روز گذشته، پدر شیدا که از فرارهای متعدد وی به ستوه آمده بود، به شعبه 11 بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 5 تهران مراجعه کرد و از بازپرس پرونده خواست، دختر 18 سالهاش را روانه زندان کند تا شاید تنبیه شود و با آبروی خانوادگیاش بازی نکند.
این مرد در تشریح ماجرا به بازپرس حسنی گفت: شیدا علاقهای به درس خواندن نداشت و پس از گذراندن مقطع راهنمایی، ترک تحصیل کرد و اصرار من و مادرش برای ادامه تحصیل وی بینتیجه ماند. دخترم سال 84 با پسر شروری در خیابان آشنا شد و تصمیم به ازدواج با او گرفت،اما ما با این وصلت مخالف بودیم. یک روز شیدا پس از مشاجره با خواهرش، فرصت را مغتنم شمرد و همراه آن پسر از منزل فرار کرد و یک هفته با او بود تا این که وقتی همراه او در خیابان پرسه میزد، دستگیر شد و به کانون اصلاح و تربیت انتقال یافت و پس از مدتی که آزاد شد، بار دیگر بنای ناسازگاری گذاشت و فرار کرد و یک مرتبه دیگر نیز دستگیر شد و به کانون اصلاح و تربیت انتقال یافت.
پس از آزادیاش ملتمسانه از او خواستیم، رفتارش را تغییر دهد و آبروی خانوادگیمان را از بین نبرد، اما توجهی نکرد و 4 مرتبه دیگر هم فرار کرد و هر مرتبه وقتی پولهایش تمام میشد، به منزل بازمیگشت.
درخواست عاجزانه پدر برای زندانی کردن دختر 18 سالهاش
شاکی ادامه داد: هر کاری انجام دادیم تا شاید اصلاح شود بیفایده بود، تا این که هفته گذشته قصد فرار از منزل را داشت که حالش بد شد و او را به بیمارستان رساندیم که با تلاش پزشکان از مرگ نجات یافت. وقتی درباره بیماریاش از پزشکان معالج سوال کردم، گفتند، قرصهای روانگردان و موادمخدر شیشه مصرف میکند.
وی گفت: آقای قاضی عاجزانه میخواهم او را روانه زندان کنید تا تنبیه شود و شاید دیدن وضعیت زندانیان او را به زندگی بازگرداند و رفتارهای نامناسبش اصلاح شود.
به دنبال شکایت این مرد، شیدا دختر فراری مورد تحقیق قرار گرفت و پس از اعتراف به فرارهای متعدد و اعتیاد به موادمخدر صنعتی، بازپرس حسنی، رئیس شعبه 11 دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 5 تهران به دنبال شکایت پدر خانواده، دستور انتقال شیدا را به زندان صادر کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم