اما در میان دانشجویان این مساله از چندین دیدگاه قابل بررسی است. اول اینکه بسیاری از دانشجویان با ورود به دانشگاهها احساس آزادی بیشتری نسبت به دوران مدرسه میکنند که این طبیعی است و برخی از آنها تمایل دارند که نظم حاکم را رعایت نکنند.
لازم به ذکر است که این مورد محدود به کشورهای در حال توسعه نمیباشد و تحقیقات نشان داده در میان کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز برخی معتقدند نظم زیاد در دانشگاهها یعنی محدودیت و در محیطی باز مانند دانشگاه محدودیت آزاردهنده است. بخشی از دانشجویان سال اولی نه تنها از بینظمی در کلاسها بلکه از بینظمی استادان در شروع و خاتمه کلاس نیز لذت میبرند و آن را از موهبتهای تحصیل در دانشگاهها میدانند.
در کلاس بینظم در هر مقطعی از ابتدایی تا عالی تمرکز و سطح یادگیری کاهش مییابد و عمق مطالب درک نخواهد شد.
وقتی کلاس کارایی خود را از دست دهد دانشجویان انگیزه کافی برای شرکت فعالانه در کلاس نخواهند داشت و برخی نیز حضور در کلاس را ضروری ندیده و در بسیاری از جلسات غیبت میکنند. همین امر نیز لطمهای دوباره به انسجام کلاس و جدیت استاد و در ضمن یادگیری دانشجویان میزند.
دانشجویان شاغل عموما برنامه منظمتری برای زندگی و تحصیل و کار خود دارند و یک یا چند ساعت بلاتکلیفی در میان کلاسها و یا کلاسهای غیررسمی و بدون نظم را نمیپسندند.
از طرفی به دلیل نیاز به آموزش و تجربهای که برای کارشان نیاز دارند تمایل بیشتری به شرکت در کلاسهای جدی داشته و خلاقیت بیشتری نیز از خود نشان میدهند.
بررسیها نشان داده آموزش پشت سر هم و منظم به مراتب نتیجهای بهتر از کلاسهای پراکنده و بدون هدف دارد.
بررسیها نشان داده بیش از 30درصد دانشجویان در سال آخر دانشگاه تمایل و انگیزه بیشتری برای ادامه جدی تحصیل پیدا میکنند و دیگر بینظمی در فضای کلاس و برنامهریزی آموزشی را تحمل نمیکنند.
منبع: dailynews
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم