوردست .
مردم اهل هر ولایتی بودند گریخته ... همهمه و اضطراب مردم طهران طوری شده که به نوشتن برنمی آید. دو، سه مرتبه خلق طهران با علما و سادات به حضرت عبدالعظیم (ع) و امامزاده حسن و امامزاده اهل علی ، مصلی رفته ، هر مرتبه متجاوز از 20هزار نفر بودند. صدقه و روضه خوانی و بذل و بخشش به شدت زیاد شده است . طوری مردم ترسیده اند که حقیقت دیدنی و تماشایی است ... شهر طهران اکنون بسیار خلوت شده است .
چه تلف شده اند و چه فرار کرده اند کوچه ها خلوت است ، تمام دکانها بسته است . دل مردم پی کار نمی رود.... به رغم بروز این بیماری مهلک ، مردم طهران که در شهرمانده و یا به شمیرانات رفته بودند و حتی کسانی که به مناطق خارج از طهران گریخته بودند در ایام محرم به عزاداری پرداختند. عین السلطنه می نویسد: «همه چیز گران است . هیچ چیز پیدا نمی شود اگر هم پیدا شود خیلی گران است ... روضه خوانی و خیرات به حدی در طهران و شمیرانات زیاد شده که چه نویسم . آش امام زین العابدین (ع) در تمام کوچه ها و گذرها طبخ می شود.
دستجات سینه زن متصل در گردش است ....». به علت شیوع وبا در این سال ظاهرا در تبریز 8هزار و در تهران بیش از 20هزار نفر جان باختند. در سال 1311قمری نیز با وجود برطرف نشدن خطر وبا مجالس عزا و تعزیه بسیار باشکوه برگزار شد. در همین سال بیماری وبا مجددا در تهران شیوع پیدا کرد، علاوه بر آن فرنگی مآبی نیز بیماری دیگری بود که در این سالها به قصد غارت ایمان مردم شایع شده بود. عین السلطنه ذیل وقایع 4ربیع الثانی 1311قمری می نویسد: حقیقت آنها [فرنگی ها] هم خوب ترقی کرده اند. کسی که ترقی نکرده ماها هستیم .
هرچه افعال بی معنی فرنگی ها بوده آموخته ایم ، هرچه صنایع و قانون های خوب داشته اند کنار گذاشته ابدا ملاحظه نکرده ایم . از فرنگی مآبی عصا دست گرفتن ، عینک گذاشتن ، پیراهن و دستمال گردن پوشیدن و بستن ، سیگار کشیدن ، تندتند حرف زدن ، سرودست در وقت تکلم جنباندن ، عرق و شراب وافر خوردن را یاد گرفته ایم ... کارهای خودمان و قانون صحیح محمدی صلوات الله علیه و آله از دست رفته ، قانون فرنگی ها هم میان نیست .
اعتمادالسلطنه نیز ذیل وقایع محرم 1312قمری به رواج فرنگی بازی و تاثیر سوء آن برعزاداری ماه محرم اشاره می کند: جمعه 9محرم ... به قصد چهل و یک منبر از خانه بیرون رفتیم . هفت هشت سال بود به واسطه تشریف نداشتن موکب همایون در موقع عاشورا در طهران چهل و یک منبر نرفته بودم .
اولا مجالس روضه را خیلی کم دیدم . از نقیب السادات جهت پرسیدم . گفت از روی بی عقیده گی نیست . از بابت گرسنگی مردم است . ثانیا تکایایی هم که بسته بودند بی رونق و بی اسباب جمعیت در کوچه ها بسیار کم . روی هم رفته فرنگی بازی عقاید را سست کرده و نمی دانم این از برای ملت و دولت ایران خوب است یا بد است .
باوجود تلاش غربگرایان ، در محرم 1312قمری نیز مراسم محرم باشکوه برگزار شد. جمعه 2شهرمحرم 1312مسجد شیخ عبدالحسین که تجار ترک چند سال است مفصلا روضه خوانی می کنند باز به همان تفصیل برپا بود.
امسال با این گرما روضه خوانی از سال گذشته بیشتر است . در دوره سلطنت مظفرالدین شاه نیز عزاداری ماه محرم همچنان با شکوه برگزار می شد. در سال 1316قمری به واسطه اعتدال هوا مجالس روضه خوانی بیشتر شده بود: از هر کوچه بگذری اقلا_ چهار، پنج چادر زده اند ، در گذرها و سقاخانه ها و مساجد که الی ماشاءالله ... دسته امسال زیاد است اما حکم شده از محله خود به جای دیگر نروند مگر با پلیس و فراش ... تمام دسته جات سینه زن امسال در حرکت بود... تمام [دسته ها] دیروز آمده از سبزی میدان که محل جلوس حکومت بود گذشتند.
ذکر این نکته ضروری است که در سالهای سلطنت مظفرالدین شاه فعالیت منورالفکران غربگرا و فرق ضاله گسترش یافت و این امر در سالهای بعد تاثیر فراوانی بر تحولات ایران گذاشت . در محرم 1320قمری در تهران و خراسان نان کمیاب و گران بود. در صفر همین سال در مشهد شورش شد ، اما عزاداری در شهر برپا گردید. محرم 1321قمری نیز به همین منوال گذشت .
محرم 1322قمری مصادف با نوروز بود. دراین سال شاه عید نگرفت و مراسم عزاداری با شکوه برگزار شد. عزیزالسلطان از برپایی مراسم تعزیه و عزاداری در دربخانه و منزل امیربهادر جنگ این چنین خبر می دهد: سه شنبه 4محرم الحرام 1322 رفتم تعزیه عین الدوله وزیراعظم ، جمعیت زیادی از زن و مرد بودند.
خوب تعزیه می خوانند. تشریفات تعزیه بسیار کم است ، ولی خوب گریه می کنند... جمعه 7شهر محرم الحرام ...1322 رفتم منزل امیربهادرجنگ پای روضه شبها و صبح ها روضه می خوانند جمعیت زیادی بودند از زن و مرد.
در این سال رفتن به چهل منبر همچنان مرسوم بود عزیزالسلطان می نویسد: 9محرم الحرام غروب مراجعت به منزل نمودم ، تجدید وضو نمودم ، رفتم به چهل منبر و... شمع روشن نمودم . عصر صفوی و قاجار را می توان دوره رشد گرایش های دینی و توجه فراوان به شعائر مذهبی در ایران محسوب کرد که این امر ناشی از اهتمام مردم و زمامداران عصر به این مقوله بوده است .
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....