در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قرارداد توسعه فازهای 6، 7 و 8 که در نوع خود بزرگترین قرارداد صنعت نفت ایران به شمار میرود سال 79 منعقد و قرار شد فازهای 3 گانه فوق نهایتا تا سال 85 به بهرهبرداری برسد، اما پس از 2 سال تاخیر نسبت به زمان اعلام شده، فقط یک فاز وارد مدار شد. این تاخیرها البته تغییر و تحولاتی را هم در نحوه استفاده از گاز استخراج شده، ایجاد کرد؛ قرار بود گاز فازهای 6، 7 و 8 به منظور تقویت ضریب استخراج میدان نفتی آغاجاری به این میدان بزرگ تزریق شود، اما بهدلیل کسری موازنه تولید و مصرف گاز در داخل کشور ظاهرا تصمیم بر آن است که گاز فاز 6 پس از تصفیه، وارد شبکه مصرف خانگی کشور شود. به قول نفتیها گازی که قرار بود ترش بماند حالا شیرین میشود.
اما تاخیر از این جنس در صنعت نفت ایران بهخصوص در سالهای اخیر که واگذاری پیمانکاری پروژههای بزرگ بالادستی به شرکتهای داخلی باب شده، اتفاق تازهای نیست. همین 4 سال پیش و در زمان دولت سابق بود که پیمانکار داخلی، فاز یک پارس جنوبی را هم با 2 سال تاخیر تحویل داد. پتروپارس که اتفاقا پیمانکار فازهای 6، 7 و 8 نیز هست، فاز اول پارس جنوبی را در حالی به بهرهبرداری رساند که فازهای 2 و 3 از یک سال قبل وارد مدار شده بود. تجربه واگذاری پروژههای بزرگ به پیمانکاران داخلی این واقعیت را نشان داد که اعتماد به نیروهای داخلی با وجود تمام مزایای بیشمار آن یک هزینه بزرگ هم در پی دارد؛ هزینه زمان و عدم النفع ناشی از تاخیر در بهرهبرداریها که گاه به میلیاردها دلار میرسد. هزینهای که باید دید به منافعی که این سیاست در پی دارد میچربد یا نه؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: