در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما ماجرای تصویب فوریت این طرح و رد آن حکایتی دارد که به سختی میتوان آن را به ساختار این سازمان ارتباط داد. آغازگر این ماجرا، رحیم مشایی و اظهارنظرهای پیدرپی و تسلسلوار او درباره دوستی ملت ایران با مردم اسرائیل بود.
واکنشها و مخالفتهای مجلس و چهرههای سرشناس سیاسی نتوانست اسفندیار را از میدان خارج کند و او تاکید کرد که هزار بار دیگر میگویم که ملت ایران هیچ دشمنی با سایر ملتها از جمله مردم اسرائیل ندارد و با مردم اسرائیل دوست است.
فوریت طرح مجلس برای جدا شدن سازمان میراث فرهنگی از ریاست جمهوری در چنین فضایی به تصویب رسید. فضایی که در آن نه معاون رئیسجمهور از موضع خود کنار میآمد و نه مجلس حاضر بود از این اظهارات بهراحتی بگذرد. مهمترین هدف نمایندگان که طرح انحلال سازمان میراث فرهنگی و گردشگری را امضا کرده بودند، پاسخگو کردن رئیس این سازمان در برابر مجلس بود.
براساس قانون، مجلس نمیتواند معاونان رئیس جمهور را استیضاح کند. در صورت الحاق سازمان میراث فرهنگی به وزارت ارشاد، مجلس میتوانست با استیضاح وزیر ارشاد، بر عملکرد سازمان میراث فرهنگی اعمال نظر کند.
فوریت این طرح اگر چه با رای بالای نمایندگان به تصویب رسید، اما از همان ابتدا معلوم بود که فضای احساسی و سیاسی که به خاطر لجاجت معاون رئیسجمهور به وجود آمده، استدلالهای منطقی را تحتالشعاع قرار داده است؛ چرا که تا قبل از ماجراآفرینیهای معاون رئیسجمهور هیچ بحثی درباره ناکارآمدی و یا مشکلات ساختار فعلی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بوجود نیامده بود.
این طرح در شرایطی در مجلس هشتم مطرح شد که 5 سال پیش مجلس ششم در یکی از آخرین مصوبات خود رای به ادغام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری داد. براساس مصوبهای که پدید آورنده سازمان کنونی میراث فرهنگی و گردشگری است، سازمان میراث فرهنگی از وزارت ارشاد و سازمان صنایع دستی از وزارت صنایع، جدا شده و در قالب سازمان جدید و کنونی، در سطح معاونت رئیسجمهور قرار گرفت.
این ادغام افزون بر اینکه حوزه همجنس گردشگری، میراث فرهنگی و صنایع دستی را تحت یک مدیریت واحد قرار داده به این بخش قدرت، اعتبار و رسمیت بیشتر بخشید و اگرچه در طول این چند سال، انتقاداتی بر مدیریت این بخش وارد است، اما در مجموع برآیند نتایج در ساختار کنونی رضایتبخش است.
نکته دیگر این که بخش گردشگری و میراث فرهنگی در اکثر نقاط دنیا در سطح وزارت و معاونت رئیسجمهور و یا دو وزارتخانه مستقل دیده شده است و از این رو، این اصلاح ساختار به نوعی متناسب کردن مدیریت این بخش با الگوی جهانی بود.
از این رو میتوان گفت که در صورت تصویب طرح انحلال سازمان میراث فرهنگی، مدیریت این بخش پراهمیت وارد حوزهای نامعلوم میشد آن هم بخاطر مسالهای که میتوانست بگونهای دیگر حل شود.
محمدرضا عزیزی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: